کتاب 'اینترچنج' متوسطه - واحد 13 - بخش 2
در اینجا واژگان از واحد 13 - بخش 2 در کتاب درسی Interchange Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "زیرنویس"، "کهکشان"، "بازآفرینی" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
transcribed or translated words of the narrative or dialogues of a movie or TV show, appearing at the bottom of the screen to help deaf people or those who do not understand the language

زیرنویس
او زیرنویس را هنگام تماشای مستند روشن کرد تا هر جزئیاتی را متوجه شود.
the sequence of events forming the plot of a story or drama

اتفاقات (داستان)
عمل و دیالوگ طرح را به جلو میبرند.
a genre that emphasizes humor and often has a happy or lighthearted conclusion

ژانر کمدی
فیلم یک کمدی است که به داستانهای پریان سنتی میخندد.
the act or process of making animated programs, cartoons, etc.

ساخت انیمیشن
هنرمند از تکنیکهای انیمیشن سنتی طراحی دستی استفاده کرد تا به فیلم ظاهری کلاسیک بدهد.
a type of story, movie, etc. based on imagination, often involving magic and adventure

(فیلم، کتاب و غیره) فانتزی
فیلم فانتزی مورد علاقه من 'ارباب حلقهها' است.
the story of someone's life that is written by another person

زندگینامه
او یک زندگینامه درباره کار پیشگامانه ماری کوری در علم خواند.
books, movies, etc. about imaginary things based on science

(فیلم، کتاب و غیره) علمی-تخیلی
او از داستانهای علمی-تخیلی لذت میبرد که او را به فکر آینده میاندازد.
a movie, novel, etc. with an exciting plot that deals with crime

(فیلم، کتاب و غیره) مهیج
کتاب یک مهیج روانشناختی بود که او را تا پایان حدس زدن نگه داشت.
a kind of story, movie, etc. intended to scare people

(فیلم، کتاب و غیره) ترسناک
او دوست ندارد فیلمهای ترسناک تماشا کند زیرا آنها او را میترسانند.
a play that is performed in a theater, on TV, or radio

تئاتر, نمایش
من بلیطهای یک درام در تئاتر شهر این آخر هفته را گرفتم.
a state of armed fighting between two or more groups, nations, or states

جنگ
تأثیر جنگ بر غیرنظامیان اغلب ویرانگر است و منجر به جابجایی، آسیب و از دست دادن میشود.
a movie or TV program based on true stories giving facts about a particular person or event

فیلم مستند
او یک مستند درباره جنبش حقوق مدنی توصیه کرد.
a person who deals with supervisory tasks or financial affairs in making a motion picture, play, etc.

تهیهکننده (رادیو، تلویزیون و...)
او به عنوان تهیهکننده برای چندین سریال تلویزیونی موفق کار کرد.
to occur at a specific time or location

رخ دادن, صورت گرفتن
a large number of star systems bound together by gravitational force

کهکشان
کهکشان راه شیری کهکشانی است که منظومه شمسی ما را در خود جای داده است و یک کهکشان مارپیچی با یک برآمدگی مرکزی و بازوهای چرخان است.
to or at a great distance

دور
او دور سفر کرد تا پدربزرگ و مادربزرگش را ملاقات کند.
a thing or fact that is known and seen by only one person or a few people and hidden from others

راز
سازمان برای افشای اسرار دولتی که از عموم پنهان شدهاند، کار میکند.
the act of presenting something such as a play, piece of music, etc. for entertainment

اجرا
اجرای او روی پیانو نفسگیر بود.
at or during a time that is not long ago

اخیراً, به تازگی
ما اخیراً از موزه بازدید کردیم و از نمایشگاهها لذت بردیم.
to completely change one's job or way of living

سبک زندگی جدیدی پیش گرفتن, شغل جدیدی را شروع کردن
او با شروع کسبوکار خود در صنعتی کاملاً متفاوت، شغلش را دوباره اختراع کرد.
the use of creativity and imagination to express emotions and ideas by making things like paintings, sculptures, music, etc.

هنر
هنر دیجیتال با پیشرفت فناوری محبوبیت پیدا کرده است.
a state of being widely known or recognized, usually because of notable achievements, talents, or actions

شهرت
او به خاطر تحقیقات پیشگامانهاش در انرژیهای تجدیدپذیر به شهرت رسید.
to make someone do something using reasoning, arguments, etc.

متقاعد کردن, مجاب کردن
در جلسه تجاری، نماینده فروش سخت کار کرد تا با تأکید بر مزایای مشارکت، مشتری را برای امضای قرارداد متقاعد کند.
to finally accomplish a desired goal after dealing with many difficulties

رسیدن (به هدف), موفق شدن
تیم تحقیقاتی بیوقفه همکاری کردند تا به یک پیشرفت در علوم پزشکی دست یابند، که منجر به یک کشف انقلابی شد.
not liked or enjoyed

ناخوشایند, نامطبوع
اخبار تعدیل نیرو یک جو ناخوشایند در دفتر ایجاد کرد.
a disorder in which one is unable to sleep or stay asleep

اختلال بیخوابی
بیخوابی او اغلب باعث میشد شبها غلت بزند و به دنبال وضعیت راحتی برای خوابیدن بگردد.
the types of food or drink that people or animals usually consume

رژیم غذایی
او یک رژیم گیاهخواری را اتخاذ کرد، تصمیم گرفت از گوشت اجتناب کند و بر غذاهای گیاهی تمرکز کند.
to make a person do something through reasoning or other methods

قانع کردن, متقاعد کردن
من نتوانستم او را متقاعد کنم که تصمیم خود را تجدید نظر کند.
related to the body rather than the mind

فیزیکی, جسمی
ورزش بدنی منظم برای سلامت کلی مفید است.
to invite someone to compete or strongly suggest they should do something, often to test their abilities or encourage action

به چالش کشیدن, به مبارزه طلبیدن
مربی تیم را به چالش میکشد تا عملکرد خود را در بازی بعدی بهبود بخشند.
someone who serves in an army, particularly a person who is not an officer

سرباز
او یک سرباز است که به خاطر شجاعت و فداکاریش شناخته شده است.
relating to soldiers or the armed forces

نظامی
او از انضباط سخت نظامی تحسین کرد.
feeling extremely tired physically or mentally, often due to a lack of sleep

بهشدتخسته, خستهوکوفته
دانشآموزان خسته برای بیدار ماندن در طول جلسه مطالعه شبانه تلاش کردند.
an attempt to do something, particularly something demanding

تلاش, کوشش
تیم تلاش عظیمی برای تکمیل پروژه زودتر از برنامه انجام داد.
the part or character that an actor plays in a movie or play

نقش
او نقش یک کارآگاه را در تریلر جنایی بازی کرد.
a female dancer who performs graceful and precise dance movements on her toes

رقاص باله (زن)
بالرینا یک پیرهوت ظریف اجرا کرد.
following the rules of formal debate or meeting conduct

معتبر, مطابق آییننامه
درخواست رد دعوا در این مرحله از محاکمه مطابق مقررات است.
each of the curved bones surrounding the chest to protect the organs inside

دنده (کالبدشناسی)
او بعد از بلند کردن یک شی سنگین، درد تیزی در دندههایش احساس کرد.
used to introduce an opposing statement

با این وجود, با این حال
| کتاب 'اینترچنج' متوسطه | |||
|---|---|---|---|
| واحد 10 - بخش 2 | واحد 11 - بخش 1 | واحد 11 - بخش 2 | واحد 12 |
| واحد 13 - بخش 1 | واحد 13 - بخش 2 | واحد 14 - بخش 1 | واحد 14 - بخش 2 |
| واحد 15 | واحد 16 - بخش 1 | واحد 16 - بخش 2 | |
