سرگرمی
تلویزیون منبع اصلی سرگرمی برای بسیاری از مردم است.
در اینجا واژگان از واحد 13 - بخش 1 در کتاب درسی Interchange Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "روایت"، "تمرین کردن"، "ادغام کردن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
سرگرمی
تلویزیون منبع اصلی سرگرمی برای بسیاری از مردم است.
تمرین کردن (نمایش و غیره)
گروه تئاتر به دقت صحنههای خود را تمرین کردند تا اجرایی صیقلی و جذاب ارائه دهند.
کارگردان
کارگردان فیلم وقتی که اسکار را برد بسیار خوشحال شد.
روایت
روایت مستند هم آموزنده و هم عمیقاً تکان دهنده بود.
فیلم
ما پاپکورن و نوشابه خریدیم تا در طول فیلم لذت ببریم.
مسائل پیشپاافتاده
او اطلاعات بیاهمیت درباره مخترعان معروف جمع میکند.
فرض کردن
او فرض نمیکرد که ایده سادهاش به یک کسبوکار موفق تبدیل شود.
کوبیدن
در لحظهای از ناامیدی، او تلفن خراب را روی میز کوبید.
تصادفاً
او به طور تصادفی روی دکمه اشتباه در نرمافزار کلیک کرد.
(شرکت، مؤسسه و غیره) به ثبت رساندن
وکیل این ماه چندین کسبوکار را برای مشتریانش ثبت میکند.
فیلمبرداری کردن
آنها چندین بار فیلمبرداری کردند قبل از اینکه بهترین را برای فیلم بگیرند.
بدلکاری
کارگردان از اینکه چگونه حرکت نمایشی هیجان را به داستان اضافه کرد راضی بود.
ماندن
معمای ناپدید شدن اثر باستانی باقی خواهد ماند حل نشده.
قیمت داشتن
بلیطهای کنسرت هزینه بیشتری از آنچه انتظار داشتم داشتند، اما تجربه ارزشش را داشت.
سرگرمکننده
حرکات خندهدار دلقک بچهها را به خندهای بیاختیار انداخت.
کندذهن
عجیبغریب
منظره عجیب یک گاو که در خیابانهای شهر پرسه میزد، ساکنان را متحیر کرد.
چندشآور
فکر خوردن حشرات ممکن است برای برخی خوشمزه باشد، اما برای دیگران، کاملاً منزجرکننده است.
فوقالعاده
آنها در تعطیلات خود در یونان فوقالعاده وقت گذراندند.
بامزه
نمایش کمدی خندهدار تماشاگران را از ابتدا تا انتها به خنده انداخت.
افتضاح
هوای وحشتناک برنامههای آنها را برای یک روز در ساحل خراب کرد.
جنونآمیز
او هیستریک به نظر میرسید وقتی اشکهای شادی روی صورتش جاری شد.
باورنکردنی
طرح فیلم آنقدر باورنکردنی بود که منطق را به چالش کشید.
عجیب
نشانههای عجیب روی نقشه، کوهنوردان را از مسیر شناخته شده خارج کرد و به قلمروی ناشناخته برد.
برجسته
رستوران به خاطر آشپزی برجسته و خدمات بینقصش معروف است.
مسخره
ایده آموزش دوچرخهسواری به ماهیها کاملاً مسخره است.
احمق
او احمقانه رفتار میکرد وقتی که عمداً کفشهای ناهماهنگ پوشید.
بسیار بد
فیلم به دلیل طرح و بازی ضعیف، نقدهای وحشتناکی از منتقدان دریافت کرد.
عجیب
شعبده باز یک حقه عجیب انجام داد که من هنوز نمیتوانم بفهمم.
افتضاح
هوا وحشتناک بود، با باران شدید و باد.
شگفتانگیز
ما آخر هفته وقت عالیای در ساحل داشتیم.
عجیب
عجیب است که خیابانها را در ساعت شلوغی اینقدر خالی ببینیم.
بامزه
او این را خندهدار مییابد که سگش از گربهها میترسد.
منحصربهفرد
او یک لباس عجیب و غریب با طرحهای جسورانه و پیچیده پوشید.
نشانه موافقت
دوبله کردن
توزیعکننده فیلم تصمیم گرفت فیلم کلاسیک فرانسوی را به ماندارین دوبله کند تا بازار چین را جذب کند.