معماری و ساخت‌وساز - ساخت‌وساز

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ساخت و ساز مانند "گچ کاری"، "بولدوزر" و "پی" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
معماری و ساخت‌وساز
digger [اسم]
اجرا کردن

بیل مکانیکی (نوعی ماشین)

Ex: He operated the digger with precision to create a deep trench .

او بیل مکانیکی را با دقت کار کرد تا یک ترانشه عمیق ایجاد کند.

foundation [اسم]
اجرا کردن

پی (ساختمان)

Ex: The homeowner hired a contractor to repair the cracked foundation of their house , preventing further structural damage .

صاحبخانه یک پیمانکار را برای تعمیر فونداسیون ترک خورده خانه‌اش استخدام کرد تا از آسیب‌های ساختاری بیشتر جلوگیری کند.

frame [اسم]
اجرا کردن

بدنه

Ex: Assembling the frame of the new bed took them the entire afternoon .

سرهم بندی قاب تخت جدید تمام بعدازظهر آنها را گرفت.

hod [اسم]
اجرا کردن

ناوه (بنایی)

اجرا کردن

دوباره‌سازى

Ex: The reconstruction of the road caused traffic delays .

بازسازی جاده باعث تاخیر در ترافیک شد.

site [اسم]
اجرا کردن

مکان

Ex: The developer purchased the site for the future shopping mall .

توسعه‌دهنده سایت را برای مرکز خرید آینده خریداری کرد.

structure [اسم]
اجرا کردن

بنا

Ex: The architect designed a sustainable structure using environmentally friendly materials .

معمار یک سازه پایدار را با استفاده از مواد دوستدار محیط زیست طراحی کرد.

beam [اسم]
اجرا کردن

تیر‌آهن

Ex: Sunlight streamed through the skylight , illuminating the wooden beams of the rustic farmhouse .

نور خورشید از طریق نورگیر جاری شد و تیرهای چوبی خانه روستایی را روشن کرد.

girder [اسم]
اجرا کردن

تیر اصلی (معماری)

panel [اسم]
اجرا کردن

پنل (در، دیوار، ....)

Ex:
blueprint [اسم]
اجرا کردن

نقشه ساخت

Ex: Students studied the blueprint to understand the building 's structure .

دانش‌آموزان طرح را برای درک ساختار ساختمان مطالعه کردند.

cornerstone [اسم]
اجرا کردن

سنگ زیربنا

Ex: During the dedication event , the cornerstone was unveiled , symbolizing the establishment of the university 's newest building .

در طول مراسم تقدیس، سنگ بنیاد رونمایی شد که نماد تأسیس جدیدترین ساختمان دانشگاه بود.

balk [اسم]
اجرا کردن

(معماری) تیر

Ex: The carpenter inspected each balk for signs of rot before restoring the roof .

نجار قبل از بازسازی سقف، هر تیر را برای علائم پوسیدگی بررسی کرد.

kiln [اسم]
اجرا کردن

کوره (سفال، سرامیک و...)

Ex: The brick factory uses a large kiln to bake the bricks before they are ready for construction .

کارخانه آجر از یک کوره بزرگ برای پخت آجرها قبل از آماده شدن برای ساخت و ساز استفاده می‌کند.

truss [اسم]
اجرا کردن

خرپا (معماری)

lath [اسم]
اجرا کردن

نوار نازک چوب