معماری و ساخت‌وساز - ابزارهای کندن و حفاری

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ابزارهای حفاری و حفاری مانند "بیل"، "تفنگ میخ" و "خراشنده" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
معماری و ساخت‌وساز
shovel [اسم]
اجرا کردن

بیل

Ex: He grabbed a shovel to clear the driveway after the snowstorm .

او یک بیل برداشت تا پس از طوفان برف، مسیر ورودی را پاک کند.

digging bar [اسم]
اجرا کردن

میله حفاری

Ex: The crew relied on the digging bar to loosen the stubborn dirt around the tree roots .

خدمه به میله حفاری اعتماد کردند تا خاک سرسخت اطراف ریشه های درخت را شل کنند.

mattock [اسم]
اجرا کردن

کلنگ دوسر

Ex: The farmer used a mattock to loosen the rocky soil before planting the crops .

کشاورز از یک کلنگ برای شل کردن خاک سنگی قبل از کاشت محصولات استفاده کرد.

اجرا کردن

حفار چاله‌های تیرک

Ex: They needed a post hole digger to set the new mailbox securely in the ground .

آن‌ها به یک حفار چاله‌های تیرک نیاز داشتند تا صندوق پست جدید را به‌صورت محکم در زمین نصب کنند.

اجرا کردن

بیل نوک مربعی

Ex: She used the square point shovel to scrape the excess dirt from the edge of the foundation .

او از بیل چهارگوش برای تراشیدن خاک اضافی از لبه پی استفاده کرد.

اجرا کردن

بیل گرد

Ex: The construction worker used a round point shovel to level the ground for the pathway .

کارگر ساختمانی از بیل گرد برای هموار کردن زمین مسیر استفاده کرد.

drain spade [اسم]
اجرا کردن

بیلچه تیغه‌بلند

Ex: The narrow blade of the drain spade made it easy to dig deep holes for fence posts .

تیغه باریک بیل زهکشی کندن چاله‌های عمیق برای تیرک‌های حصار را آسان کرد.

اجرا کردن

بیل پارویی

Ex: The worker used a scoop shovel to clear the pile of gravel from the driveway .

کارگر از یک بیل بیلچه‌ای برای پاک کردن توده‌ای از شن از جلوی درب استفاده کرد.

اجرا کردن

بیل ترانشه

Ex: She grabbed the trenching shovel to start digging a trench for the garden drainage system .

او بیل ترانشه‌ای را برداشت تا شروع به کندن ترانشه برای سیستم زهکشی باغ کند.

اجرا کردن

*کج‌بیل

Ex: He used the grubbing hoe to loosen the soil around the tree ’s roots for transplanting .

او از بیلچه کندن برای شل کردن خاک اطراف ریشه های درخت برای انتقال استفاده کرد.

clay spade [اسم]
اجرا کردن

بیل باغبانی

Ex: When preparing the field for planting , he found the clay spade to be more effective than other tools .

در هنگام آماده کردن زمین برای کاشت، او متوجه شد که بیل گلی از سایر ابزارها مؤثرتر است.

drill [اسم]
اجرا کردن

دریل

Ex: He adjusted the speed settings on the drill to ensure precise drilling into the metal .

او تنظیمات سرعت دریل را برای اطمینان از حفاری دقیق در فلز تنظیم کرد.

اجرا کردن

درایور ضربه‌ای

Ex: He reached for the impact driver to tighten the screws faster , since his regular drill was n't strong enough .

او به سمت درایور ضربه‌ای دست دراز کرد تا پیچ‌ها را سریع‌تر سفت کند، زیرا دریل معمولی او به اندازه کافی قوی نبود.

drill press [اسم]
اجرا کردن

دریل پرس

Ex: The mechanic used the drill press to drill holes in the engine parts with great precision .

مکانیک از ماشین دریل برای سوراخ کردن قطعات موتور با دقت بالا استفاده کرد.

nail gun [اسم]
اجرا کردن

*میخ‌کوب

Ex: The roofing crew used a nail gun to secure the shingles to the roof .

تیم سقف‌سازی از تفنگ میخکوب برای محکم کردن سفال‌ها به سقف استفاده کرد.

اجرا کردن

میخکوب کفپوش

Ex: For the best results , make sure to use a flooring nailer designed specifically for your type of flooring .

برای بهترین نتایج، مطمئن شوید که از میخکوب کفپوش استفاده می‌کنید که مخصوص نوع کفپوش شما طراحی شده است.

screw gun [اسم]
اجرا کردن

تفنگ پیچ

Ex: She prefers using a screw gun instead of a regular screwdriver to save time .

او ترجیح می‌دهد به جای پیچ‌گوشتی معمولی از پیچ‌گوشتی برقی استفاده کند تا در زمان صرفه‌جویی کند.

اجرا کردن

تفنگ پیچ دیوار خشک

Ex: He reached for the drywall screw gun to secure the next sheet to the ceiling .

او به سمت پیچ گوشتی دیواری رفت تا ورق بعدی را به سقف متصل کند.

pin nailer [اسم]
اجرا کردن

میخکوب پین

Ex: He grabbed the pin nailer to add the finishing touches to the small wooden shelf without marring its surface .

او میخکوب پین را برداشت تا بدون خراشیدن سطح، تکمیل‌کاری‌های قفسه چوبی کوچک را انجام دهد.

اجرا کردن

پیچ گوشتی ضربه‌ای

Ex: The contractor relied on his impact screwdriver to drive screws into tough wooden beams .

پیمانکار به پیچ‌گوشتی ضربه‌ای خود متکی بود تا پیچ‌ها را به تیرهای چوبی سخت بچرخاند.

اجرا کردن

پیچ گوشتی برقی

Ex: She reached for her electric screwdriver when it was time to build the new cabinet .

وقتی وقت ساخت کابینت جدید رسید، او به سمت پیچ‌گوشتی برقی خود دست دراز کرد.

dowel jig [اسم]
اجرا کردن

شابلون سوراخ‌کاری

Ex: To create a strong joint , he placed the dowel jig on the wood before drilling .

برای ایجاد یک اتصال محکم، او جیگ داول را قبل از سوراخ کردن روی چوب قرار داد.

hand drill [اسم]
اجرا کردن

دریل دستی

Ex: For this simple repair , a hand drill works better than an electric one .

برای این تعمیر ساده، دریل دستی بهتر از دریل برقی کار می‌کند.

اجرا کردن

دریل چکشی

Ex: The construction workers used a hammer drill to create holes for the steel beams in the foundation .

کارگران ساختمانی از یک دریل چکشی برای ایجاد سوراخ‌هایی برای تیرهای فولادی در فونداسیون استفاده کردند.

اجرا کردن

*دریل چکشی

Ex: She used the rotary hammer to quickly drill holes for the plumbing pipes in the concrete slab .

او از چکش چرخشی برای سریع سوراخ کردن سوراخ‌ها برای لوله‌های لوله‌کشی در دال بتنی استفاده کرد.

hole saw [اسم]
اجرا کردن

مته گرد

Ex: The plumber used a hole saw to drill through the wall to run the pipes for the new sink .

لوله‌کش از یک اره سوراخ کن برای سوراخ کردن دیوار به منظور عبور لوله‌های سینک جدید استفاده کرد.

jackhammer [اسم]
اجرا کردن

مته چکشی

Ex: They rented a jackhammer to demolish the old foundation before building the new house .

آن‌ها یک دریل چکشی اجاره کردند تا پی‌های قدیمی را قبل از ساختن خانه جدید خراب کنند.

auger drill [اسم]
اجرا کردن

مته حلزونی

Ex: For the DIY project , she rented an auger drill to make precise holes for her decking .

برای پروژه DIY، او یک مته حلزونی اجاره کرد تا سوراخ‌های دقیقی برای عرشه خود ایجاد کند.

drill bit [اسم]
اجرا کردن

*مته

Ex: He switched to a larger drill bit to make the hole bigger for the door hinge .

او به یک مته بزرگتر تغییر داد تا سوراخ را برای لولای در بزرگتر کند.

اجرا کردن

مته مخروطی

Ex: When assembling the frame , I used a countersink bit to ensure the screws were neatly hidden .

هنگام مونتاژ قاب، از یک مته مخروطی استفاده کردم تا مطمئن شوم پیچ‌ها به طور مرتب پنهان شده‌اند.

اجرا کردن

مته فلز

Ex: She used a twist drill bit to make holes in the wall before installing the shelves .

او از یک مته پیچ برای ایجاد سوراخ در دیوار قبل از نصب قفسه‌ها استفاده کرد.

spade bit [اسم]
اجرا کردن

مته برگی

Ex: To install the electrical wiring , she chose a spade bit because it could create a wider hole .

برای نصب سیم‌کشی برق، او یک مته بیلچه‌ای را انتخاب کرد زیرا می‌توانست سوراخی عریض‌تر ایجاد کند.

اجرا کردن

مته گازور

Ex: When assembling the bookshelf , I used a Forstner bit to drill deep holes for the shelf supports .

هنگام سرهم کردن قفسه کتاب، از یک مته فورستنر برای سوراخ کردن سوراخ‌های عمیق برای پایه‌های قفسه استفاده کردم.

اجرا کردن

مته کاجی

Ex: The technician preferred the step drill bit for drilling through thin plastic sheets because it was faster and more efficient .

تکنسین مته پلهای را برای سوراخ کردن ورق‌های پلاستیکی نازک ترجیح داد زیرا سریع‌تر و کارآمدتر بود.

اجرا کردن

ویبراتور بتن

Ex: The worker moved the concrete vibrator slowly through the mix to make sure it was evenly distributed .

کارگر ویبراتور بتن را به آرامی در مخلوط حرکت داد تا مطمئن شود که به طور یکنواخت توزیع شده است.

اجرا کردن

فنر لوله‌بازکن

Ex: The bathroom was out of service until they got a toilet auger to clear the toilet .

دستشویی تا زمانی که آنها یک مته توالت برای تمیز کردن توالت به دست آوردند، از سرویس خارج بود.

اجرا کردن

ابزار کشنده آستین

Ex: I had to borrow a sleeve puller from the workshop to get the sleeve off the axle .

من مجبور شدم یک اکسترکتور آستین از کارگاه قرض بگیرم تا آستین را از محور خارج کنم.