معماری و ساخت‌وساز - سیستم لوله کشی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به سیستم لوله کشی مانند "فاضلاب"، "زهکشی" و "لوله کشی" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
معماری و ساخت‌وساز
downspout [اسم]
اجرا کردن

ناودان

Ex: She noticed that the downspout was broken , causing the rainwater to spill over the sides .

او متوجه شد که ناودان شکسته است، که باعث ریزش آب باران از کناره‌ها می‌شود.

sewer [اسم]
اجرا کردن

فاضلاب

Ex: Urban planners designed the new neighborhood with a modern sewer to accommodate population growth .

برنامه‌ریزان شهری محله جدید را با یک فاضلاب مدرن طراحی کردند تا رشد جمعیت را در خود جای دهند.

cesspit [اسم]
اجرا کردن

*گندانبار

Ex: After heavy rainfall , the cesspit began to overflow , causing a mess in the garden .

پس از بارندگی شدید، چاه فاضلاب شروع به سرریز کردن کرد و باعث کثیفی در باغ شد.

drain [اسم]
اجرا کردن

آبریز

Ex: A mesh screen was installed over the drain to catch debris and prevent it from entering the pipes .

یک صفحه توری روی زهکش نصب شد تا آشغال ها را بگیرد و از ورود آنها به لوله ها جلوگیری کند.

drainage [اسم]
اجرا کردن

زه‌کشی

Ex: The local government is focusing on improving the drainage in areas prone to flooding during the rainy season .

دولت محلی بر بهبود زهکشی در مناطقی که در فصل بارندگی مستعد سیل هستند تمرکز دارد.

ducting [اسم]
اجرا کردن

داکتینگ

Ex: The air conditioning system was upgraded with better ducting to improve airflow throughout the office .

سیستم تهویه مطبوع با کانال‌کشی بهتر برای بهبود جریان هوا در سراسر دفتر ارتقا یافت.

fatberg [اسم]
اجرا کردن

fatberg

Ex: The sewer maintenance crew discovered a massive fatberg that was obstructing the main drain .

تیم نگهداری فاضلاب یک fatberg عظیم را کشف کرد که مجرای اصلی را مسدود کرده بود.

faucet [اسم]
اجرا کردن

شیر (آب یا گاز)

Ex: Make sure to turn off the faucet completely to save water .

مطمئن شوید که شیر را کاملاً بسته‌اید تا آب ذخیره شود.

gutter [اسم]
اجرا کردن

ناودان

Ex: The gutter overflowed during heavy rainfall , causing water damage to the foundation .

ناودان در طول بارندگی شدید سرریز شد و باعث آسیب آب به فونداسیون شد.

main [اسم]
اجرا کردن

لوله اصلی

Ex:

لوله اصلی در طول طوفان شکست و باعث اختلال عمده شد.

outfall [اسم]
اجرا کردن

*سیستم برون‌ریزی

Ex: The city installed a new outfall to improve drainage in the downtown area .

شهر یک خروجی جدید نصب کرد تا زهکشی در منطقه مرکزی شهر را بهبود بخشد.

اجرا کردن

سیستم زهکشی

Ex: A blocked drainage system can cause water to back up into the streets .

یک سیستم زهکشی مسدود شده می‌تواند باعث برگشت آب به خیابان‌ها شود.

leakage [اسم]
اجرا کردن

*نشت

Ex: We noticed a small leakage in the roof after the heavy rain .

ما بعد از باران شدید یک نشت کوچک در سقف مشاهده کردیم.

pipe [اسم]
اجرا کردن

*لوله

Ex: They discovered a leak in the pipe that carried water to the entire building .

آنها نشتی در لوله ای که آب را به تمام ساختمان منتقل می‌کرد کشف کردند.

اجرا کردن

آب لوله‌کشی

Ex: She filled the pot with running water to boil pasta for dinner .

او قابلمه را با آب لوله‌کشی پر کرد تا برای شام پاستا بجوشاند.

septic tank [اسم]
اجرا کردن

*گندانبار

Ex: After the heavy rain , they noticed the septic tank was starting to overflow .

پس از باران شدید، متوجه شدند که تانکر سپتیک شروع به سرریز کردن کرده است.

sewage [اسم]
اجرا کردن

فاضلاب

Ex: A broken sewage line disrupted water services in the neighborhood .

یک خط فاضلاب شکسته خدمات آب در محله را مختل کرد.

standpipe [اسم]
اجرا کردن

لوله عمودی

Ex: The standpipe outside the warehouse provided a backup water supply during the drought .

لوله عمودی خارج از انبار در طول خشکسالی یک منبع آب پشتیبان فراهم کرد.

stopcock [اسم]
اجرا کردن

شیر قطع

Ex: We had to replace the old stopcock because it was leaking water .

ما مجبور شدیم شیر قطع قدیمی را تعویض کنیم چون آب نشت می‌کرد.

valve [اسم]
اجرا کردن

شیر

Ex: The valve near the pump regulates the fuel flow .

شیر نزدیک پمپ جریان سوخت را تنظیم می‌کند.

waste pipe [اسم]
اجرا کردن

*لوله فاضلاب

Ex: The kitchen ’s waste pipe needs to be cleaned regularly to prevent blockages .

لوله فاضلاب آشپزخانه باید به طور منظم تمیز شود تا از انسداد جلوگیری شود.

water main [اسم]
اجرا کردن

*لوله اصلی آب

Ex: The water main broke , causing a temporary water outage in the neighborhood .

لوله اصلی آب شکست و باعث قطع موقت آب در محله شد.

plumbing [اسم]
اجرا کردن

لوله‌کشی

Ex: The apartment complex experienced a plumbing emergency when a pipe burst in the basement .

مجتمع آپارتمانی با یک وضعیت اضطراری لوله‌کشی مواجه شد وقتی که یک لوله در زیرزمین ترکید.

اجرا کردن

وسیله لوله کشی

Ex: The plumbing fixture in the shower was leaking , so it needed to be repaired .

وسیله لوله‌کشی در دوش نشت می‌کرد، بنابراین نیاز به تعمیر داشت.

اجرا کردن

*رابط لوله

Ex: A leak developed because one of the pipe fittings was not installed correctly .

نشتی ایجاد شد زیرا یکی از اتصالات لوله به درستی نصب نشده بود.

urinal [اسم]
اجرا کردن

*توالت سرپایی

Ex: There was a long line for the toilets , but the urinals were empty .

صف طولانی برای دستشویی‌ها بود، اما پیشاب‌دان‌ها خالی بودند.

sink [اسم]
اجرا کردن

سینک

Ex: They installed a deep farmhouse sink in the kitchen for washing large pots and pans .

آنها یک سینک مزرعه‌ای عمیق در آشپزخانه نصب کردند تا ظروف و تابه‌های بزرگ را بشویند.

اجرا کردن

*سینک شست‌وشو

Ex: After cleaning the garage , he used the laundry sink to wash his hands .

بعد از تمیز کردن گاراژ، او از سینک لباسشویی برای شستن دست‌هایش استفاده کرد.

toilet [اسم]
اجرا کردن

توالت

Ex: The bathroom remodel included a state-of-the-art toilet with built - in bidet functions for added comfort .

بازسازی حمام شامل یک توالت پیشرفته با عملکردهای بی‌دت داخلی برای راحتی بیشتر بود.

shower [اسم]
اجرا کردن

دوش

Ex: The gym locker room was equipped with spacious showers for members to use after their workout .

رختکن سالن ورزشی مجهز به دوش‌های وسیعی بود که اعضا پس از تمرین از آن استفاده می‌کردند.

male pipe [اسم]
اجرا کردن

لوله نَری

Ex: He tightened the male pipe connection with a wrench to prevent water from leaking .

او اتصال لوله نر را با آچار سفت کرد تا از نشت آب جلوگیری کند.

female pipe [اسم]
اجرا کردن

لوله مادگی

Ex: The female pipe fitting was damaged , causing a leak in the system .

اتصالات لوله مونث آسیب دیده بود و باعث نشت در سیستم شد.