کتاب 'اینترچنج' متوسطه - واحد 11 - بخش 1
در اینجا شما واژگان از واحد 11 - بخش 1 در کتاب درسی Interchange Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "مقاومت"، "الهام"، "ارزش"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
important or good enough to be treated or viewed in a particular way

ارزش (داشتن)
نشانه تاریخی ارزش بازدید را دارد تا درباره میراث فرهنگی غنی منطقه بیاموزید.
extremely surprising, particularly in a good way

شگفتآور, شگفتانگیز، عالی، فوقالعاده
او یک کیک شگفتانگیز برای جشن تولد دوستش پخت.
something that is known to be true or real, especially when it can be proved

حقیقت
واقعیت اینکه آب در 0 درجه سانتیگراد یخ میزند به خوبی ثابت شده است.
something such as a building, tree, etc. that is easy to recognize, which we can use to know where we are

ساختمان نشانه (برای پیدا کردن آدرس)
وقتی از حومه شهر رانندگی میکنیم، آسیاب بادی قدیمی به عنوان یک نشانه مفید برای پیدا کردن راهمان عمل میکند.
to use force to prevent something from happening or to fight against an attack

مبارزه کردن, دفاع کردن, ایستادگی کردن, مقاومت کردن
علیرغم مواجهه با شانسهای قریب به یقین، ارتش به مقاومت در برابر پیشروی دشمن ادامه داد، و از تسلیم موضع خود خودداری کرد.
used to refer to a number of things or people, more than two but not many

چند, چندین
او چندین دعوت به رویدادهای مختلف این آخر هفته دریافت کرد.
the sudden movement and shaking of the earth's surface, usually causing damage

زلزله, زمینلرزه
کشور در منطقهای مستعد زلزله قرار دارد.
a tall and often narrow building that stands alone or is part of a castle, church, or other larger buildings

برج
یک برج بلند در مرکز قلعه قرون وسطایی ایستاده بود.
ten years of time

دهه
گروه مورد علاقه من نزدیک به دو دهه است که موسیقی میسازد.
any variation of one color, including darker or lighter versions

سایه, فامسایه
او برای پیدا کردن سایه مناسب رژلب که با لباسش برای شب هماهنگ باشد، تقلا کرد.
a large and strong building that is protected against attacks, in which the royal family lives

قلعه, دژ
معماری قلعه شامل برجها و دیوارهای دفاعی پیچیده بود که اهمیت تاریخی آن را نشان میداد.
something created through original thought and effort

الهام
آخرین نقاشی او به الهام احساسات عمیق تبدیل شد.
an area or territory that is governed by a king or queen

قلمروی پادشاهی
تاجگذاری پادشاه آغاز عصر جدیدی برای پادشاهی را نشان داد.
the quality of being attractive or pleasing, particularly to the eye

زیبایی
او نمیتوانست از تحسین زیبایی اثر هنری پیچیده خودداری کند.
a mountain with an opening on its top, from which melted rock and ash can be pushed out into the air

آتشفشان
جزیره محل زندگی یک آتشفشان فعال است.
the sudden outburst of lava and steam from a volcanic mountain

فوران آتشفشانی
ساکنان تخلیه شدند در حالی که فوران شهرهای نزدیک را تهدید میکرد.
a metal cup-shaped object with a separate piece of metal hanging inside that makes a ringing noise when it moves

ناقوس, زنگوله
زنگ روی پیشخوان رستوران به صدا درآمد وقتی مشتریها وارد یا از محل خارج میشدند.
to send goods or individuals from one place to another using some form of transportation

ارسال کردن, فرستادن
ما سفارش مشتری را از طریق تحویل سریع ارسال خواهیم کرد تا تحویل به موقع تضمین شود.
a series of images, feelings, or events happening in one's mind during sleep

رؤیا
رویای او آنقدر واقعی بود که با احساس سردرگمی از خواب بیدار شد.
a quality or feature of someone or something that evokes interest, liking, or desire in others

جذابیت, جاذبه
جاذبه اصلی شهر معماری تاریخی زیبای آن است.
an electronic device with a screen that receives television signals, on which we can watch programs

تلویزیون
تلویزیون در اتاق نشیمن بسیار بزرگ است.
the grammatical voice in which the subject receives the action rather than performing it

(دستور زبان) مجهول
دانشآموزان یاد گرفتند که چگونه مجهول را در انگلیسی بسازند.
the grammatical voice in which the subject performs or initiates the action of the verb

(دستور زبان) معلوم
زبانشناسان توضیح میدهند که فاعل چگونه با مجهول تفاوت دارد.
to move something like a window or door into a position that people, things, etc. can pass through or use

باز کردن
من و خواهرم در را باز کردیم تا ببینیم داخل اتاق چه چیزی وجود دارد.
to search and discover something or someone that we have lost or do not know the location of

پیدا کردن, یافتن
او به دنبال تلفن گمشدهاش گشت، اما آن را پیدا نکرد.
created by humans rather than occurring naturally in the environment

ساخت بشر, مصنوع انسان
دانشمندان هم بلایای طبیعی و هم ساخته دست بشر را مطالعه میکنند.
to be an image, sign, symbol, etc. of something

بازنمایی کردن, نشان دادن
اعمال او به طور مداوم ارزش هایش را نمایندگی می کند.
a feeling of admiration or surprise caused by something that is very unusual and exciting

هیبت, شگفتی
او هنگام یادگیری رازهای اقیانوس احساس شگفتی کرد.
a person whose job is designing buildings and typically supervising their construction

معمار
پس از سالها تحصیل، او بالاخره به عنوان یک معمار فارغالتحصیل شد و در یک شرکت معتبر شغل پیدا کرد.
anything that is built from several parts, such as a house, bridge, etc.

بنا, سازه
مهندسان ساختار آسمانخراشها را طراحی میکنند تا در برابر نیروهای باد و زلزله مقاومت کنند.
everything that exists or happens on the earth, excluding things that humans make or control

طبیعت
من با نشستن کنار رودخانه و گوش دادن به صداهای آرامشبخش طبیعت، تسلی مییابم.
in or along a direct line, without bending or deviation

مستقیماً, مستقیم
او مستقیم به جلو خیره شد، بدون توجه به جمعیت.
large farm animals, such as cows and bulls, raised for meat, milk, or labor

گاوها (اعم از نر و ماده), دام
آنها دامها را هم برای تولید لبنیات و هم برای تولید گوشت پرورش میدهند.
a farm animal that we keep to use its meat or wool

گوسفند
من یک گله گوسفند را دیدم که توسط یک چوپان و سگش هدایت میشدند.
the spoken form of a language specific to a certain region or people which is slightly different from the standard form in words and grammar

گویش
لهجههای منطقهای در انگلیسی، مانند انگلیسی بریتانیایی، انگلیسی آمریکایی و انگلیسی استرالیایی، در تلفظ، واژگان و حتی قواعد دستوری متفاوت هستند.
something that we usually buy and bring back for other people from a place that we have visited on vacation

سوغاتی
او صدفها را از ساحل جمع کرد به عنوان یادگاری از تعطیلات کنار دریا.
(of a device) having very small parts such as chips and obtaining power from electricity

الکترونیکی
شرکت سیستم امنیتی خود را با قفلهای الکترونیکی پیشرفته و دوربینهای نظارتی ارتقا داد.
a type of plant in the legume family that is high in protein and used in a variety of foods such as tofu and soy milk

سویا
لوبیا سویا یک ماده کلیدی در توفو و شیر سویا است.
an object made by hand rather than one manufactured by a machine

کاردستی
هر صنایع دستی در نمایشگاه منحصر به فرد بود، که خلاقیت و مهارت صنعتگر را منعکس میکرد.
| کتاب 'اینترچنج' متوسطه | |||
|---|---|---|---|
| واحد 10 - بخش 2 | واحد 11 - بخش 1 | واحد 11 - بخش 2 | واحد 12 |
| واحد 13 - بخش 1 | واحد 13 - بخش 2 | واحد 14 - بخش 1 | واحد 14 - بخش 2 |
| واحد 15 | واحد 16 - بخش 1 | واحد 16 - بخش 2 | |
