معماری و ساخت‌وساز - ابزار های برش و شکاف

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ابزارهای برش و تقسیم مانند "اره"، "قلم سرد" و "قلاویز" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
معماری و ساخت‌وساز
saw [اسم]
اجرا کردن

اره

Ex: She checked the blade of the saw for any signs of wear before starting .

او قبل از شروع، تیغه اره را برای هرگونه نشانه‌ای از ساییدگی بررسی کرد.

hand saw [اسم]
اجرا کردن

*اره دستی

Ex: The carpenter grabbed his hand saw to trim the edges of the door .

نجار اره دستی خود را گرفت تا لبه های در را اصلاح کند.

اجرا کردن

اره چوب‌بر

Ex: She carefully lined up the crosscut saw before starting the cut on the plank .

او قبل از شروع برش روی تخته، اره عرضی را با دقت تراز کرد.

rip saw [اسم]
اجرا کردن

اره شکافنده

Ex: He needed a rip saw to cut the boards for the framework of the house .

او به یک اره شکافنده نیاز داشت تا تخته‌ها را برای قاب خانه ببرد.

back saw [اسم]
اجرا کردن

اره پشت‌بنددار

Ex: For the fine woodworking project , I grabbed a back saw to ensure accurate miter cuts .

برای پروژه نجاری ظریف، یک اره پشت برداشتم تا برش های میتر دقیق را تضمین کنم.

coping saw [اسم]
اجرا کردن

اره مویی تخت

Ex: The craftsman used a coping saw to trim the edges of the wooden door to fit perfectly in the frame .

صنعتگر از یک اره مویی برای تراشیدن لبه‌های در چوبی استفاده کرد تا به طور کامل در قاب قرار گیرد.

jab saw [اسم]
اجرا کردن

*اره نوکی

Ex: She grabbed the jab saw to trim around the pipes in the bathroom wall .

او اره jab را گرفت تا اطراف لوله‌ها در دیوار حمام را ببرد.

hacksaw [اسم]
اجرا کردن

اره آهن‌بری

Ex: The mechanic grabbed the hacksaw to trim the metal rod to the right size .

مکانیک اره آهن‌بری را برداشت تا میله فلزی را به اندازه درست ببرد.

bow saw [اسم]
اجرا کردن

اره کمانی

Ex: She reached for the bow saw when she needed to cut the logs into smaller pieces for the fire .

او به سمت اره کمانی دست دراز کرد وقتی که نیاز داشت کنده‌ها را برای آتش به تکه‌های کوچکتر ببرد.

pruning saw [اسم]
اجرا کردن

اره هرس

Ex: After a few minutes with the pruning saw , the large branch was finally cut free .

پس از چند دقیقه با اره هرس، شاخه بزرگ در نهایت بریده شد.

اجرا کردن

اره ژاپنی

Ex: She switched to a Japanese saw to get better control while working on her detailed project .

او به یک اره ژاپنی روی آورد تا کنترل بهتری در حین کار بر روی پروژه دقیق خود داشته باشد.

miter saw [اسم]
اجرا کردن

*اره فارسی‌بر

Ex: After measuring the angle , he adjusted the miter saw and made a quick , clean cut through the wood .

پس از اندازه‌گیری زاویه، او اره میتر را تنظیم کرد و یک برش سریع و تمیز در چوب ایجاد کرد.

اجرا کردن

اره افقی‌بر

Ex: The demolition team relied on their reciprocating saws to tear down the walls efficiently .

تیم تخریب برای خراب کردن دیوارها به طور کارآمد به اره‌های رفت و برگشتی خود متکی بودند.

tile saw [اسم]
اجرا کردن

اره کاشی

Ex: If you want to get clean edges on your tiles , a tile saw is the best tool to use .

اگر می‌خواهید لبه‌های تمیزی روی کاشی‌های خود داشته باشید، اره کاشی بهترین ابزار برای استفاده است.

veneer saw [اسم]
اجرا کردن

اره روکش

Ex: To avoid damaging the delicate surface , she opted for a veneer saw when cutting the veneer for her cabinet project .

برای جلوگیری از آسیب به سطح ظریف، او اره روکش را برای برش روکش پروژه کابینت خود انتخاب کرد.

keyhole saw [اسم]
اجرا کردن

اره تیغه‌باریک

Ex: The plumber used a keyhole saw to make a small cut in the wood to fit the pipe through .

لوله‌کش از یک اره سوراخ کلیدی برای ایجاد برش کوچکی در چوب استفاده کرد تا لوله را از آن عبور دهد.

اجرا کردن

اره دولبه

Ex: After gluing the pieces together , the woodworker used the flush cut saw to clean up the joints .

پس از چسباندن قطعات به هم، نجار از اره برش همسطح برای تمیز کردن اتصالات استفاده کرد.

اجرا کردن

اره گرد بر

Ex: The carpenter reached for the circular saw to finish cutting the beams for the house frame .

نجار به سمت اره گردبر رفت تا برش تیرها برای قاب خانه را تمام کند.

table saw [اسم]
اجرا کردن

اره میزی

Ex: He used the table saw to rip the boards into smaller pieces for the project .

او از اره میزی برای بریدن تخته‌ها به قطعات کوچکتر برای پروژه استفاده کرد.

scroll saw [اسم]
اجرا کردن

اره عمودبر

Ex: After hours of cutting , the scroll saw made the complex shapes needed for the model .

پس از ساعتها برش، اره منبت کاری اشکال پیچیده مورد نیاز برای مدل را ساخت.

band saw [اسم]
اجرا کردن

اره نواری

Ex: The workshop had several band saws , each set up for different types of cuts .

کارگاه چندین اره نواری داشت، هر کدام برای انواع مختلف برش تنظیم شده بودند.

اجرا کردن

اره ساینده

Ex: When cutting hard stone tiles , an abrasive saw provides the precision needed .

هنگام برش کاشی‌های سنگی سخت، یک اره ساینده دقت لازم را فراهم می‌کند.

اجرا کردن

آسفالت‌بر

Ex: They rented a concrete saw to break apart the old driveway before pouring the new one .

آنها یک اره بتن اجاره کردند تا پیاده‌رو قدیمی را قبل از ریختن جدید بشکنند.

track saw [اسم]
اجرا کردن

اره ریل

Ex: He used a track saw to ensure perfectly straight cuts when installing the new flooring .

او از یک اره ریل دار برای اطمینان از برش‌های کاملاً مستقیم هنگام نصب کفپوش جدید استفاده کرد.

اجرا کردن

اره عایق

Ex: He used an insulation saw to trim the fiberglass insulation to fit the wall cavities perfectly .

او از یک اره عایق‌بندی برای بریدن عایق فایبرگلاس استفاده کرد تا کاملاً با حفره‌های دیوار مطابقت داشته باشد.

fretsaw [اسم]
اجرا کردن

*اره مویی

Ex: The artist preferred using a fretsaw for her custom wood designs , as it allowed for greater detail .

هنرمند ترجیح داد از اره منبت کاری برای طراحی های چوبی سفارشی خود استفاده کند، زیرا امکان جزئیات بیشتری را فراهم می کرد.

tenon saw [اسم]
اجرا کردن

اره تنون

Ex: For the furniture project , a tenon saw was essential to create precise joints for the legs and rails .

برای پروژه مبلمان، یک اره پشت بند برای ایجاد اتصالات دقیق برای پاها و نرده‌ها ضروری بود.

compass saw [اسم]
اجرا کردن

اره نوکی

Ex: For this project , a compass saw was the best tool to cut the curved shape of the door .

برای این پروژه، اره قطب نما بهترین ابزار برای برش شکل منحنی در بود.

اجرا کردن

اره دم کفتری

Ex: The woodworker chose a dovetail saw over a regular saw for the detailed cuts required in the project .

نجار به جای اره معمولی از اره دم چلچله برای برش‌های دقیق مورد نیاز در پروژه استفاده کرد.

pipe cutter [اسم]
اجرا کردن

انبر لوله‌بر

Ex: She grabbed the pipe cutter to fix the leaking section of the water supply .

او لوله‌بر را گرفت تا بخش نشتی منبع آب را تعمیر کند.

اجرا کردن

حدیده برقی

Ex: The mechanic used a manual pipe threader to create threads on the pipes for the new water system .

مکانیک از یک دستگاه رزوه‌زن لوله دستی برای ایجاد رزوه روی لوله‌های سیستم آب جدید استفاده کرد.

pickaxe [اسم]
اجرا کردن

*کلنگ (ابزار)

Ex: The miner used a pickaxe to extract the ore from the hard rock .

معدن‌چی از یک کلنگ برای استخراج سنگ معدن از سنگ سخت استفاده کرد.

Pulaski [اسم]
اجرا کردن

تبر پولاسکی

Ex: The park ranger demonstrated how to properly use a Pulaski when clearing debris from the hiking path .

نگهبان پارک نشان داد که چگونه به درستی از یک پولاسکی برای پاکسازی آوار از مسیر پیاده‌روی استفاده کنید.

اجرا کردن

پتک تبری

Ex: They used the splitting maul to prepare enough firewood for the winter season .

آن‌ها از تبر شکافنده برای تهیه چوب کافی برای فصل زمستان استفاده کردند.

breaker bar [اسم]
اجرا کردن

دسته بکس

Ex: He applied steady pressure with the breaker bar , finally loosening the wheel lug nut .

او با استفاده از میله شکستن فشار ثابتی اعمال کرد و در نهایت مهره چرخ را شل کرد.

cold chisel [اسم]
اجرا کردن

اسکنه آهن‌تراش

Ex: The blacksmith used a cold chisel to shape the metal into the desired form .

آهنگر از یک اسکنه سرد برای شکل دادن به فلز به شکل مورد نظر استفاده کرد.

اجرا کردن

گوه

Ex: After several strikes with the splitting wedge , the stone finally broke into manageable pieces .

پس از چند ضربه با گوه تقسیم، سنگ در نهایت به تکه‌های قابل مدیریت شکست.

plug and feather [عبارت]
اجرا کردن

پلاگ و پر

Ex: The workers used the plug and feather technique to break the large boulder into smaller pieces .
اجرا کردن

فرز بیسکویت‌زن

Ex: He carefully adjusted the depth of the blade on the biscuit jointer to match the size of the biscuits .

او با دقت عمق تیغه روی دستگاه اتصال بیسکویت را تنظیم کرد تا با اندازه بیسکویت‌ها مطابقت داشته باشد.

اجرا کردن

کابل‌بر

Ex: The technician carefully used the cable cutter to avoid damaging the insulation on the wires .

تکنسین با دقت از قیچی کابل استفاده کرد تا از آسیب به عایق سیم‌ها جلوگیری کند.

اجرا کردن

چاقو برق‌کاری

Ex:

قبل از نصب پریزهای جدید، او از چاقوی برقکار برای آماده کردن سیم‌ها استفاده کرد.

اجرا کردن

سیم‌لخت‌کن

Ex: She showed the apprentice how to properly use a wire stripper for clean , damage-free stripping .

او به شاگرد نشان داد که چگونه از سیم لخت کن به درستی استفاده کند تا برداشتن عایق تمیز و بدون آسیب باشد.

اجرا کردن

تفنگ کابل‌کشی

Ex: He grabbed the cable tie gun to secure the bundle of cords along the wall .

او تفنگ بست کابل را برداشت تا دسته سیم‌ها را در امتداد دیوار محکم کند.

اجرا کردن

*سیم‌چین

Ex: She grabbed her diagonal pliers to remove the old staples from the wood panel .

او انبردست مورب خود را برداشت تا منگنه‌های قدیمی را از پنل چوبی خارج کند.

اجرا کردن

*تیغ موکت‌بری

Ex: He used a utility knife to cut through the packaging before opening the box .

او از یک چاقوی چندکاره برای بریدن بسته‌بندی قبل از باز کردن جعبه استفاده کرد.

pipe reamer [اسم]
اجرا کردن

برقو لوله‌تراش

Ex: After cutting the copper pipe , he grabbed the pipe reamer to smooth out the inside edges .

پس از بریدن لوله مسی، او قلاویز لوله را گرفت تا لبه‌های داخلی را صاف کند.

tap and die [عبارت]
اجرا کردن

قلاویز و حدیده

Ex: She needed a tap and die to make sure the screws fit properly into the machine .
bolt cutter [اسم]
اجرا کردن

قیچی آهن‌بر

Ex: The thief attempted to use a bolt cutter to break into the storage unit .

دزد سعی کرد از یک قیچی برش بولت برای شکستن به داخل واحد ذخیره‌سازی استفاده کند.

chainsaw [اسم]
اجرا کردن

اره برقی

Ex: The chainsaw came with safety features to prevent accidents .

اره زنجیری با ویژگی‌های ایمنی برای جلوگیری از حوادث عرضه شد.

ax [اسم]
اجرا کردن

تبر

Ex: The lumberjack carried his ax as he worked in the forest .

چوب‌بَر تبر خود را حمل می‌کرد در حالی که در جنگل کار می‌کرد.