کتاب 'اینترچنج' متوسطه - واحد 14 - بخش 2
در اینجا واژگان از واحد ۱۴ - بخش ۲ در کتاب درسی Interchange Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "مقررات"، "بستن"، "زنگ زدن" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
used to ask if one can do something

ممکن بودن
میشه پنجره رو باز کنی؟
used to show that something is very important and needs to happen

باید
شرکتکنندگان باید نظرسنجی را تکمیل کنند تا بازخورد ارزشمندی ارائه دهند.
used to express possibility or likelihood of something

شاید
شاید راهحل بهتری وجود دارد که هنوز در نظر نگرفتهایم.
used to show likelihood or possibility without absolute certainty

احتمالاً, شاید
او احتمالاً امشب برای شام به ما ملحق میشود.
in a certain way

قطعاً, مسلماً
شما باید حتما رستوران جدید در مرکز شهر را امتحان کنید.
with little or no noise

ساکت, بیسروصدا
جنگل آرام بود، با تنها گاهگاهی آواز پرندگان که سکوت را میشکست.
extremely foolish or absurd in a way that seems insane

دیوانه, احمق
دیوانگی است که چنین مبلغی را برای یک جفت کفش خرج کنید.
doing or happening after the time that is usual or expected

دیر
قطار 20 دقیقه دیر کرده.
to speak to someone often angrily because one disagrees with them

جروبحث کردن, بحث کردن
او با همکلاسیهایش درباره بهترین تیم فوتبال بحث میکند.
having little or no financial resources

بیپول, ورشکسته
این ماه به خاطر اجاره ورشکسته شدیم.
instructions or guidelines that determine how a game or sport is played

دستورالعمل, قانون
بازی قوانینی برای کسب امتیاز دارد.
a rule made by the government, an authority, etc. to control or govern something within a particular area

قانون, دستور, مقرره
مقررات زیستمحیطی میزان آلایندههایی را که کارخانهها میتوانند در هوا و آب رها کنند محدود میکنند.
to move through water by moving parts of the body, typically arms and legs

شنا کردن
آنها در حال یادگیری شنا در استخر هستند.
to let someone or something do a particular thing

اجازه دادن
قوانین اجازه نمیدهند در این منطقه سیگار بکشید.
to bring two parts of something together

بستن (دکمه و غیره)
گردنبند یک بست ظریف دارد که میتوان از آن برای محکم کردن آن به دور گردن استفاده کرد.
to trouble someone and make them uneasy

آزار دادن
سکوت عجیب خانه خالی او را آزار داد در حالی که از آن عبور میکرد.
a manner of speaking or writing that is characteristic of a particular person, group, or era, and that involves the use of particular words, phrases, or expressions in a distinctive way

بیان
سبک گفتار کمدین آنقدر قابل تشخیص بود که طرفداران میتوانستند بلافاصله تشخیص دهند که کدام جوکها مال خودش است.
in a total or complete way

خیلی, بسیار، کاملاً
او کاملاً به داروهایش برای عملکرد روزانه وابسته است.
to make or have an image of something in our mind

تصور کردن
به عنوان یک کودک، او عادت داشت که تصور کند یک ابرقهرمان است و روز را نجات میدهد.
anything that is very easy to achieve or do

مثل آب خوردن, کار آسان
نگران ارائه نباش؛ با یادداشتهایت مثل آب خوردن خواهد بود.
the point or place where something has its foundation or beginning

منشأ, خاستگاه
دانشمندان در حال مطالعه منشأ جهان از طریق کیهانشناسی هستند.
a specific look on someone's face, indicating what they are feeling or thinking

حالت (چهره)
بیان شاد کودک هنگام دیدن توله سگ واقعاً دلگرمکننده بود.
a person who is a member of a ship's crew

ملوان
او مهارتهای ناوبری را یاد گرفت تا یک ملوان ماهر شود.
feeling sick or nauseous due to the motion of the ship or boat one is traveling with

دریازده
علیرغم مناظر زیبا، او آنقدر دریا زده بود که نتوانست از قایق سواری لذت ببرد.
to throw something with a quick and sudden motion

پرت کردن
او تلفنش را روی مبل پرتاب کرد و آه کشید.
the final and decisive event or action that pushes someone beyond their tolerance or patience, leading to a significant reaction or decision

قطرهای که کاسه صبر را لبریز کند, تیر خلاص
برای خیلی از کارمندها، شیفت آخر هفته تیر خلاص بود.
to make a ringing sound, like a bell or clock

صدایی شبیه صدای زنگ دادن
زنگ مدرسه به صدا درآمد، که نشاندهنده پایان زنگ تفریح بود.
feeling unwell or slightly ill

ناخوشاحوال, حال ندار
هوا ناگهان تغییر کرد و حالا همه ناخوشاحوال هستند.
to make one feel a sense of familiarity or help one remember something

به گوش آشنا آمدن, چیزی را به یاد آوردن
رمز عبور تا وقتی نام حساب را ندیدم، به گوشم آشنا نیامد.
the study of numbers and shapes that involves calculation and description

ریاضی
ما در کلاس ریاضی خود درباره اشکال و اندازهگیریها یاد میگیریم.
| کتاب 'اینترچنج' متوسطه | |||
|---|---|---|---|
| واحد 10 - بخش 2 | واحد 11 - بخش 1 | واحد 11 - بخش 2 | واحد 12 |
| واحد 13 - بخش 1 | واحد 13 - بخش 2 | واحد 14 - بخش 1 | واحد 14 - بخش 2 |
| واحد 15 | واحد 16 - بخش 1 | واحد 16 - بخش 2 | |
