معماری و ساخت‌وساز - ابزارهای بست

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ابزارهای بستن مانند "پیچ"، "پیچ گوشتی" و "میخ پرچ" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
معماری و ساخت‌وساز
screw [اسم]
اجرا کردن

پیچ (ابزار)

Ex: The technician used a screwdriver to remove the screws holding the panel in place .

تکنسین از پیچ‌گوشتی برای برداشتن پیچ‌هایی که پنل را در جای خود نگه داشته بودند استفاده کرد.

bolt [اسم]
اجرا کردن

پیچ (ابزار)

Ex: The construction worker used a heavy-duty bolt to connect the steel beams .

کارگر ساختمانی از یک پیچ سنگین برای اتصال تیرهای فولادی استفاده کرد.

toggle bolt [اسم]
اجرا کردن

پیچ زانویی

Ex: The contractor recommended using toggle bolts to fasten the heavy brackets to the thin walls .

پیمانکار استفاده از بولت‌های تگل را برای بستن براکت‌های سنگین به دیوارهای نازک توصیه کرد.

wood screw [اسم]
اجرا کردن

پیچ چوب

Ex: When assembling the cabinet , make sure to use wood screws for a secure fit .

هنگام مونتاژ کابینت، مطمئن شوید که از پیچ های چوب برای اتصال محکم استفاده می‌کنید.

اجرا کردن

پیچ ماشین

Ex: She needed a machine screw with a finer thread to ensure a tight fit in the small hole .

او به یک پیچ ماشین با دنده‌های ریزتر نیاز داشت تا اطمینان حاصل شود که در سوراخ کوچک محکم می‌شود.

اجرا کردن

پیچ ورق فلزی

Ex: After drilling the holes , she tightened the sheet metal screws to hold the pieces in place .

بعد از سوراخ کردن سوراخ‌ها، او پیچ‌های ورق فلزی را سفت کرد تا قطعات را در جای خود نگه دارد.

اجرا کردن

پیچ خودکار

Ex: The technician used a self-tapping screw to connect the electrical components inside the box .

تکنسین از یک پیچ خودکار برای اتصال قطعات الکتریکی داخل جعبه استفاده کرد.

اجرا کردن

پیچ دیوار خشک

Ex: Make sure to use a power drill when installing drywall screws for quicker work .

مطمئن شوید که از دریل برقی هنگام نصب پیچ های دیوار خشک برای کار سریعتر استفاده می‌کنید.

اجرا کردن

پیچ بتن

Ex: The concrete screws held the brackets in place even under the weight of the heavy equipment .

پیچ های بتن حتی تحت وزن تجهیزات سنگین نیز براکت ها را در جای خود نگه داشتند.

lag screw [اسم]
اجرا کردن

پیچ چوبی

Ex: To prevent the deck from shifting , the builder attached the posts with lag screws .

برای جلوگیری از جابجایی عرشه، سازنده ستون‌ها را با پیچ‌های چوبی محکم کرد.

deck screw [اسم]
اجرا کردن

پیچ عرشه

Ex: We picked up some deck screws at the hardware store to finish our backyard deck .

ما چند پیچ عرشه از فروشگاه سخت‌افزار برداشتیم تا عرشه حیاط خلوت خود را تکمیل کنیم.

اجرا کردن

پیچ تخته خرده چوب

Ex: The instructions say to use particle board screws for the frame to ensure a strong , stable connection .

دستورالعمل‌ها می‌گویند برای قاب از پیچ‌های تخته‌خرده‌چوب استفاده کنید تا اتصالی محکم و پایدار تضمین شود.

اجرا کردن

پیچ امنیتی

Ex: To access the inner workings of the server , we had to remove the security screws using a unique screwdriver .

برای دسترسی به عملکرد داخلی سرور، مجبور شدیم پیچ‌های امنیتی را با استفاده از یک پیچ‌گوشتی منحصر به فرد برداریم.

eye screw [اسم]
اجرا کردن

پیچ چشمی

Ex: They used several eye screws to attach the swing to the tree branches .

آنها از چند پیچ حلقه‌ای استفاده کردند تا تاب را به شاخه‌های درخت متصل کنند.

wing screw [اسم]
اجرا کردن

پیچ بالدار

Ex: She tightened the wing screw by hand to secure the panel in place .

او پیچ بالدار را با دست محکم کرد تا پنل را در جای خود ثابت کند.

اجرا کردن

پیچ با سر شش وجهی

Ex: Hex head screws are often used in outdoor furniture because of their durability .

پیچ های شش گوش اغلب در مبلمان فضای باز به دلیل دوامشان استفاده می‌شوند.

اجرا کردن

پیچ مربعی

Ex: The carpenter used a square drive screw to fasten the wooden boards securely .

نجار از پیچ مربعی برای محکم بستن تخته‌های چوبی استفاده کرد.

اجرا کردن

پیچ یک‌سو

Ex: The access panel was secured with one-way screws , making it difficult to open without the right tools .

پنل دسترسی با پیچ‌های یک‌طرفه محکم شده بود، که باز کردن آن را بدون ابزار مناسب دشوار می‌کرد.

thumb screw [اسم]
اجرا کردن

پیچ انگشتی

Ex: He tightened the thumb screw on the shelf to secure it in place .

او پیچ انگشتی را روی قفسه سفت کرد تا آن را در جای خود محکم کند.

اجرا کردن

پیچ نگه‌دارنده پنل

Ex: After removing the panel , the captive panel screw stayed in place , making it easier to put the panel back without searching for the screw .

پس از برداشتن پنل، پیچ محافظ پنل در جای خود باقی ماند، که قرار دادن پنل را بدون جستجوی پیچ آسان‌تر کرد.

اجرا کردن

پیچ فیلیپس

Ex: The technician used a Phillips screw to secure the panel , ensuring it stayed firmly in place .

تکنسین از یک پیچ فیلیپس برای محکم کردن پنل استفاده کرد، اطمینان حاصل کرد که آن محکم در جای خود باقی بماند.

اجرا کردن

پیچ پوزیدریو

Ex: For this project , a Pozidriv screw is recommended to prevent slipping during installation .

برای این پروژه، یک پیچ پوزیدریو توصیه می‌شود تا از لغزش در حین نصب جلوگیری شود.

اجرا کردن

پیچ مقاوم در برابر دستکاری

Ex: To ensure the equipment stays safe , they installed tamper-resistant screws on all the outer panels .

برای اطمینان از ایمنی تجهیزات، آنها پیچ‌های مقاوم در برابر دستکاری را بر روی تمام پانل‌های خارجی نصب کردند.

dowel screw [اسم]
اجرا کردن

پیچ رول‌پلاک

Ex: The wooden frame was put together using dowel screws , providing a sturdy and hidden connection .

قاب چوبی با استفاده از پیچ های داول مونتاژ شد، که اتصالی محکم و پنهان را فراهم می‌کند.

اجرا کردن

پیچ سه‌سو

Ex: The tri-wing screw was difficult to remove without the special screwdriver designed for it .

پیچ سه‌باله بدون پیچ‌گوشتی مخصوص طراحی شده برای آن، به سختی قابل خارج کردن بود.

Torx screw [اسم]
اجرا کردن

پیچ ستاره‌ای

Ex:

پیچ‌های تورکس معمولاً در وسایل الکترونیکی مانند کامپیوترها و تلویزیون‌ها یافت می‌شوند.

اجرا کردن

پیچ چشم ماری

Ex: The technician had to use a special tool to remove the snake eye screws during the maintenance check .

تکنسین مجبور شد از ابزار خاصی برای برداشتن پیچ‌های چشم مار در طول بررسی تعمیر و نگهداری استفاده کند.

اجرا کردن

پیچ شیکاگو

Ex:

برای کمربند چرمی سفارشی، صنعتگر پیچ‌های شیکاگو را انتخاب کرد زیرا هم کاربردی و هم شیک هستند.

screwdriver [اسم]
اجرا کردن

پیچ‌گوشتی

Ex: The set included different types of screwdrivers for various screw heads .

مجموعه شامل انواع مختلف پیچ‌گوشتی برای سرپیچ‌های گوناگون بود.

اجرا کردن

*پیچ‌گوشتی دوسو

Ex: He carefully turned the flathead screwdriver to secure the screws in the wooden panel .

او با دقت پیچ گوشتی تخت را چرخاند تا پیچ‌ها را در پانل چوبی محکم کند.

اجرا کردن

*پیچ‌گوشتی چهارسو

Ex: If you have a Phillips screwdriver , the job will go faster .

اگر یک پیچ گوشتی فیلیپس داشته باشید، کار سریعتر پیش خواهد رفت.

اجرا کردن

پیچ گوشتی پوزیدریو

Ex: I need a Pozidriv screwdriver to assemble this piece of furniture .

من به یک پیچ گوشتی Pozidriv نیاز دارم تا این قطعه مبلمان را مونتاژ کنم.

اجرا کردن

پیچ گوشتی Torx

Ex: He was able to finish the repair quickly thanks to his Torx screwdriver .

او توانست تعمیر را به سرعت به پایان برساند به لطف پیچ گوشتی Torx خود.

اجرا کردن

پیچ گوشتی رابرتسون

Ex: For this project , the builder recommended using a Robertson screwdriver for better control and durability .

برای این پروژه، سازنده استفاده از پیچ گوشتی رابرتسون را برای کنترل بهتر و دوام بیشتر توصیه کرد.

اجرا کردن

پیچ‌گوشتی سه‌سو

Ex: To repair the camera , she needed a tri-wing screwdriver to remove the screws .

برای تعمیر دوربین، او به یک پیچ گوشتی سه پر نیاز داشت تا پیچ‌ها را باز کند.

اجرا کردن

پیچ گوشتی اسپنر

Ex: The spanner screwdriver fits perfectly into the two small holes on the screw 's head , allowing for easy removal .

پیچ گوشتی دو شاخ به طور کامل در دو سوراخ کوچک روی سر پیچ قرار می‌گیرد و امکان برداشتن آسان را فراهم می‌کند.

اجرا کردن

پیچ گوشتی گشتاور

Ex: The torque screwdriver clicked when it reached the preset limit , indicating the screw was secure .

پیچ‌گوشتی گشتاور هنگامی که به حد از پیش تعیین شده رسید کلیک کرد، نشان می‌دهد که پیچ ایمن بود.

اجرا کردن

ست پیچ گوشتی دقیق

Ex: A good precision screwdriver set is crucial when working on intricate projects like model building .

یک مجموعه خوب از پیچ‌گوشتی‌های دقیق هنگام کار بر روی پروژه‌های پیچیده مانند ساخت مدل بسیار حیاتی است.

اجرا کردن

پیچ‌گوشتی ضامن‌دار

Ex: She preferred using a ratchet screwdriver for the car repair because it allowed for quicker adjustments .

او ترجیح می‌داد از پیچ‌گوشتی رچت برای تعمیر ماشین استفاده کند زیرا امکان تنظیمات سریع‌تر را فراهم می‌کرد.

اجرا کردن

پیچ‌گوشتی عایق

Ex: When working with electrical panels , always ensure you have an insulated screwdriver to avoid accidents .

هنگام کار با تابلوهای برق، همیشه مطمئن شوید که یک پیچ گوشتی عایق دارید تا از حوادث جلوگیری کنید.

اجرا کردن

پیچ‌گوشتی آهنربایی

Ex: I used a magnetic screwdriver to attach the handle to the door , preventing the screws from falling .

من از یک پیچ گوشتی مغناطیسی برای وصل کردن دستگیره به در استفاده کردم، که از افتادن پیچ‌ها جلوگیری کرد.

nut [اسم]
اجرا کردن

مهره (ابزار)

Ex:

کارگر ساختمان از مهره‌ها استفاده کرد تا مطمئن شود پیچ‌ها محکم بسته شده‌اند.

washer [اسم]
اجرا کردن

واشر

Ex: The set included various sizes of washers for different projects .

مجموعه شامل واشرهای با اندازه‌های مختلف برای پروژه‌های مختلف بود.

eye bolt [اسم]
اجرا کردن

پیچ چشمی

Ex: The eye bolt was tightened securely to prevent any movement in the rigging system .

پیچ چشم محکم بسته شد تا از هرگونه حرکت در سیستم مهار جلوگیری شود.

staple gun [اسم]
اجرا کردن

دستگاه منگنه

Ex: The staple gun is commonly used in upholstery projects .

تفنگ منگنه معمولاً در پروژه های روکش کاری استفاده می شود.

اجرا کردن

منگنه کابل

Ex: I need to buy more cable staples to finish wiring the garage .

من نیاز به خرید منگنه کابل بیشتری برای تکمیل سیم‌کشی گاراژ دارم.

rivet [اسم]
اجرا کردن

میخ‌پرچ

Ex: Rivets are commonly used in manufacturing because they provide a permanent and reliable fastening solution that can withstand high stresses .

میخ پرچ معمولاً در تولید استفاده می‌شوند زیرا راه‌حلی دائمی و قابل اعتماد برای اتصال ارائه می‌دهند که می‌تواند تنش‌های بالا را تحمل کند.

hog ring [اسم]
اجرا کردن

منگنه حلقه گراز

Ex: The worker attached the metal netting with a hog ring to keep the area secure .

کارگر توری فلزی را با یک حلقه خوک متصل کرد تا منطقه را ایمن نگه دارد.

anchor bolt [اسم]
اجرا کردن

پیچ مهار

Ex: The wind turbine was fixed to the ground using large anchor bolts to prevent it from toppling .

توربین بادی با استفاده از بولت‌های لنگر بزرگ به زمین متصل شد تا از واژگونی آن جلوگیری شود.