معماری و ساخت‌وساز - ابزارهای ضربه ای و میخ ها

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ابزارهای ضربه زنی و میخ مانند "چکش"، "چکش چوبی" و "دریل پانچ" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
معماری و ساخت‌وساز
hammer [اسم]
اجرا کردن

چکش

Ex: She carefully tapped the hammer to avoid splitting the wood .

او با دقت به چکش ضربه زد تا از شکافتن چوب جلوگیری کند.

claw hammer [اسم]
اجرا کردن

چکش دوشاخ

Ex: He swung the claw hammer with precision to ensure the nails went in straight .

او چکش پنجه‌ای را با دقت تاب داد تا مطمئن شود که میخ‌ها مستقیم وارد می‌شوند.

اجرا کردن

چکش سرگرد

Ex: She used the ball peen hammer to bend the metal rod into the correct shape .

او از چکش سرگرد برای خم کردن میله فلزی به شکل صحیح استفاده کرد.

mallet [اسم]
اجرا کردن

کوبه (ابزار)

Ex:

میخ‌های چادر با یک چکش لاستیکی سنگین به زمین کوبیده شدند.

اجرا کردن

پتک

Ex: He swung the sledgehammer with precision to avoid damaging nearby structures .

او پتک را با دقت تاب داد تا از آسیب رساندن به سازه‌های نزدیک جلوگیری کند.

اجرا کردن

چکش لاستیکی

Ex: He carefully used a rubber mallet to secure the tiles without cracking them .

او با دقت از یک چکش لاستیکی برای محکم کردن کاشی‌ها بدون ترک خوردن آنها استفاده کرد.

اجرا کردن

چکش شنی

Ex: She used a dead blow hammer to carefully fit the components together without any risk of cracking them .

او از چکش ضربه مرده استفاده کرد تا با دقت قطعات را بدون هیچ خطری از ترک خوردن، به هم متصل کند.

اجرا کردن

چکش قاب بندی

Ex: The heavy weight of the framing hammer helped him drive nails quickly and with less effort .

وزن سنگین چکش قاب‌بندی به او کمک کرد تا میخ‌ها را سریع و با تلاش کمتری بکوبد.

اجرا کردن

چکش سرپهن

Ex: When working with metal , the cross peen hammer allows for more control during the shaping process .

هنگام کار با فلز، چکش پین متقاطع کنترل بیشتری در فرآیند شکل‌دهی فراهم می‌کند.

tack hammer [اسم]
اجرا کردن

چکش میخ کوچک

Ex: With the tack hammer , he gently tapped in each small nail to secure the artwork to the wall .

با چکش میخکوب، او به آرامی هر میخ کوچک را کوبید تا اثر هنری را به دیوار محکم کند.

اجرا کردن

چکش آجر

Ex: After several attempts with a regular hammer , he switched to a brick hammer to get a cleaner cut .

پس از چندین تلاش با چکش معمولی، او به چکش آجر روی آورد تا برش تمیزتری داشته باشد.

اجرا کردن

چکش جوشکاری

Ex: After finishing the weld , he grabbed the welding hammer to clean up the area .

پس از اتمام جوشکاری، او چکش جوشکاری را برای تمیز کردن منطقه برداشت.

nail [اسم]
اجرا کردن

میخ

Ex: He removed the old nail from the wall to hang a new picture .

او میخ قدیمی را از دیوار درآورد تا یک تصویر جدید آویزان کند.

اجرا کردن

میخ فریمینگ

Ex: He carefully hammered in each framing nail to ensure the wall would hold up .

او با دقت هر میخ قاب‌بندی را کوبید تا مطمئن شود دیوار مقاومت می‌کند.

finish nail [اسم]
اجرا کردن

میخ پرداخت

Ex: After installing the cabinets , the contractor added finish nails to hold the decorative panels in place .

پس از نصب کابینت‌ها، پیمانکار میخ‌های پرداخت را برای نگه داشتن پانل‌های تزئینی در جای خود اضافه کرد.

brad nail [اسم]
اجرا کردن

میخ زیرپهن

Ex: The picture frame was assembled using a few well-placed brad nails for a clean finish .

قاب عکس با استفاده از چند میخ نازک به خوبی قرار داده شده برای پایان کار تمیز مونتاژ شد.

اجرا کردن

میخ سقف

Ex: The box of roofing nails was enough to finish the entire roof installation .

جعبه میخ های سقف برای تکمیل نصب کامل سقف کافی بود.

اجرا کردن

میخ بتن

Ex: He hammered a concrete nail into the wall to hang the heavy shelving unit .

او یک میخ بتن را به دیوار کوبید تا قفسه سنگین را آویزان کند.

اجرا کردن

میخ بنایی

Ex: She selected masonry nails to mount the metal brackets onto the stone structure .

او میخ‌های بنایی را برای نصب براکت‌های فلزی روی سازه سنگی انتخاب کرد.

اجرا کردن

ميخ نواری دنده‌ای

Ex: The deck construction went smoothly with the help of ring shank nails , which held the planks tightly together .

ساخت عرشه به کمک میخ‌های حلقه‌دار به راحتی انجام شد، که تخته‌ها را محکم به هم نگه داشت.

duplex nail [اسم]
اجرا کردن

میخ دو سر

Ex: For the temporary formwork , the builder chose duplex nails , knowing they would be easy to take out when the job was done .

برای قالب‌بندی موقت، سازنده میخ‌های دوگانه را انتخاب کرد، با این دانش که وقتی کار تمام شد، بیرون آوردن آنها آسان خواهد بود.

clout nail [اسم]
اجرا کردن

میخ سرپهن

Ex: The carpenter chose clout nails for the lightweight insulation to avoid damaging the material .

نجار برای عایق‌بندی سبک، میخ‌های سرپهن را انتخاب کرد تا از آسیب به مواد جلوگیری کند.

panel nail [اسم]
اجرا کردن

میخ پانل

Ex: For the new fence , he chose panel nails to ensure the wood panels stayed securely in place .

برای حصار جدید، او میخ پنل را انتخاب کرد تا اطمینان حاصل شود که پنل‌های چوبی به طور ایمن در جای خود باقی می‌مانند.

اجرا کردن

میخ روکش

Ex: He used a hammer to gently push the upholstery nails into place , ensuring the leather stayed tight .

او از چکش استفاده کرد تا به آرامی میخ های روکش را در جای خود فشار دهد، اطمینان حاصل کند که چرم محکم باقی می ماند.

cut nail [اسم]
اجرا کردن

میخ برش

Ex: The restoration team replaced the damaged floorboards with new ones , securing them with cut nails .

تیم مرمت، تخته‌های کف آسیب‌دیده را با تخته‌های جدید جایگزین کرد و آن‌ها را با میخ‌های بریده محکم کرد.

اجرا کردن

ميخ نواری دنده‌ای

Ex: When attaching the beams to the posts , the builders used screw-shank nails for added strength and stability .

هنگام اتصال تیرها به پایه‌ها، سازندگان از میخ‌های ساقه پیچی برای استحکام و پایداری بیشتر استفاده کردند.

drift punch [اسم]
اجرا کردن

پانچ رانشی

Ex: The metalworker employed a drift punch to adjust the metal parts without causing any damage .

فلزکار از یک دریل پانچ برای تنظیم قطعات فلزی بدون ایجاد هیچگونه خسارتی استفاده کرد.

siding nail [اسم]
اجرا کردن

میخ siding

Ex: When installing the new siding , it 's important to space the siding nails evenly for a uniform look .

هنگام نصب پوشش جدید، مهم است که میخ‌های پوشش را به طور یکنواخت فاصله دهید تا ظاهری یکنواخت داشته باشد.

اجرا کردن

میخ مسمار

Ex: Corrugated nails are ideal for joining thin wooden boards without risking splintering or shifting .

میخ‌های موجدار برای اتصال تخته‌های چوبی نازک بدون خطر ترک خوردن یا جابجایی ایده‌آل هستند.

اجرا کردن

میخ روقفلی

Ex: The brass escutcheon pins matched the finish of the door handle , enhancing the overall aesthetic .

پین های سپر برنجی با پایان دستگیره در هماهنگی بود، زیبایی کلی را افزایش داد.

carpet nail [اسم]
اجرا کردن

میخ فرش

Ex: When laying down new carpeting , make sure to use carpet nails for a tight fit .

هنگام پهن کردن فرش جدید، مطمئن شوید که از میخ فرش برای محکم شدن استفاده می‌کنید.

اجرا کردن

میخ کفپوش

Ex: The box of flooring nails was specifically chosen for the thickness of the floorboards .

جعبه میخ‌های کفپوش به طور خاص برای ضخامت تخته‌های کف انتخاب شده بود.

punch [اسم]
اجرا کردن

سوراخ‌کن

Ex: The craft store offered decorative punches for creating intricate designs in paper .

فروشگاه صنایع دستی پانچ های تزئینی برای ایجاد طرح‌های پیچیده روی کاغذ ارائه می‌داد.

pin punch [اسم]
اجرا کردن

پانچ پین

Ex: After hours of trying , the only way to get the pin out was with a pin punch .

پس از ساعتها تلاش، تنها راه برای بیرون آوردن پین استفاده از پین پانچ بود.

prick punch [اسم]
اجرا کردن

پانچ سوزنی

Ex: The technician used a prick punch to ensure the hole would be drilled in the right spot on the engine part .

تکنسین از یک پانچ سوزنی استفاده کرد تا مطمئن شود سوراخ در محل درست روی قطعه موتور حفر می‌شود.