معماری و ساخت‌وساز - لوازم جانبی ساختمانی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به لوازم جانبی ساخت و ساز مانند "چسب"، "درزگیر" و "دستکش ایمنی" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
معماری و ساخت‌وساز
sealant [اسم]
اجرا کردن

درزگیر

Ex: The mechanic used sealant to fix the small crack in the car ’s radiator .

مکانیک از درزگیر برای تعمیر ترک کوچک در رادیاتور ماشین استفاده کرد.

اجرا کردن

*نوار آب‌بندی

Ex: Before tightening the pipe , make sure to wrap the thread seal tape around the male threads to prevent any leaks .

قبل از سفت کردن لوله، مطمئن شوید که نوار درزگیر رزوه را دور رزوه‌های نری پیچیده‌اید تا از هرگونه نشتی جلوگیری شود.

fish tape [اسم]
اجرا کردن

نوار ماهی

Ex: To install the new cables , the plumber carefully fed the fish tape through the narrow pipe .

برای نصب کابل‌های جدید، لوله‌کش با دقت نوار ماهی را از لوله باریک عبور داد.

اجرا کردن

نوار برق

Ex: Before installing the new light fixture , make sure to wrap the connections with electrical tape .

قبل از نصب چراغ جدید، مطمئن شوید که اتصالات را با نوار برق بپوشانید.

duct tape [اسم]
اجرا کردن

چسب برزنتی

Ex: The mechanic used duct tape to fix a tear in the car 's upholstery .

مکانیک از نوار چسب برای تعمیر پارگی در روکش ماشین استفاده کرد.

اجرا کردن

نوار چسب

Ex: Adhesive tape works well for temporary fixes until you can find a permanent solution .

نوار چسب برای تعمیرات موقت تا زمانی که بتوانید یک راه‌حل دائمی پیدا کنید، به خوبی عمل می‌کند.

اجرا کردن

نوار خشک‌کن

Ex: When installing new drywall , it is important to use drywall tape to keep the seams strong and even .

هنگام نصب دیوار خشک جدید، استفاده از نوار دیوار خشک برای حفظ درزها قوی و یکنواخت مهم است.

اجرا کردن

نوار چسب نقاشی

Ex: He covered the electrical outlets with masking tape to keep them free of paint .

او پریزهای برق را با نوار چسب پوشاند تا از رنگ دور بمانند.

اجرا کردن

نوار بازتابنده

Ex: The safety vest had bright reflective tape on it to help workers be seen in dimly lit areas .

جلیقه ایمنی دارای نوار بازتابنده روشن بود تا به کارگران کمک کند در مناطق کم نور دیده شوند.

اجرا کردن

نوار موانع

Ex: Barrier tape was stretched across the damaged road to warn drivers of the hazard ahead .

نوار موانع در سراسر جاده آسیب دیده کشیده شد تا رانندگان را از خطر پیش رو آگاه کند.

toolbox [اسم]
اجرا کردن

جعبه‌ابزار

Ex: The mechanic 's toolbox contained specialized tools for automotive repairs .

جعبه ابزار مکانیک شامل ابزارهای تخصصی برای تعمیرات خودرو بود.

اجرا کردن

مانع (به منظور ایمنی)

Ex: The company installed safety barriers at the factory to protect employees from moving machinery .

شرکت موانع ایمنی را در کارخانه نصب کرد تا از کارکنان در برابر ماشین‌آلات متحرک محافظت کند.

ladder [اسم]
اجرا کردن

نردبان

Ex: The painter set up his ladder against the wall to reach the highest part of the house .

نقاش نردبان خود را به دیوار تکیه داد تا به بالاترین قسمت خانه برسد.

step ladder [اسم]
اجرا کردن

نردبان پله ای

Ex: The step ladder folds up easily , so it fits in the closet when not in use .

نردبان تاشو به راحتی تا می‌شود، بنابراین وقتی استفاده نمی‌شود در کمد جا می‌شود.

hand tool [اسم]
اجرا کردن

ابزار دستی

Ex: The mechanic reached for a hand tool to remove the bolts on the engine .

مکانیک به سمت یک ابزار دستی رفت تا پیچ‌های موتور را باز کند.

fastener [اسم]
اجرا کردن

a device designed to mechanically join or secure objects together, providing stability, such as screws, bolts, or nails

Ex: The technician replaced worn fasteners on the machine .
power tool [اسم]
اجرا کردن

ابزار برقی

Ex: He wore safety goggles while using the power tool to grind the metal surface .

او هنگام استفاده از ابزار برقی برای صیقل دادن سطح فلز عینک ایمنی به چشم زد.

wire brush [اسم]
اجرا کردن

*فرچه سیمی

Ex: A wire brush is the best tool for cleaning off tough stains on metal or concrete .

برس سیمی بهترین ابزار برای پاک کردن لکه‌های سخت از روی فلز یا بتن است.

grout bag [اسم]
اجرا کردن

کیسه دوغاب سیمان

Ex: A grout bag is essential for precise grout application in small or hard-to-reach areas .

کیسه گروت برای اعمال دقیق گروت در مناطق کوچک یا سخت‌دسترس ضروری است.

wood stain [اسم]
اجرا کردن

لکه چوب

Ex: The carpenter recommended using a wood stain to bring out the natural grain of the oak .

نجار استفاده از لکه چوب را برای نمایان کردن بافت طبیعی بلوط توصیه کرد.

paint tray [اسم]
اجرا کردن

سینی رنگ

Ex: After dipping the roller in the paint tray , she carefully applied it to the surface .

بعد از فرو بردن غلتک در سینی رنگ، او با دقت آن را روی سطح اعمال کرد.

mixing tray [اسم]
اجرا کردن

سینی مخلوط کردن

Ex: After adding the ingredients , he stirred them together in the mixing tray to create a smooth paste .

بعد از اضافه کردن مواد، او آنها را در سینی مخلوط کردن با هم هم زد تا یک خمیر صاف ایجاد کند.