معماری و ساخت‌وساز - ابزارهای گرفتن و چرخاندن

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ابزارهای گرفتن و پیچاندن مانند "کرمپر"، "آچار" و "انبردست" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
معماری و ساخت‌وساز
اجرا کردن

ابزار کریمپ سیم

Ex: The electrician reached for the wire crimper to finish the job of connecting the power cables .

برقکار به سمت سیم چین رفت تا کار اتصال کابل‌های برق را به پایان برساند.

اجرا کردن

لوله خم‌کن دستی

Ex: The technician needed to adjust the angle of the bend , so he used the conduit bender for accuracy .

تکنسین نیاز داشت زاویه خم را تنظیم کند، بنابراین از خم کننده کانال برای دقت استفاده کرد.

pliers [اسم]
اجرا کردن

انبردست

Ex: She used wire-cutting pliers to trim the excess wire from the electrical circuit .

او از انبردست برش سیم برای بریدن سیم اضافی از مدار الکتریکی استفاده کرد.

اجرا کردن

انبردست حرفه‌ای

Ex: She grabbed a pair of lineman pliers to cut through the thick wire quickly and cleanly .

او یک جفت انبردست سیم‌بر برداشت تا سیم ضخیم را سریع و تمیز قطع کند.

اجرا کردن

انبر قابل‌تنظیم

Ex: I keep adjustable pliers in my toolbox because they can handle different tasks .

من انبرک های قابل تنظیم را در جعبه ابزارم نگه می‌دارم چون می‌توانند کارهای مختلفی را انجام دهند.

اجرا کردن

انبر مفصلی

Ex: When fixing the sink , I grabbed the slip-joint pliers to secure the pipe fittings .

هنگام تعمیر سینک، من انبردست مفصل لغزشی را گرفتم تا اتصالات لوله را محکم کنم.

اجرا کردن

انبر خارجمع‌کن

Ex: To upholster the chair , she carefully applied the hog ring pliers to attach the fabric to the frame .

برای روکش کردن صندلی، او با دقت از انبردست حلقه خوک استفاده کرد تا پارچه را به قاب متصل کند.

اجرا کردن

انبر قفلی

Ex: The mechanic reached for the locking pliers to grip the stubborn bolt .

مکانیک به سمت انبردست قفلی رفت تا پیچ سرسخت را بگیرد.

اجرا کردن

*دم‌باریک

Ex: I need a pair of long-nose pliers to grab the nail stuck in the corner of the wall .

من به یک جفت انبردست بینی بلند نیاز دارم تا میخ گیر کرده در گوشه دیوار را بگیرم.

اجرا کردن

انبر دماغه خم

Ex: She grabbed the bent-nose pliers to reach the screw in the tight corner of the engine .

او انبر بینی خمیده را برداشت تا به پیچ در گوشه تنگ موتور برسد.

pipe bender [اسم]
اجرا کردن

لوله‌خم‌کن

Ex: The construction worker used a pipe bender to create smooth curves in the steel pipes for the scaffolding .

کارگر ساختمان از یک لوله خم کن برای ایجاد منحنی‌های صاف در لوله‌های فولادی برای داربست استفاده کرد.

wrench [اسم]
اجرا کردن

آچار

Ex:

مکانیک از یک آچار گشتاور استفاده کرد تا مطمئن شود پیچ‌ها به گشتاور مشخص شده سفت شده‌اند.

اجرا کردن

آچارفرانسه

Ex: The adjustable wrench is useful for both DIY tasks and professional work .

آچار قابل تنظیم برای کارهای DIY و کارهای حرفه‌ای مفید است.

اجرا کردن

آچار ترکیبی

Ex: The mechanic reached for the combination wrench when the regular tool did n't fit .

مکانیک به سمت آچار ترکیبی رفت وقتی که ابزار معمولی مناسب نبود.

اجرا کردن

*آچار بکس

Ex: She used a socket wrench to quickly remove the tire from the bike .

او از یک آچار سوکتی برای برداشتن سریع لاستیک از دوچرخه استفاده کرد.

اجرا کردن

*آچار آلن

Ex: Make sure to use the correct size Allen wrench to avoid damaging the screws .

مطمئن شوید که از اندازه صحیح آچار آلن استفاده می‌کنید تا از آسیب دیدن پیچ‌ها جلوگیری کنید.

اجرا کردن

*آچارگشتاور

Ex: The mechanic checked the readings on the torque wrench before fastening the tire lug nuts .

مکانیک قرائت‌ها را روی آچار گشتاور قبل از سفت کردن مهره‌های چرخ بررسی کرد.

pipe wrench [اسم]
اجرا کردن

آچار لوله‌بازکن

Ex: The old pipe was rusted , so he had to apply extra force with the pipe wrench .

لوله قدیمی زنگ زده بود، بنابراین او مجبور شد با استفاده از آچار لوله نیروی اضافی اعمال کند.

اجرا کردن

آچار دو سر تخت

Ex: He reached for a box-end wrench to secure the nut that was too difficult to turn by hand .

او به سمت یک آچار جعبه‌ای دست دراز کرد تا مهره‌ای را که چرخاندن آن با دست خیلی سخت بود محکم کند.

اجرا کردن

آچار سرتخت

Ex: She tightened the screws with an open-end wrench to secure the frame .

او پیچ‌ها را با یک آچار تخت محکم کرد تا قاب را ثابت کند.

اجرا کردن

آچار تپت

Ex: After removing the tappets , the technician used the tappet wrench to reinstall them .

پس از برداشتن تاپت‌ها، تکنسین از آچار تاپت برای نصب مجدد آنها استفاده کرد.

اجرا کردن

آچار رچت

Ex: The ratchet wrench was the perfect tool for working in the cramped space around the pipes .

آچار رچت ابزار مناسبی برای کار در فضای تنگ اطراف لوله‌ها بود.

اجرا کردن

آچار دو سر رینگ باز

Ex: She had to find the flare nut wrench to remove the copper tubing without stripping the nut .

او مجبور بود آچار مخصوص مهره فلر را پیدا کند تا لوله مسی را بدون خراب کردن مهره باز کند.

اجرا کردن

آچار شیر دوش

Ex: When fixing the kitchen faucet , she reached for the faucet seat wrench to remove the old faucet seat .

هنگام تعمیر شیر آشپزخانه، او به سمت آچار نشیمنگاه شیر رفت تا نشیمنگاه قدیمی شیر را بردارد.

C-clamp [اسم]
اجرا کردن

گیره سی کلمپ

Ex: The carpenter grabbed a C-clamp to keep the frame steady during assembly .

نجار یک گیره C شکل گرفت تا قاب را در طول مونتاژ ثابت نگه دارد.

bar clamp [اسم]
اجرا کردن

گیره میله ای

Ex: After applying the glue , they placed a bar clamp on the edges to prevent them from shifting .

پس از اعمال چسب، آنها یک گیره میله‌ای روی لبه‌ها قرار دادند تا از جابجایی آنها جلوگیری کنند.

pipe clamp [اسم]
اجرا کردن

گیره لوله

Ex: He adjusted the pipe clamp to ensure the metal tube stayed in place while he worked on it .

او گیره لوله را تنظیم کرد تا مطمئن شود لوله فلزی در جای خود باقی می‌ماند در حالی که روی آن کار می‌کرد.

quick clamp [اسم]
اجرا کردن

گیره کوییک

Ex: She grabbed the quick clamp to secure the frame before drilling the holes .

او گیره سریع را گرفت تا قاب را قبل از سوراخ کردن محکم کند.

F-clamp [اسم]
اجرا کردن

گیره اف

Ex: The technician reached for an F-clamp to keep the metal plates steady while drilling holes .

تکنسین به سمت یک گیره اف رفت تا صفحات فلزی را در حین سوراخکاری ثابت نگه دارد.

band clamp [اسم]
اجرا کردن

تنگ تسمه‌ای

Ex: A band clamp is essential when assembling round or irregularly shaped objects , like barrels or pipes .

گیره باند هنگام مونتاژ اجسام گرد یا با شکل نامنظم، مانند بشکه‌ها یا لوله‌ها، ضروری است.

اجرا کردن

گیره تاگل

Ex: I used the toggle clamp to keep the door tightly shut while I worked on the hinges .

من از گیره ضامندار استفاده کردم تا در را محکم بسته نگه دارم در حالی که روی لولاها کار می‌کردم.

اجرا کردن

گیره فنری

Ex: He grabbed a spring clamp from his toolbox to keep the metal sheets in place while he drilled .

او یک گیره فنری از جعبه ابزارش برداشت تا ورق‌های فلزی را در جای خود نگه دارد در حالی که دریل می‌زد.

اجرا کردن

گیره گونیا

Ex: The corner clamp made it easier to join the two boards at a right angle without needing extra hands .

گیره گوشه اتصال دو تخته در زاویه قائمه را بدون نیاز به دستان اضافی آسان‌تر کرد.

vise [اسم]
اجرا کردن

گیره مکانیکی

brick tong [اسم]
اجرا کردن

انبر آجربردار

Ex: She carefully adjusted the brick tong to ensure it could grip the bricks securely before lifting them .

او با دقت انبر آجر را تنظیم کرد تا مطمئن شود که می‌تواند آجرها را به طور ایمن قبل از بلند کردن آنها بگیرد.

اجرا کردن

فنر (سیم‌کشی)

Ex: The electrician used a cable puller to ensure the cables were securely in place without damaging them .

برقکار از یک کابل کش استفاده کرد تا مطمئن شود کابل‌ها به طور ایمن در جای خود قرار گرفته‌اند بدون اینکه آسیب ببینند.

اجرا کردن

برچین مغناطیسی

Ex: The workers relied on a magnetic pick-up tool to clean up the metal scraps after the job .

کارگران برای تمیز کردن قطعات فلزی بعد از کار به یک ابزار جمع‌آوری مغناطیسی متکی بودند.

miter gauge [اسم]
اجرا کردن

صفحه راهنمای برش اره میزی

Ex: Before cutting the trim pieces , he checked the miter gauge to make sure it was aligned correctly .

قبل از بریدن قطعات تزئینی، او گونیا مهندسی را بررسی کرد تا مطمئن شود که به درستی تراز شده است.

اجرا کردن

کلید کنتور آب

Ex: The worker arrived with a water meter key to check the meter reading for the building .

کارگر با یک کلید کنتور آب برای بررسی قرائت کنتور ساختمان آمد.