کتاب 'فور کرنرز' 4 - واحد 10 درس D

در اینجا واژگان از واحد 10 درس D در کتاب درسی Four Corners 4 را پیدا خواهید کرد، مانند "فرض"، "مصنوعی"، "کاملا" و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'فور کرنرز' 4
lecture [اسم]
اجرا کردن

ارائه علمی

Ex: The lecture on ancient philosophy lasted for two hours .

سخنرانی درباره فلسفه باستان دو ساعت طول کشید.

professor [اسم]
اجرا کردن

استادیار (دانشگاه)

Ex: I have a meeting with my English professor tomorrow .

فردا جلسه‌ای با استاد انگلیسی خود دارم.

psychology [اسم]
اجرا کردن

روان‌شناسی

Ex: Researchers in psychology are studying how stress affects decision-making .

محققان در روانشناسی در حال مطالعه هستند که استرس چگونه بر تصمیم‌گیری تأثیر می‌گذارد.

poll [اسم]
اجرا کردن

نظرسنجی

Ex: The organization commissioned a poll to assess public awareness and attitudes towards recycling initiatives .

سازمان یک نظرسنجی را برای ارزیابی آگاهی و نگرش عمومی نسبت به ابتکارات بازیافت سفارش داد.

to receive [فعل]
اجرا کردن

دریافت کردن

Ex: She was happy to receive a surprise gift on her birthday .

او از دریافت یک هدیه غافلگیر کننده در روز تولدش خوشحال بود.

to vote [فعل]
اجرا کردن

رأی دادن

Ex:

در حال حاضر، رأی‌دهندگان واجد شرایط در حال رأی دادن در مراکز رأی‌گیری هستند.

nearly [قید]
اجرا کردن

تقریباً

Ex: The project was nearly complete , lacking only a final review before submission .

پروژه تقریباً کامل بود، فقط یک بررسی نهایی قبل از ارسال باقی مانده بود.

perception [اسم]
اجرا کردن

درک

Ex: Different cultures can lead to varying perceptions of the same event .

فرهنگ‌های مختلف می‌توانند به درک‌های متفاوتی از یک رویداد منجر شوند.

figure [اسم]
اجرا کردن

نمایه

Ex: The teacher asked the students to analyze the figure to answer the question .

معلم از دانش‌آموزان خواست تا شکل را برای پاسخ به سوال تحلیل کنند.

square [اسم]
اجرا کردن

میدان

Ex: He sat on a bench in the square and read a book .

او روی نیمکتی در میدان نشست و کتابی خواند.

brain [اسم]
اجرا کردن

مغز

Ex: The brain is responsible for controlling our thoughts and actions .

مغز مسئول کنترل افکار و اعمال ما است.

shade [اسم]
اجرا کردن

سایه

Ex: Thick clouds created a temporary shade over the field .
natural [صفت]
اجرا کردن

طبیعی

Ex: The dish was made using natural and locally sourced ingredients .

غذا با استفاده از مواد طبیعی و محلی تهیه شد.

artificial [صفت]
اجرا کردن

مصنوعی

Ex: Artificial light sources such as lamps and streetlights illuminate urban areas at night .

منابع نور مصنوعی مانند چراغ‌ها و چراغ‌های خیابانی، مناطق شهری را در شب روشن می‌کنند.

to fill in [فعل]
اجرا کردن

در جریان گذاشتن

Ex:

قبل از ارائه، من شما را از نکات کلیدی که باید بر آنها تأکید کنیم مطلع خواهم کرد.

assumption [اسم]
اجرا کردن

فرض

Ex: It ’s a common assumption that older cars are less reliable .

این یک فرض رایج است که ماشین‌های قدیمی کمتر قابل اعتماد هستند.

to assume [فعل]
اجرا کردن

فرض کردن

Ex: They assumed the project would be easy , but it turned out to be quite challenging .

آنها فرض کردند که پروژه آسان خواهد بود، اما معلوم شد که کاملاً چالش‌برانگیز است.

owl [اسم]
اجرا کردن

جغد

Ex:

جغدهای انبار دارای دیسک‌های صورت قلبی شکل هستند که به آنها در گرفتن صدا کمک می‌کند و در توانایی‌های شکارشان کمک می‌کند.

awake [صفت]
اجرا کردن

بیدار

Ex: The dog stayed awake to keep watch over the house .

سگ بیدار ماند تا از خانه مراقبت کند.

absolutely [قید]
اجرا کردن

خیلی

Ex: The room was absolutely silent .

اتاق کاملاً ساکت بود.