کتاب 'اینترچنج' متوسطه - واحد 11 - قسمت 1

در اینجا شما واژگان از واحد 11 - بخش 1 در کتاب درسی Interchange Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "مقاومت"، "الهام"، "ارزش"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'اینترچنج' متوسطه
worth [صفت]
اجرا کردن

ارزش (داشتن)

Ex: The concert was worth attending , even with the high ticket prices .

کنسرت ارزش شرکت کردن را داشت، حتی با قیمت‌های بالای بلیط.

amazing [صفت]
اجرا کردن

شگفت‌آور

Ex: He received an amazing gift from his grandparents on his birthday .

او در روز تولدش یک هدیه شگفت‌انگیز از پدربزرگ و مادربزرگش دریافت کرد.

fact [اسم]
اجرا کردن

حقیقت

Ex: The scientist presented evidence to support the fact of climate change .

دانشمند شواهدی را برای حمایت از واقعیت تغییرات آب و هوایی ارائه داد.

landmark [اسم]
اجرا کردن

ساختمان نشانه (برای پیدا کردن آدرس)

Ex: In our neighborhood , the massive oak tree at the corner of Elm Street is a well-known landmark .

در محله ما، درخت بلوط عظیم در گوشه خیابان الم یک نشانه شناخته شده است.

to resist [فعل]
اجرا کردن

مبارزه کردن

Ex: He was charged with resisting arrest after struggling with the police officers who were trying to apprehend him .

او به مقاومت در برابر دستگیری پس از درگیری با مأموران پلیس که سعی در دستگیری او داشتند متهم شد.

several [تخصیص‌گر]
اجرا کردن

چند

Ex:

چند دوست دیشب برای شام به ما ملحق شدند.

earthquake [اسم]
اجرا کردن

زلزله

Ex: The earthquake was followed by several aftershocks .

پس از زلزله چندین پس‌لرزه رخ داد.

tower [اسم]
اجرا کردن

برج

Ex: A new skyscraper will have a tower at its peak for decoration .

یک آسمان‌خراش جدید در قله خود یک برج برای تزئین خواهد داشت.

decade [اسم]
اجرا کردن

دهه

Ex: She 's been living in this city for over a decade .

او بیش از یک دهه است که در این شهر زندگی می‌کند.

shade [اسم]
اجرا کردن

سایه

Ex:

هنرمند از سایه‌های مختلف سبز برای ثبت شاخ و برگ سرسبز و مناظر پر جنب و جوش در نقاشی‌های خود استفاده کرد.

castle [اسم]
اجرا کردن

قلعه

Ex: The castle ’s restoration project aimed to preserve its historical features while making it accessible to visitors .

پروژه مرمت قلعه با هدف حفظ ویژگی‌های تاریخی آن در حالی که برای بازدیدکنندگان قابل دسترس باشد، انجام شد.

inspiration [اسم]
اجرا کردن

الهام

Ex: Her invention stood as an inspiration of persistence and skill .

اختراع او به عنوان یک الهام از پشتکار و مهارت ایستاد.

kingdom [اسم]
اجرا کردن

قلمروی پادشاهی

Ex: The royal family resided in the capital city at the heart of the kingdom .

خانواده سلطنتی در پایتخت در قلب پادشاهی ساکن بودند.

beauty [اسم]
اجرا کردن

زیبایی

Ex:

عکاسی او زیبایی خام طبیعت را ثبت کرد.

volcano [اسم]
اجرا کردن

آتش‌فشان

Ex: The lava flowed down the side of the volcano .

گدازه از کناره آتشفشان جاری شد.

eruption [اسم]
اجرا کردن

فوران آتشفشانی

Ex: Scientists closely monitored the volcano for signs of another eruption .

دانشمندان به دقت آتشفشان را برای نشانه‌های فوران دیگری زیر نظر گرفتند.

bell [اسم]
اجرا کردن

ناقوس

Ex: During the festival , a large brass bell was used to attract people ’s attention to the opening ceremony .

در طول جشنواره، یک زنگ بزرگ برنجی برای جلب توجه مردم به مراسم افتتاحیه استفاده شد.

to ship [فعل]
اجرا کردن

ارسال کردن

Ex:

تولید کننده مواد اولیه را به تاسیسات تولیدی در سراسر کشور برای مونتاژ ارسال می‌کند.

dream [اسم]
اجرا کردن

رؤیا

Ex: He often kept a journal by his bed to write down his dream each morning .

او اغلب یک دفتر خاطرات در کنار تخت خود نگه می‌داشت تا هر صبح رویای خود را بنویسد.

attraction [اسم]
اجرا کردن

جذابیت

Ex: The new park 's attraction is its state-of-the-art playground .

جاذبه پارک جدید، زمین بازی پیشرفته آن است.

television [اسم]
اجرا کردن

تلویزیون

Ex: We bought a new television with 4 K resolution .

ما یک تلویزیون جدید با وضوح 4K خریدیم.

passive [اسم]
اجرا کردن

(دستور زبان) مجهول

Ex: Linguists compare the active and the passive .
active [اسم]
اجرا کردن

(دستور زبان) معلوم

Ex:
to open [فعل]
اجرا کردن

باز کردن

Ex: They opened the gate to allow access to the garden .

آنها دروازه را باز کردند تا دسترسی به باغ را ممکن سازند.

to find [فعل]
اجرا کردن

پیدا کردن

Ex:

آن‌ها سگ گمشده‌شان را در حیاط همسایه پیدا کردند.

man-made [صفت]
اجرا کردن

ساخت بشر

Ex: A man-made island was built for tourism .

یک جزیره مصنوعی برای گردشگری ساخته شد.

اجرا کردن

بازنمایی کردن

Ex: The logo they designed last year represented the company 's innovative spirit .

لوگویی که سال گذشته طراحی کردند، نمایانگر روحیه نوآورانه شرکت بود.

wonder [اسم]
اجرا کردن

هیبت

Ex: She looked at the ancient ruins in wonder , amazed by their history .

او به ویرانه‌های باستانی با حیرت نگاه کرد، از تاریخشان شگفت‌زده شد.

architect [اسم]
اجرا کردن

معمار

Ex: Many famous architects , such as Frank Lloyd Wright and Zaha Hadid , have left a lasting impact on the field with their innovative designs .

بسیاری از معماران مشهور، مانند فرانک لوید رایت و زاها حدید، با طراحی‌های نوآورانه خود تأثیری ماندگار در این زمینه گذاشته‌اند.

structure [اسم]
اجرا کردن

بنا

Ex: The architect designed a sustainable structure using environmentally friendly materials .

معمار یک سازه پایدار را با استفاده از مواد دوستدار محیط زیست طراحی کرد.

nature [اسم]
اجرا کردن

طبیعت

Ex: The beauty of nature is evident in the vibrant colors of a sunset .

زیبایی طبیعت در رنگ‌های پرجنب‌وجوش غروب آفتاب آشکار است.

straight [قید]
اجرا کردن

مستقیماً

Ex: The arrow shot straight through the target .

تیر مستقیم از هدف عبور کرد.

cattle [اسم]
اجرا کردن

گاوها (اعم از نر و ماده)

Ex: Cattle farming is a major industry in many countries .

دامداری یک صنعت عمده در بسیاری از کشورها است.

sheep [اسم]
اجرا کردن

گوسفند

Ex: The sheep gathered around the feeding trough to eat their meal .

گوسفندان دور آخور جمع شدند تا غذای خود را بخورند.

dialect [اسم]
اجرا کردن

گویش

Ex: African American Vernacular English ( AAVE ) is a dialect spoken primarily by African American communities in the United States , characterized by distinctive grammar , vocabulary , and intonation patterns .

انگلیسی عامیانه آفریقایی-آمریکایی (AAVE) یک گویش است که عمدتاً توسط جوامع آفریقایی-آمریکایی در ایالات متحده صحبت می‌شود و با دستور زبان، واژگان و الگوهای آهنگ گفتار متمایز مشخص می‌شود.

souvenir [اسم]
اجرا کردن

سوغاتی

Ex: She bought a keychain souvenir from the gift shop to remember her trip to Paris .

او یک سوغاتی کلید زنجیری از فروشگاه هدیه خرید تا سفرش به پاریس را به یاد بیاورد.

electronic [صفت]
اجرا کردن

الکترونیکی

Ex:

دستگاه‌های الکترونیکی مانند تلفن‌های هوشمند و لپ‌تاپ‌ها به ابزارهای ضروری برای کار و تفریح تبدیل شده‌اند.

soybean [اسم]
اجرا کردن

سویا

Ex: The demand for soybean exports has increased globally .

تقاضا برای صادرات سویا در سطح جهانی افزایش یافته است.

handicraft [اسم]
اجرا کردن

کاردستی

Ex: The museum exhibited ancient handicrafts made by indigenous communities .

موزه صنایع دستی باستانی ساخته شده توسط جوامع بومی را به نمایش گذاشت.

textile [اسم]
اجرا کردن

پارچه

Ex: The museum displayed ancient textiles with intricate patterns .

موزه منسوجات باستانی با طرح‌های پیچیده را به نمایش گذاشت.