حمل و نقل زمینی - Infrastructure

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به زیرساخت مانند "جاده"، "تونل" و "پل" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حمل و نقل زمینی
road [اسم]
اجرا کردن

جاده

Ex: The old town is accessible by a charming narrow cobblestone road .

شهر قدیمی از طریق یک جاده باریک و دلنشین سنگفرش قابل دسترسی است.

roadway [اسم]
اجرا کردن

جاده

Ex: The roadway had clear markings for lanes .

جاده دارای نشانه‌های واضحی برای خطوط بود.

way [اسم]
اجرا کردن

راه

Ex: They strolled down the quiet way .

آنها در مسیر آرام قدم زدند.

path [اسم]
اجرا کردن

راه

Ex: The garden path was covered in autumn leaves .

مسیر باغ با برگ‌های پاییزی پوشیده شده بود.

place [اسم]
اجرا کردن

محله کوچک

Ex: There is a small park in the middle of the place where people relax .

یک پارک کوچک در وسط مکان وجود دارد که مردم در آن استراحت می‌کنند.

line [اسم]
اجرا کردن

the track or route along which a train travels

Ex: Service on the coastal line resumes at six .
highroad [اسم]
اجرا کردن

جاده اصلی

Ex: The highroad was congested during rush hour .

جاده اصلی در ساعت شلوغی ترافیک داشت.

اجرا کردن

جاده خصوصی

Ex: They repaired the potholes on the private road .

آنها چاله‌های جاده خصوصی را تعمیر کردند.

اجرا کردن

جاده موسیقی

Ex: A famous song plays on the musical road near the city .

یک آهنگ معروف در جاده موسیقی نزدیک شهر پخش می‌شود.

main line [اسم]
اجرا کردن

خط آهن اصلی

Ex: Many businesses rely on the main line for transporting goods efficiently between regions .

بسیاری از کسب‌وکارها به خط اصلی برای حمل و نقل کارآمد کالا بین مناطق متکی هستند.

causeway [اسم]
اجرا کردن

پل

Ex: The causeway was flooded during heavy rains .

جاده مرتفع در طول باران‌های شدید غرق آب شد.

main road [اسم]
اجرا کردن

جاده اصلی

Ex: The new shopping center is located on the main road , attracting many customers .

مرکز خرید جدید در جاده اصلی واقع شده است و مشتریان زیادی را جذب می‌کند.

side road [اسم]
اجرا کردن

جاده فرعی

Ex: The side road led to a secluded beach .

جاده فرعی به سمت یک ساحل دنج می‌رفت.

اجرا کردن

مسیر کمکی

Ex: When the primary road was under construction , the auxiliary route became very busy .

وقتی جاده اصلی در حال ساخت بود، مسیر کمکی بسیار شلوغ شد.

byroad [اسم]
اجرا کردن

جاده فرعی

Ex: They maintained the byroad for local residents .

آنها جاده فرعی را برای ساکنان محلی حفظ کردند.

byway [اسم]
اجرا کردن

جاده کم رفت و آمد

Ex: The byway meandered through picturesque countryside .

جاده فرعی از میان حومه‌ی نقاشی‌وار می‌گذشت.

detour [اسم]
اجرا کردن

انحراف

Ex: They planned a detour around the flooded road .

آنها یک انحراف در اطراف جاده سیل زده برنامه ریزی کردند.

highway [اسم]
اجرا کردن

بزرگ‌راه

Ex: They stopped at a rest area off the highway to stretch their legs and grab a snack .

آن‌ها در یک منطقه استراحت خارج از بزرگراه توقف کردند تا پاهای خود را بکشند و یک میان‌وعده بخورند.

اجرا کردن

بزرگراه ایالتی

Ex: They upgraded the state highway to improve traffic flow .

آنها بزرگراه ایالتی را برای بهبود جریان ترافیک ارتقا دادند.

freeway [اسم]
اجرا کردن

بزرگراه

Ex: They decided to take the freeway to avoid the smaller roads .

آنها تصمیم گرفتند از اتوبان استفاده کنند تا از جاده‌های کوچک‌تر اجتناب کنند.

stroad [اسم]
اجرا کردن

استرود

Ex: The city plans to redesign the stroad to make it safer for everyone .

شهر برنامه‌ریزی کرده است که stroad را برای ایمن‌تر کردن آن برای همه، دوباره طراحی کند.

ramp [اسم]
اجرا کردن

رمپ

Ex: The truck driver maneuvered onto the highway using the entrance ramp .

راننده کامیون با استفاده از رمپ ورودی به بزرگراه مانور داد.

اجرا کردن

مسیر زیبا

Ex: Driving through the countryside on the scenic route allowed them to discover charming villages and picturesque landscapes .

رانندگی از میان روستاها در مسیر دیدنی به آنها اجازه داد تا روستاهای جذاب و مناظر نقاشی‌گونه را کشف کنند.

parkway [اسم]
اجرا کردن

پارک وی

Ex: They closed the parkway for a local festival .

آنها پارک وی را برای یک جشن محلی بستند.

toll road [اسم]
اجرا کردن

جاده عوارضی

Ex: They widened the toll road to ease congestion .

آنها جاده عوارضی را برای کاهش ترافیک گسترش دادند.

اجرا کردن

جمع کننده جاده

Ex: Local businesses benefit from the steady stream of customers traveling along the collector road .

کسب‌وکارهای محلی از جریان ثابت مشتریانی که در طول جمع‌کننده جاده سفر می‌کنند بهره می‌برند.

connector [اسم]
اجرا کردن

اتصال دهنده

Ex: Using the connector , we can reach the airport in less than thirty minutes .

با استفاده از اتصال‌دهنده، می‌توانیم در کمتر از سی دقیقه به فرودگاه برسیم.

bridge [اسم]
اجرا کردن

پل

Ex: They drove across the bridge to visit the neighboring town .

آنها از روی پل رد شدند تا از شهر همسایه دیدن کنند.

overbridge [اسم]
اجرا کردن

پل عابر پیاده

Ex: Please use the overbridge to get to the other side of the railway station .

لطفاً از پل عابر پیاده برای رسیدن به طرف دیگر ایستگاه راه‌آهن استفاده کنید.

underpass [اسم]
اجرا کردن

زیرگذر

Ex: They used the underpass to avoid the traffic congestion on the surface streets .

آنها از گذرگاه زیرزمینی برای جلوگیری از ترافیک سنگین در خیابان‌های سطحی استفاده کردند.

اجرا کردن

پل متحرک

Ex: The bascule bridge is raised every hour to allow boats to go through the canal .

پل متحرک هر ساعت بالا می‌رود تا قایق‌ها بتوانند از کانال عبور کنند.

viaduct [اسم]
اجرا کردن

پل راه‌آهن

Ex: The viaduct provides a scenic route for motorists , offering panoramic views of the countryside .

ویاداکت مسیری دیدنی برای رانندگان فراهم می‌کند، که چشم‌اندازهای پانورامایی از حومه شهر ارائه می‌دهد.

corniche [اسم]
اجرا کردن

کرنیس

Ex: Restaurants along the corniche offer diners a chance to enjoy a meal with a picturesque view of the sunset .

رستوران‌های در امتداد کرنیش به مهمانان فرصتی می‌دهند تا از یک وعده غذایی با منظره‌ای نقاشی‌گونه از غروب آفتاب لذت ببرند.

tunnel [اسم]
اجرا کردن

تونل

Ex: The city constructed a new tunnel to ease congestion on the roads .

شهر یک تونل جدید برای کاهش ترافیک جاده‌ها ساخت.

railroad [اسم]
اجرا کردن

خط آهن

Ex: The railroad stretched into the distance , vanishing at the horizon .

راه آهن در دوردست امتداد داشت و در افق ناپدید می‌شد.

tramline [اسم]
اجرا کردن

خط واگن برقی

Ex: Construction work temporarily closed the tramline .

کارهای ساختمانی موقتاً خط تراموا را بستند.

branch [اسم]
اجرا کردن

شاخه

Ex: Be careful not to miss the turn onto the dirt branch road ; it 's easy to overlook .

مراقب باشید که پیچ به جاده خاکی فرعی را از دست ندهید؛ نادیده گرفتن آن آسان است.

turnpike [اسم]
اجرا کردن

بزرگراه عوارضی

Ex: Toll booths along the turnpike collected fees for maintenance and improvements .

غرفه‌های عوارضی در طول جاده عوارضی هزینه‌هایی را برای نگهداری و بهبودها جمع‌آوری می‌کردند.

feeder [اسم]
اجرا کردن

شاخه

Ex:

یک شبکه از کانال‌های تغذیه‌کننده آب را در سراسر منطقه کشاورزی توزیع می‌کرد.

exit [اسم]
اجرا کردن

خروجی

Ex: The highway exit was clearly marked with signs indicating the direction to the airport .

خروجی بزرگراه به وضوح با تابلوهایی که جهت فرودگاه را نشان می‌دادند علامت گذاری شده بود.

rest stop [اسم]
اجرا کردن

استراحتگاه جاده‌ای

Ex: Some rest stops include tourist information centers to help travelers plan their route .

برخی از مناطق استراحت شامل مراکز اطلاعات گردشگری برای کمک به مسافران در برنامه‌ریزی مسیرشان می‌شوند.

rest area [اسم]
اجرا کردن

منطقه استراحت

Ex: They renovated the rest area to include picnic tables and shelters .

آنها منطقه استراحت را بازسازی کردند تا شامل میزهای پیک نیک و سرپناه‌ها شود.

truck stop [اسم]
اجرا کردن

ایستگاه کامیون

Ex: They installed security cameras at the truck stop .

آنها دوربین‌های امنیتی در توقفگاه کامیون‌ها نصب کردند.

concurrency [اسم]
اجرا کردن

همزمانی

Ex: Road safety measures include clear signage and markings to manage concurrency and prevent accidents .

اقدامات ایمنی جاده شامل علائم و نشانه‌های واضح برای مدیریت همزمانی و جلوگیری از حوادث می‌شود.

manhole [اسم]
اجرا کردن

چاهک

Ex: They cleaned debris from the manhole after heavy rain .

آن‌ها پس از باران شدید، آوار را از چاهک پاک کردند.

اجرا کردن

درپوش چاه

Ex: They painted the manhole cover to blend with the surrounding pavement .

آنها درپوش منهول را رنگ کردند تا با سنگفرش اطراف ترکیب شود.

حمل و نقل زمینی
شرایط و انواع وسایل نقلیه انواع بدنه خودرو وسایل نقلیه کاربردی وسایل نقلیه شخصی و عملکردی
وسایل نقلیه و کالسکه های تاریخی وسایل نقلیه اضطراری و خدمات حمل و نقل Public Transportation شاسی زیرین و ساختار اصلی وسیله نقلیه
سیستم های وسیله نقلیه داخل وسیله نقلیه خارجی وسیله نقلیه و لوازم جانبی اجزاء و افزودنی های موتور
کاربران وسایل نقلیه اقدامات ترانزیت عملیات و شرایط رانندگی تکنیک‌های رانندگی
اصطلاحات سوخت تصادفات جاده‌ای و شرایط جرایم و تخلفات رانندگی اصطلاحات و مقررات ترافیک
علائم راهنمایی و رانندگی مستندات و هزینه ها نگهداری و مرمت وسیله نقلیه صنعت خودرو
Infrastructure طراحی و ویژگی‌های جاده جاده‌ها و فضاهای شهری فضاهای مسکونی و روستایی
زیرساخت بزرگراه و تقاطع ها ساخت و نگهداری جاده موانع جاده‌ای و عناصر ایمنی Rolling Stock
قطعات قطار و لوکوموتیو اسکان مسافران زیرساخت راه‌آهن عملیات راهآهن و کنترل ایمنی
پرسنل راه آهن سیگنال‌های راه‌آهن و نگهداری