کتاب 'اینترچنج' متوسطه - واحد 14 - بخش 2
در اینجا واژگان از واحد ۱۴ - بخش ۲ در کتاب درسی Interchange Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "مقررات"، "بستن"، "زنگ زدن" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
used to ask if one can do something

ممکن بودن
میتوانی به من در تکالیفم کمک کنی؟
used to show that something is very important and needs to happen

باید
کارمندان باید در جلسه آموزش اجباری هفته آینده شرکت کنند.
used to express possibility or likelihood of something

شاید
شاید هوا تا زمانی که رویداد فضای باز خود را شروع کنیم بهبود یابد.
used to show likelihood or possibility without absolute certainty

احتمالاً, شاید
من احتمالا کلیدهایم را روی پیشخوان آشپزخانه جا گذاشتهام.
in a certain way

قطعاً, مسلماً
او قطعاً فرد مناسبی برای این شغل است.
with little or no noise

ساکت, بیسروصدا
نوزاد در اتاق آرام به آرامی خوابید.
extremely foolish or absurd in a way that seems insane

دیوانه, احمق
دیوانگی است که چنین مبلغی را برای یک جفت کفش خرج کنید.
doing or happening after the time that is usual or expected

دیر
پاسخ دیر هنگام مشتری، زمانبندی پروژه را به تأخیر انداخت.
to speak to someone often angrily because one disagrees with them

جروبحث کردن, بحث کردن
من با فروشنده در مورد قیمت پیراهن بحث کردم.
having little or no financial resources

بیپول, ورشکسته
او پس از خرید آن لپتاپ گرانقیمت بیپول است.
instructions or guidelines that determine how a game or sport is played

دستورالعمل, قانون
بازیکنان باید از قوانین پیروی کنند تا از جریمهها اجتناب کنند.
a rule made by the government, an authority, etc. to control or govern something within a particular area

قانون, دستور, مقرره
مقررات مالی به دنبال تضمین شیوههای منصفانه و شفاف در صنعت بانکداری هستند.
to move through water by moving parts of the body, typically arms and legs

شنا کردن
تابستان گذشته، او برای اولین بار در اقیانوس شنا کرد.
to let someone or something do a particular thing

اجازه دادن
سیاست جدید به کارمندان اجازه میدهد از راه دور کار کنند.
to bring two parts of something together

بستن (دکمه و غیره)
گردنبند یک بست ظریف دارد که میتوان از آن برای محکم کردن آن به دور گردن استفاده کرد.
to trouble someone and make them uneasy

آزار دادن
گزارش نگرانکننده پزشک او را آشفته کرد.
a manner of speaking or writing that is characteristic of a particular person, group, or era, and that involves the use of particular words, phrases, or expressions in a distinctive way

بیان
سخنرانی او پر از اصطلاحات دهه 1960 بود، که اغلب به آهنگها و شعارهای محبوب آن دوران اشاره میکرد.
in a total or complete way

خیلی, بسیار، کاملاً
او کاملاً از شنیدن دلیل امتناع کرد.
to make or have an image of something in our mind

تصور کردن
به عنوان یک کودک، او عادت داشت که تصور کند یک ابرقهرمان است و روز را نجات میدهد.
anything that is very easy to achieve or do

مثل آب خوردن, کار آسان
نصب برنامه مثل آب خوردن است؛ فقط دستورالعملها را دنبال کن.
the point or place where something has its foundation or beginning

منشأ, خاستگاه
دانشمندان در حال مطالعه منشأ جهان از طریق کیهانشناسی هستند.
a specific look on someone's face, indicating what they are feeling or thinking

حالت (چهره)
یک لبخند ملایم بیان ثابت او بود، که او را برای هر کسی که ملاقات میکرد، قابل دسترس نشان میداد.
a person who is a member of a ship's crew

ملوان
ملوان به دکل بالا رفت تا بادبان ها را تنظیم کند.
feeling sick or nauseous due to the motion of the ship or boat one is traveling with

دریازده
او برای جلوگیری از دریازدگی در سفر قایقرانیشان دارو مصرف کرد.
to throw something with a quick and sudden motion

پرت کردن
او یک توپ را به سگش در حیاط خلوت پرتاب کرد.
the final and decisive event or action that pushes someone beyond their tolerance or patience, leading to a significant reaction or decision

قطرهای که کاسه صبر را لبریز کند, تیر خلاص
وقتی به کارکنانم توهین کرد، دیگر کاسه صبرم لبریز شد.
to make a ringing sound, like a bell or clock

صدایی شبیه صدای زنگ دادن
زنگهای کلیسا به مناسبت جشن تازهعروسها به صدا درآمدند.
feeling unwell or slightly ill

ناخوشاحوال, حال ندار
تماس گرفت و مرخصی گرفت چون ناخوشاحوال بود.
to make one feel a sense of familiarity or help one remember something

به گوش آشنا آمدن, چیزی را به یاد آوردن
این آدرس به گوشت آشناست؟
the study of numbers and shapes that involves calculation and description

ریاضی
او از معلم خود برگههای تمرین اضافی ریاضی میخواهد.
| کتاب 'اینترچنج' متوسطه | |||
|---|---|---|---|
| واحد 10 - بخش 2 | واحد 11 - بخش 1 | واحد 11 - بخش 2 | واحد 12 |
| واحد 13 - بخش 1 | واحد 13 - بخش 2 | واحد 14 - بخش 1 | واحد 14 - بخش 2 |
| واحد 15 | واحد 16 - بخش 1 | واحد 16 - بخش 2 | |
