معماری و ساخت‌وساز - ابزار بلند کردن و جابجایی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ابزارهای بلند کردن و جابجایی مانند "جرثقیل"، "لیفتراک" و "هویست" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
معماری و ساخت‌وساز
forklift [اسم]
اجرا کردن

لیفتراک

Ex: He drove the forklift carefully to avoid hitting any obstacles in the narrow aisle .

او با دقت لیفتراک را راند تا از برخورد با موانع در راهروی باریک جلوگیری کند.

crane [اسم]
اجرا کردن

جرثقیل

Ex: The port relied on cranes to unload cargo ships , transferring containers from the docks to waiting trucks .

بندرگاه برای تخلیه کشتی‌های باربری به جرثقیل‌ها متکی بود، کانتینرها را از اسکله‌ها به کامیون‌های منتظر انتقال می‌داد.

hand truck [اسم]
اجرا کردن

ارابه دستی

Ex: The warehouse employee used the hand truck to transport the pallets across the floor .

کارمند انبار از فرغون دستی برای حمل پالت‌ها در کف استفاده کرد.

pallet jack [اسم]
اجرا کردن

جک پالت

Ex: The company invested in electric pallet jacks to reduce manual labor and improve efficiency .

شرکت در جک های پالت برقی سرمایه‌گذاری کرد تا کار دستی را کاهش دهد و کارایی را بهبود بخشد.

come-along [اسم]
اجرا کردن

چنگک گیره

Ex: He attached the come-along to the tree to help lift the fallen log off the ground .

او دستگاه کشش را به درخت متصل کرد تا به بلند کردن کنده ی افتاده از زمین کمک کند.

chain block [اسم]
اجرا کردن

قرقره زنجیر

Ex: After securing the load , the crew operated the chain block to move it to the upper floor .

پس از ایمن کردن بار، خدمه بلوک زنجیره‌ای را برای انتقال آن به طبقه بالا به کار بردند.

اجرا کردن

مچ‌بند وزنه‌برداری

Ex: She wrapped the lifting strap around the box and easily lifted it onto the truck .

او تسمه بلند کردن را دور جعبه پیچید و به راحتی آن را روی کامیون بلند کرد.

اجرا کردن

بالابر پانل چرخشی

Ex: With the help of a panel lifter , they quickly installed the plywood panels on the walls .

با کمک یک بالابر پنل، آنها به سرعت پانل‌های تخته‌لا را روی دیوارها نصب کردند.

toe jack [اسم]
اجرا کردن

جک پنجه

Ex: To reposition the generator , the technician carefully used the toe jack to raise it slightly .

برای جابجایی ژنراتور، تکنسین با دقت از جک پاشنه برای بلند کردن کمی آن استفاده کرد.

pry bar [اسم]
اجرا کردن

*دیلم (ابزار)

Ex: She grabbed the pry bar to loosen the tiles from the floor before starting the renovation .

او میله فلزی را گرفت تا قبل از شروع بازسازی، کاشی‌های کف را شل کند.

اجرا کردن

سکوی بالابر تاشو

Ex: After the equipment was loaded onto the scissor lift , they raised it to the second floor for installation .

پس از بارگیری تجهیزات روی لیفت قیچی، آن را به طبقه دوم برای نصب بالا بردند.

اجرا کردن

بارکش

Ex: He placed the coffee table on the furniture dolly to avoid scratching the floor .

او میز قهوه را روی فرنیچر دالی گذاشت تا از خط افتادن کف جلوگیری کند.

اجرا کردن

بالابر مکنده

Ex: She placed the suction lifter on the smooth glass and effortlessly lifted it into position .

او لیفتر مکشی را روی شیشه صاف قرار داد و بدون زحمت آن را به موقعیت خود بلند کرد.

اجرا کردن

سکو بالابر

Ex: The workers used a cherry picker to reach the top of the building and repair the roof .

کارگران از یک بالابر هیدرولیکی برای رسیدن به بالای ساختمان و تعمیر سقف استفاده کردند.

اجرا کردن

تسمه نقاله

Ex: The conveyor belt in the recycling plant sorts materials as they pass through .

نوار نقاله در کارخانه بازیافت مواد را هنگام عبور مرتب می‌کند.

اجرا کردن

گیره ورق‌گیر

Ex: The crane operator attached the lifting clamp to the steel beam before lifting it into place .

اپراتور جرثقیل گیره بالابر را به تیر فولادی متصل کرد قبل از اینکه آن را به جای خود بلند کند.

اجرا کردن

جک هیدرولیک

Ex: The workers used a hydraulic jack to lift the heavy equipment onto the platform .

کارگران از یک جک هیدرولیک برای بلند کردن تجهیزات سنگین روی سکو استفاده کردند.

اجرا کردن

ریل زنجیری جرثقیل

Ex: A beam trolley helped transport heavy machinery along the overhead track to different parts of the warehouse .

یک واگن برقی تیر به حمل ماشین‌آلات سنگین در امتداد مسیر هوایی به قسمت‌های مختلف انبار کمک کرد.

اجرا کردن

لودر با فرمان لغزشی

Ex: After the storm , they rented a skid steer loader to remove fallen trees and branches from the yard .

پس از طوفان، آنها یک لودر اسکید استیر اجاره کردند تا درختان و شاخه‌های افتاده را از حیاط خارج کنند.

اجرا کردن

دستگاه معکوس کننده پالت

Ex: After unloading the goods , the pallet inverter was used to flip the pallets for easier storage .

پس از تخلیه کالاها، از واژگون کننده پالت برای چرخاندن پالت‌ها به منظور ذخیره‌سازی آسان‌تر استفاده شد.

tugger cart [اسم]
اجرا کردن

واگن کشنده

Ex: The tugger cart made it easier to transport large quantities of parts across the factory floor .

واگن کشنده حمل مقادیر زیاد قطعات را در کف کارخانه آسان‌تر کرد.

beam lifter [اسم]
اجرا کردن

شاهین جرثقیل

Ex: The beam lifter made it easier to safely position the large beams during the construction project .

بالابر تیر قرار دادن ایمن تیرهای بزرگ در طول پروژه ساخت و ساز را آسان‌تر کرد.

jib crane [اسم]
اجرا کردن

بازوی گردان

Ex: In the warehouse , the jib crane made it easier to move large equipment across short distances .

در انبار، جرثقیل بازویی جابجایی تجهیزات بزرگ را در فواصل کوتاه آسانتر کرد.

اجرا کردن

بالابر خلاء

Ex: The vacuum lifter made it easier to transport heavy metal sheets across the warehouse .

بالابر خلاء حمل و نقل ورق‌های فلزی سنگین را در انبار آسان‌تر کرد.

roll lifter [اسم]
اجرا کردن

بالابر رول

Ex: The operator carefully positioned the roll lifter under the steel coil before raising it to the loading area .

اپراتور با دقت بالابر رول را زیر کویل فولادی قرار داد قبل از اینکه آن را به منطقه بارگیری بلند کند.

backhoe [اسم]
اجرا کردن

کج‌بیل مکانیکی

Ex: The farmer rented a backhoe to remove tree stumps from his field .

کشاورز یک بکهو اجاره کرد تا کنده‌های درخت را از مزرعه‌اش خارج کند.

اجرا کردن

چرخ‌دستی حمل بار

Ex: The grocery store employees used a material handling cart to restock the shelves efficiently .

کارمندان فروشگاه مواد غذایی از یک واگن دستی جابجایی مواد برای پر کردن قفسه‌ها به صورت کارآمد استفاده کردند.

اجرا کردن

میز بالابر قیچی هیدرولیک

Ex: The warehouse installed several pneumatic lift tables to reduce strain on employees handling bulky materials .

انبار چندین میز بالابر پنوماتیک نصب کرد تا فشار روی کارکنانی که مواد حجیم را جابجا می‌کنند کاهش یابد.

wheelbarrow [اسم]
اجرا کردن

فرغون

Ex: The wheelbarrow made it easier to transport heavy items to the backyard .

فرغون حمل وسایل سنگین به حیاط خلوت را آسان‌تر کرد.

اجرا کردن

فرغون برقی

Ex: She found the electric wheelbarrow much easier to use than a regular one when transporting soil for the garden .

او متوجه شد که فرغون برقی در مقایسه با فرغون معمولی برای حمل خاک به باغ بسیار راحت‌تر است.

اجرا کردن

فرغون دوچرخ

Ex: The workers used a two-wheeled wheelbarrow to carry the landscaping materials from the truck to the backyard .

کارگران از یک فرغون دوچرخ برای حمل مواد محوطه سازی از کامیون به حیاط خلوت استفاده کردند.