معماری و ساخت‌وساز - توصیف ساختمان ها

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به توصیف ساختمان‌ها مانند "vacant"، "interior" و "spacious" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
معماری و ساخت‌وساز
اجرا کردن

مجهزبه‌سیستم تهویه

Ex: The train offered air-conditioned compartments for a more comfortable journey .

قطار کابین‌های تهویه مطبوع را برای سفر راحت‌تر ارائه می‌داد.

indoor [صفت]
اجرا کردن

سرپوشیده

Ex: Indoor basketball courts offer a controlled environment for players to practice and compete .

زمین‌های بسکتبال سرپوشیده محیطی کنترل‌شده برای بازیکنان فراهم می‌کنند تا تمرین کنند و رقابت کنند.

vacant [صفت]
اجرا کردن

خالی

Ex: The vacant house at the end of the street had been abandoned for years .

خانه خالی در انتهای خیابان سال‌ها رها شده بود.

upstairs [قید]
اجرا کردن

(به) طبقه بالا

Ex: Please keep the noise down , our neighbors upstairs might get disturbed .

لطفاً سر و صدا را کم کنید، همسایه‌های ما در بالا ممکن است آزار ببینند.

rundown [صفت]
اجرا کردن

مخروبه

Ex:

کارخانه پس از نقل مکان شرکت به مکان دیگر، خرابه رها شده بود.

picturesque [صفت]
اجرا کردن

تماشایی

Ex: The picturesque cabin by the lake provided a peaceful retreat from city life .

کلبه دل‌انگیز کنار دریاچه، پناهگاهی آرام از زندگی شهری ارائه می‌داد.

interior [صفت]
اجرا کردن

داخلی

Ex:

پانل‌های در داخلی با مواد عایق صدا پوشانده شده بودند.

formal [صفت]
اجرا کردن

طراحی به سبک مدرن

exterior [صفت]
اجرا کردن

خارجی

Ex: Exterior lights were installed along the pathway for better visibility .

چراغ‌های خارجی در مسیر برای دید بهتر نصب شدند.

exclusive [صفت]
اجرا کردن

مجلل

Ex: The magazine 's exclusive content is available only to paid subscribers .

محتوای انحصاری مجله فقط برای مشترکین پرداخت کننده در دسترس است.

downstairs [قید]
اجرا کردن

به طبقه پایین

Ex: We have a cozy sitting area downstairs by the fireplace .

ما یک منطقه نشیمن دنج در پایین کنار شومینه داریم.

dilapidated [صفت]
اجرا کردن

زهواردررفته

Ex: The dilapidated house on the corner is scheduled for demolition .

خانه خرابه در گوشه برای تخریب برنامه‌ریزی شده است.

cramped [صفت]
اجرا کردن

تنگ

Ex: The cramped kitchen made cooking with multiple people difficult .

آشپزخانه تنگ پخت و پز با چند نفر را دشوار می‌کرد.

اجرا کردن

وابسته به معماری

Ex: Students in the architectural program study a wide range of topics , from structural engineering to architectural history .

دانشجویان برنامه معماری طیف گسترده‌ای از موضوعات را مطالعه می‌کنند، از مهندسی سازه تا تاریخ معماری.

abandoned [صفت]
اجرا کردن

متروکه

Ex: An abandoned suitcase lay in the empty station .

یک چمدان رها شده در ایستگاه خالی افتاده بود.

spacious [صفت]
اجرا کردن

جادار

Ex: Their new house was spacious enough to accommodate their growing family comfortably .

خانه جدیدشان به اندازه کافی وسیع بود تا خانواده در حال رشدشان را به راحتی در خود جای دهد.

اجرا کردن

نیمه‌مستقل

Ex:

پس از بازسازی، خانه نیمه جدا شده آنها کاملاً مدرن به نظر می‌رسد.

rambling [صفت]
اجرا کردن

بدشکل و درندشت (ساختمان و...)

Ex:
palatial [صفت]
اجرا کردن

کاخی

Ex: The tour included several palatial halls filled with historical artifacts .

تور شامل چندین سالن کاخ‌مانند پر از اشیاء تاریخی بود.

open-plan [صفت]
اجرا کردن

پلان آزاد

Ex:

کلاس‌های open-plan برای تقویت محیط‌های یادگیری تعاملی محبوب‌تر می‌شوند.

high-rise [صفت]
اجرا کردن

چندطبقه

Ex:

ساختمان اداری جدید بلندمرتبه بر خط افق مرکز شهر مسلط است.

lofty [صفت]
اجرا کردن

بلند

Ex: The castle stood on a lofty hill , offering strategic advantages in times of war .

قلعه بر روی تپه‌ای بلند قرار داشت که در زمان جنگ مزایای استراتژیک ارائه می‌داد.

ionic [صفت]
اجرا کردن

ایونی (سبک معماری)

doric [صفت]
اجرا کردن

دوریسی (سبک معماری)

detached [صفت]
اجرا کردن

(ساختمان) مجزا

Ex: Their dream was to live in a detached home by the sea .

آرزویشان زندگی در یک خانه مستقل کنار دریا بود.

derelict [صفت]
اجرا کردن

متروکه

Ex:

شهر برنامه‌ریزی کرد تا ساختمان‌های متروکه را بازسازی کند.

colonial [صفت]
اجرا کردن

مربوط به دوران استعمار آمریکا (سبک معماری)

Ex:
اجرا کردن

کاملاً پر شده

Ex: The bookstore had wall-to-wall shelves of books .

کتابفروشی قفسه‌های از دیوار تا دیوار کتاب داشت.

insulated [صفت]
اجرا کردن

عایق

Ex: The insulated attic space kept the interior of the house cool in the summer and warm in the winter .

فضای زیر شیروانی عایق‌بندی شده داخل خانه را در تابستان خنک و در زمستان گرم نگه می‌داشت.

concrete [صفت]
اجرا کردن

بتنی

Ex: We need to fix the concrete steps leading up to the entrance ; they 're cracked and uneven .

ما باید پله‌های بتنی منتهی به ورودی را تعمیر کنیم؛ آنها ترک خورده و ناهموار هستند.