معماری و ساخت‌وساز - ابزارهای اندازه‌گیری و نقشه‌کشی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ابزارهای اندازه‌گیری و نقشه‌کشی مانند "یابنده ستون"، "شیب‌سنج" و "میله منشور" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
معماری و ساخت‌وساز
اجرا کردن

تستر ولتاژ

Ex: Always double-check with a voltage tester to avoid the risk of electric shock when working with exposed wiring .

همیشه با یک تستر ولتاژ دوباره بررسی کنید تا از خطر برق گرفتگی هنگام کار با سیم‌های لخت جلوگیری کنید.

multimeter [اسم]
اجرا کردن

مولتی‌متر

Ex: He turned off the power and connected the multimeter to the wires to measure the current .

او برق را قطع کرد و مولتی متر را به سیم‌ها وصل کرد تا جریان را اندازه بگیرد.

اجرا کردن

ابزار قطع‌کننده مدار دیجیتال

Ex: Before doing any electrical work , it is safer to use a circuit breaker finder to ensure the power is off .

قبل از انجام هر کار برقی، استفاده از یابنده قطع کننده مدار برای اطمینان از خاموش بودن برق ایمن‌تر است.

megohmmeter [اسم]
اجرا کردن

مگا اهم سنج

Ex: To avoid electrical hazards , a megohmmeter should be used regularly to inspect the insulation in old wiring .

برای جلوگیری از خطرات الکتریکی، باید به طور منظم از یک مگااهمتر برای بازرسی عایق‌بندی در سیم‌کشی‌های قدیمی استفاده شود.

اجرا کردن

آنالایزر مدار

Ex: The electrician used a circuit analyzer to check if the wiring in the new house was correctly installed .

برقکار از یک آنالایزر مدار برای بررسی اینکه آیا سیم‌کشی خانه جدید به درستی نصب شده است استفاده کرد.

اجرا کردن

نوار متر

Ex: He marked the positions on the wall with a pencil based on the measurements from the tape measure .

او موقعیت‌ها را روی دیوار با مداد بر اساس اندازه‌گیری‌های متر نواری علامت زد.

اجرا کردن

گونیای استیلی

Ex: She used a steel square to measure the dimensions of the plywood sheet precisely .

او از یک گونیا فولادی برای اندازه‌گیری دقیق ابعاد ورق تخته‌لایه استفاده کرد.

اجرا کردن

رطوبت سنج چوب

Ex: High readings on the wood moisture meter indicated the boards needed more time to dry .

مقادیر بالا روی رطوبت‌سنج چوب نشان داد که تخته‌ها به زمان بیشتری برای خشک شدن نیاز دارند.

chalk line [اسم]
اجرا کردن

خط‌کش گچی

Ex: She used a chalk line to create a guide for painting the stripes on the wall .

او از یک خط گچی برای ایجاد راهنما جهت نقاشی خطوط روی دیوار استفاده کرد.

اجرا کردن

کنتور برق

Ex: Before installing the new equipment , the contractor tested the system using an electrical meter .

قبل از نصب تجهیزات جدید، پیمانکار سیستم را با استفاده از کنتور برق آزمایش کرد.

stud finder [اسم]
اجرا کردن

گل‌میخ‌یاب

Ex: The stud finder beeped , signaling that it had found a stud in the wall .

یابنده ستون بوق زد، نشان داد که یک ستون در دیوار پیدا کرده است.

level [اسم]
اجرا کردن

an instrument showing horizontal alignment when a bubble is centered in a liquid tube

Ex:
اجرا کردن

گونیای تاشو

Ex: To ensure the correct angle , he adjusted the sliding bevel and locked it in place .

برای اطمینان از زاویه صحیح، او گونیا متحرک را تنظیم کرد و در جای خود قفل کرد.

laser level [اسم]
اجرا کردن

تراز لیزری

Ex: He set up the laser level to check if the tiles were perfectly straight before grouting .

او سطح لیزر را تنظیم کرد تا بررسی کند که آیا کاشی‌ها قبل از گروت کردن کاملاً صاف هستند یا خیر.

اجرا کردن

تراز روح

Ex: She placed the spirit level on the windowsill to make sure it was perfectly horizontal .

او تراز را روی طاقچه پنجره گذاشت تا مطمئن شود کاملاً افقی است.

اجرا کردن

تراز تورپیدو

Ex: He grabbed the torpedo level from his toolbox to check the alignment of the shelf brackets .

او تراز تورپیدو را از جعبه ابزارش برداشت تا تراز براکت‌های قفسه را بررسی کند.

box level [اسم]
اجرا کردن

تراز دستی

Ex: He placed the box level on the table to verify that it was level before setting up the equipment .

او تراز جعبه‌ای را به صورت صاف روی میز قرار داد تا قبل از راه‌اندازی تجهیزات مطمئن شود که صاف است.

line level [اسم]
اجرا کردن

تراز لیزری

Ex: When installing the fence , I used a line level to keep the top rails straight and level .

هنگام نصب حصار، از تراز خط استفاده کردم تا ریل‌های بالایی صاف و تراز بمانند.

اجرا کردن

سطح دیجیتال

Ex: The contractor checked the foundation with a digital level to make sure it was completely level .

پیمانکار با استفاده از تراز دیجیتال فونداسیون را بررسی کرد تا مطمئن شود کاملاً تراز است.

اجرا کردن

سطح ترانزیت

Ex: To ensure the foundation was perfectly level , the builder relied on a transit level for accurate measurements .

برای اطمینان از اینکه فونداسیون کاملاً تراز بود، سازنده به یک سطح ترانزیت برای اندازه‌گیری‌های دقیق تکیه کرد.

clinometer [اسم]
اجرا کردن

کلیومتر

Ex: When hiking , she used a clinometer to determine the slope of the mountain trail .

در هنگام کوهنوردی، او از یک شیب‌سنج برای تعیین شیب مسیر کوه استفاده کرد.

اجرا کردن

تراز ماشینی

Ex: The technician used the machinist level to confirm the accuracy of the metal plate alignment .

تکنسین از تراز ماشینکار برای تأیید دقت تراز صفحه فلزی استفاده کرد.

اجرا کردن

تراز بنایی

Ex:

تراز بنایی برای اطمینان از صاف و یکنواخت بودن هر ردیف آجر ضروری است.

plumb bob [اسم]
اجرا کردن

شاقول

Ex: The mason relied on a plumb bob to align the bricks accurately during the build .

بنّا به یک شاقول تکیه کرد تا آجرها را در حین ساخت به دقت تراز کند.

اجرا کردن

تراز نجاری

Ex:

او از تراز نجاری برای بررسی تراز تیرها قبل از محکم کردن آنها استفاده کرد.

اجرا کردن

*سنجش اسلامپ بتن

Ex:

آزمایش افت نشان داد که بتن خیلی خشک بود و قبل از ریختن نیاز به آب بیشتری داشت.

اجرا کردن

ایستگاه توتال

Ex: The team set up the total station to create an accurate map of the land before starting the project .

تیم توتال استیشن را برای ایجاد یک نقشه دقیق از زمین قبل از شروع پروژه راه‌اندازی کرد.

theodolite [اسم]
اجرا کردن

تئودولیت

Ex: The construction crew relied on the theodolite to ensure the foundation was perfectly level before laying the first brick .

تیم ساخت و ساز برای اطمینان از اینکه فونداسیون قبل از گذاشتن اولین آجر کاملاً تراز است، به تئودولیت تکیه کرد.

اجرا کردن

نفوذسنج

Ex: The results from the penetrometer showed that the soil had good drainage properties .

نتایج پنترومتر نشان داد که خاک دارای خواص زهکشی خوبی است.

اجرا کردن

چکش تراکم

Ex: Before laying the pavement , workers used a compaction hammer to reduce the air gaps in the soil .

قبل از گذاشتن سنگفرش، کارگران از چکش فشرده‌سازی برای کاهش فاصله‌های هوایی در خاک استفاده کردند.

اجرا کردن

میله تراز

Ex: The engineer carefully read the measurements on the leveling rod to verify the height of the drainage system .

مهندس با دقت اندازه‌گیری‌ها را روی میله تراز خواند تا ارتفاع سیستم زهکشی را تأیید کند.

dumpy level [اسم]
اجرا کردن

تراز مهندسی

Ex: The dumpy level helped the engineers establish a consistent grade for the road construction project .

تراز دوربین به مهندسان کمک کرد تا یک شیب ثابت برای پروژه ساخت جاده تعیین کنند.

اجرا کردن

چرخ اندازه‌گیری

Ex: The landscaper relied on the measuring wheel to accurately measure the perimeter of the garden .

طراح منظر از چرخ اندازه‌گیری برای اندازه‌گیری دقیق محیط باغ استفاده کرد.

protractor [اسم]
اجرا کردن

نقاله

Ex: Before cutting the wood , the contractor used a protractor to ensure the angle was exactly 45 degrees .

قبل از برش چوب، پیمانکار از نقاله استفاده کرد تا مطمئن شود زاویه دقیقاً 45 درجه است.

prism pole [اسم]
اجرا کردن

ژالن

Ex: The worker held the prism pole steady while the instrument operator took the measurement .

کارگر میله منشور را ثابت نگه داشت در حالی که اپراتور دستگاه اندازه‌گیری را انجام داد.

اجرا کردن

اشل مهندسی

Ex:

با استفاده از مقیاس معمار، او به سرعت اندازه‌گیری‌ها را از نقشه به نسبت‌های واقعی تبدیل کرد.

اجرا کردن

تخته رسم

Ex: He used the drafting board to draw detailed plans for the renovation project .

او از تخته رسم برای کشیدن نقشه‌های دقیق پروژه بازسازی استفاده کرد.

T-square [اسم]
اجرا کردن

خط‌کش تی

Ex: To create the floor plan , she relied on the T-square for precision in drawing horizontal lines .

برای ایجاد پلان کف، او به خط‌کش T برای دقت در ترسیم خطوط افقی تکیه کرد.

compass [اسم]
اجرا کردن

پرگار

Ex: The compass was too loose to hold its angle .
اجرا کردن

پیستوله

Ex:

به جای طراحی آزاد، مهندس از یک منحنی فرانسوی برای اطمینان از یکنواختی منحنی‌ها استفاده کرد.

scale ruler [اسم]
اجرا کردن

خط کش مقیاس

Ex: In the drafting room , the team used a scale ruler to ensure all their drawings were to scale .

در اتاق طراحی، تیم از یک خطکش مقیاس استفاده کرد تا مطمئن شود تمام نقشه‌هایشان در مقیاس هستند.

اجرا کردن

گونیا

Ex: For the building plans , the draftsman carefully measured the angles using a drafting triangle .

برای نقشه‌های ساختمان، نقشه‌کش با دقت زوایا را با استفاده از مثلث رسم اندازه‌گیری کرد.

اجرا کردن

مداد طراحی

Ex: The drafting pencil 's thin lead made it easy to add intricate details to the design .

نوک نازک مداد طراحی اضافه کردن جزئیات پیچیده به طرح را آسان کرد.

اجرا کردن

مداد نجاری

Ex: Make sure to use a carpenter pencil for accurate measurements when framing the house .

مطمئن شوید که برای اندازه‌گیری دقیق هنگام قاب‌بندی خانه از مداد نجاری استفاده می‌کنید.