سطح متوسط - حرکات و جنبشهای بدنی
واژگان برای توصیف حرکات، حالتها و حرکات بدن را به زبان فرانسوی یاد بگیرید.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
incliner la tête ou le corps en signe de respect

تعظیم کردن
او با ظرافت به ملکه سلام کرد.
toucher la main d'une autre personne pour se saluer, se dire bonjour ou montrer un accord

(به کسی) دست دادن, با هم دست دادن
se donner un baiser entre deux personnes pour exprimer de l'amour ou de l'amitié

همدیگر را بوسیدن
دو دوست برای خداحافظی یکدیگر را بوسیدند.
incliner son corps vers l'avant ou vers le bas

خم شدن, دولا شدن
از پنجره خم نشو، خطرناک است!
se mouvoir en avant et en arrière ou latéralement comme une balançoire

تاب خوردن, نوسان کردن
قایق به آرامی روی امواج تکان میخورد.
se déplacer ou faire aller vers l'arrière

به عقب رفتن
او با دیدن مار عقب نشینی کرد.
se déplacer vers l'avant

جلو رفتن, پیش رفتن
به جلو برو کمی تا دیگران عبور کنند.
tourner autour d'un point fixe ou d'un axe

به دور محوری چرخیدن
در به راحتی روی لولای خود میچرخد.
ouvrir involontairement la bouche profondément en inspirant, par fatigue ou ennui

خمیازه کشیدن
من به محض اینکه زود بیدار شوم خمیازه میکشم.
fermer et ouvrir rapidement les paupières

پلک زدن, مژه زدن
او به سرعت چشمک زد هنگام ورود به باد.
entourer quelque chose en formant des spires ou des tours

لوله کردن, پیچیدن
من کابل را میپیچم تا آن را ذخیره کنم.
qui ne sait pas bien faire des actions manuelles ou physiques

بیدست و پا, دست و پا چلفتی
او در رقصیدن دست و پا چلفتی است.
façon dont une personne tient son corps en marchant, en s'asseyant ou en restant debout

حالت بدن, وضعیت بدن
se déplacer sans contrôle sur une surface lisse

لیز خوردن, سر خوردن، لغزیدن
glisser de manière incontrôlée

لغزیدن, سر خوردن
من در حال دویدن زیر باران لغزیدم.