کتاب 'فور کرنرز' 4 - واحد 11 درس الف
در اینجا واژگان از واحد 11 درس A در کتاب درسی Four Corners 4 را پیدا خواهید کرد، مانند "قالب"، "تصحیح"، "استخدام کننده" و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
having actual existence and not imaginary

واقعی
اشکهای در چشمانش واقعی بودند در حالی که به حیوان خانگی محبوبش خداحافظی میکرد.
a person we do a particular activity with, such as playing a game

یار, همگروهی
در کلاس آشپزی، هر دانشآموز هر هفته یک همکار متفاوت دارد.
to say yes to what is asked of you or offered to you

پذیرفتن, قبول کردن
او شرایط و ضوابط توافقنامه را پذیرفت.
the action of presenting something verbally

پیشنهاد
من از پیشنهاد شما برای کمک به پروژه قدردانی کردم.
the work that we do regularly to earn money

شغل, کار
او سخت درس میخواند تا در آینده شغل خوبی به دست آورد.
to formally request something, such as a place at a university, a job, etc.

درخواست دادن
از جویندگان کار تشویق میشود که با ارسال رزومه و نامه پوششی خود به صورت آنلاین درخواست دهند.
to arrange something, such as text or data, in a specific structure or layout

به نحو خاصی چیدن, مرتب کردن، صفحهآرایی کردن، قالببندی کردن
ویراستار اغلب دستنوشتهها را بر اساس دستورالعملهای انتشار قالببندی میکند.
a short written note of our education, skills, and job experiences that we send when trying to get a job

رزومه
او مهارتهای زبان خارجی خود را در رزومه خود گنجاند.
a formal meeting during which a journalist asks a famous person different questions about specific subjects for publication

مصاحبه
او یک مصاحبه انحصاری به رسانه خبری داد تا درباره کتاب جدیدش صحبت کند.
to create a number of copies of a newspaper, magazine, book, etc.

چاپ کردن, پرینت کردن
روزنامه چاپ میکند نسخههای روزانه را که شامل اخبار محلی و بینالمللی است.
a digital message that is sent from one person to another person or group of people using a system called email

ایمیل
من هنوز در انتظار پاسخ به ایمیل دیروزم هستم.
to read and correct the mistakes of a written or printed text

نمونهخوانی کردن, غلطگیری کردن
سردبیر روزنامه همیشه مقالات را قبل از انتشار ویرایش میکند تا استانداردهای بالای دقت انتشار را حفظ کند.
a letter written by a former employer about a former employee who has applied for a new job, giving information about them

معرفینامه
معرفی نامه او اخلاق کاری قوی و مهارتهای ارتباطی عالی او را برجسته کرد.
a careful and systematic study of a subject to discover new facts or information about it

پژوهش, تحقیق
دانشمند تحقیقات گستردهای در مورد اثرات تغییرات آب و هوایی انجام داد.
to have a person, letter, or package physically delivered from one location to another, specifically by mail

فرستادن, ارسال کردن
آیا میتوانید بسته را به جای دفتر به آدرس خانه من بفرستید؟
a short piece of writing that helps us remember something

یادداشت (جهت یادآوری)
جین یک یادداشت شیرین روی میز دوستش گذاشت تا روزش را روشن کند.
to change words into another language

ترجمه کردن
رمان آنقدر محبوب بود که در نهایت به چندین زبان ترجمه شد تا به مخاطبان جهانی برسد.
a written or printed message that is sent to someone or an organization, company, etc.

نامه, بخشنامه
او یک نامه استعفا به رئیسش فرستاد.
a helpful suggestion or a piece of advice

نکته, راهنمایی، نصیحت
a person or company who finds and attracts suitable candidates for available jobs on behalf of an employer

استخدامکننده, مسئول گزینش
to believe that someone is sincere, reliable, or competent

اعتماد داشتن, اعتماد کردن، ایمان داشتن
مدیر اغلب به تیم اعتماد میکند تا تصمیمات آگاهانه بگیرند.
bringing enjoyment and happiness

دلپذیر, خوشایند
باغ بوی خوشایند گلهای رز و یاس دارد.
to devote a lot of effort, time, etc. to something from which one expects to achieve a good result

اختصاص دادن, سرمایهگذاری کردن، صرف کردن
شرکت منابع قابل توجهی را در توسعه یک خط تولید جدید سرمایهگذاری کرد.
the grade, level, or standard of something's excellence measured against other things

کیفیت
او از هنر و توجه به جزئیاتی که در کیفیت سفالینههای دستساز منعکس شده بود، قدردانی کرد.
to force or convince someone to do something

قانع کردن, مجاب کردن
مدیر موجب شد که کارکنان سیاستهای جدید شرکت را بپذیرند.
to cause a specific effect on a person or thing

داشتن (اثر خاصی)
یک سبک زندگی سالم میتواند اثر مثبتی بر رفاه کلی داشته باشد.
the fact of reaching what one tried for or desired

موفقیت
موفقیت اغلب نتیجه پشتکار و انعطافپذیری در مواجهه با چالشها است.
to get ready for an event, activity, or situation, either mentally or physically

آماده شدن
من برای اینکه چقدر آزمون سخت خواهد بود، آماده نبودم.
