حمل و نقل زمینی - ساخت و نگهداری جاده

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به زیرساخت های بزرگراه و تقاطع ها مانند "کارهای جاده ای"، "آسفالت" و "غلتک" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حمل و نقل زمینی
اجرا کردن

بازسازی

Ex: In preparation for the upcoming event , the municipality chose to resurface the public square .

در آماده‌سازی برای رویداد پیش رو، شهرداری تصمیم گرفت سطح میدان عمومی را بازسازی کند.

roadwork [اسم]
اجرا کردن

کارهای جاده‌ای

Ex: The loud noise from the roadwork disrupted the neighborhood 's peaceful atmosphere .

سر و صدای بلند ناشی از کارهای جاده‌ای آرامش محله را بر هم زد.

اجرا کردن

منطقه ساخت و ساز

Ex: Workers in a construction zone wear bright vests to make themselves more visible to passing drivers .

کارگران در یک منطقه ساخت و ساز جلیقه‌های روشن می‌پوشند تا برای رانندگان عبوری بیشتر دیده شوند.

tar [اسم]
اجرا کردن

قیر

Ex: They used tar to waterproof the new bridge deck .

آن‌ها از قیر برای ضد آب کردن عرشه پل جدید استفاده کردند.

tarmac [اسم]
اجرا کردن

تارماک

Ex: They sealed the tarmac to extend its lifespan .

آنها تارماک را مهر و موم کردند تا عمر آن را افزایش دهند.

blacktop [اسم]
اجرا کردن

آسفالت

Ex: He watched the steamroller smooth out the blacktop .

او تماشا کرد که غلتک جاده آسفالت را صاف می‌کند.

cobblestone [اسم]
اجرا کردن

سنگفرش

Ex: He tripped on the uneven cobblestones .

او روی سنگفرش‌های ناهموار زمین خورد.

macadam [اسم]
اجرا کردن

مکادم

Ex: He studied the history of macadam road construction .

او تاریخچه ساخت جاده‌های مکادام را مطالعه کرد.

concrete [اسم]
اجرا کردن

بتن

Ex: They added rebar to the concrete for extra reinforcement .

آنها میلگرد را به بتن اضافه کردند تا مقاومت بیشتری داشته باشد.

pothole [اسم]
اجرا کردن

چاله

Ex: She reported the pothole to the city 's maintenance department .

او چاله را به بخش نگهداری شهر گزارش داد.

rut [اسم]
اجرا کردن

شیار

Ex: They graded the road to smooth out the ruts .

آنها جاده را برای صاف کردن شیارها تسطیح کردند.

backhoe [اسم]
اجرا کردن

کج‌بیل مکانیکی

Ex: The farmer rented a backhoe to remove tree stumps from his field .

کشاورز یک بکهو اجاره کرد تا کنده‌های درخت را از مزرعه‌اش خارج کند.

steamroller [اسم]
اجرا کردن

غلطک

Ex: The steamroller operator ensured the road was level .

اپراتور غلطک جاده‌ای اطمینان حاصل کرد که جاده صاف است.

اجرا کردن

لودر جلویی

Ex: After the storm , the front-end loader cleared the parking lot of snow , making it safe for vehicles .

پس از طوفان، لودر جلویی پارکینگ را از برف پاک کرد و آن را برای وسایل نقلیه ایمن ساخت.

paver [اسم]
اجرا کردن

ماشین آسفالت ریزی

Ex: Maintenance crews regularly inspect and service the paver to ensure its efficiency and reliability on the construction site .

تیم‌های نگهداری به طور منظم ماشین آسفالت‌ریز را بازرسی و سرویس می‌کنند تا کارایی و قابلیت اطمینان آن را در محل ساخت‌وساز تضمین کنند.

dump truck [اسم]
اجرا کردن

کامیون کمپرسی

Ex: The workers used a dump truck to haul away the piles of dirt from the construction site .

کارگران از یک کامیون کمپرسی برای حمل توده‌های خاک از محل ساخت‌وساز استفاده کردند.

اجرا کردن

فرز کردن سنگفرش

Ex: After pavement milling is completed , the surface is typically inspected for any remaining debris or irregularities .

پس از اتمام فرزکاری آسفالت، سطح معمولاً برای یافتن هرگونه بقایای باقیمانده یا ناهمواری‌ها بازرسی می‌شود.

اجرا کردن

کامیون توزیع کننده آسفالت

Ex: Residents were informed of the road closure due to the presence of the asphalt distributor truck , which was essential for improving the road conditions .

ساکنان از بسته شدن جاده به دلیل حضور کامیون توزیع کننده آسفالت مطلع شدند، که برای بهبود شرایط جاده ضروری بود.

grader [اسم]
اجرا کردن

گریدر

Ex: Construction crews rely on graders to prepare the ground before laying down pavement .

گروه‌های ساختمانی به گریدرها متکی هستند تا زمین را قبل از ریختن آسفالت آماده کنند.

snowplow [اسم]
اجرا کردن

ماشین برف‌روب

Ex: The airport used specialized snowplows to keep the runways free of snow and ice during the winter storm .

فرودگاه از برف‌روب‌های تخصصی برای حفظ باندهای پرواز از برف و یخ در طول طوفان زمستانی استفاده کرد.

salt truck [اسم]
اجرا کردن

کامیون نمک

Ex: A salt truck passed by our street last night , so the ice melted quickly .

دیشب یک کامیون نمک از خیابان ما رد شد، بنابراین یخ به سرعت آب شد.

black ice [اسم]
اجرا کردن

یخ سیاه

Ex: Black ice is especially hazardous in the early morning hours .

یخ سیاه به ویژه در ساعات اولیه صبح خطرناک است.

to grit [فعل]
اجرا کردن

پاشیدن شن

Ex: He gritted the sidewalk to prevent slipping .

او شن پاشید روی پیاده‌رو تا از لیز خوردن جلوگیری کند.

اجرا کردن

نمودار خط مستقیم

Ex: Municipalities update straight-line diagrams regularly to reflect changes such as new intersections or road expansions .

شهرداری‌ها به‌طور منظم نمودارهای خط مستقیم را به‌روزرسانی می‌کنند تا تغییراتی مانند تقاطع‌های جدید یا گسترش جاده‌ها را منعکس کنند.

اجرا کردن

خیابان کاغذی

Ex: Some investors were misled into buying property on what turned out to be a paper street , causing legal disputes over ownership .

برخی از سرمایه‌گذاران فریب خورده و ملکی در خیابان کاغذی خریدند که منجر به اختلافات حقوقی بر سر مالکیت شد.

stub street [اسم]
اجرا کردن

خیابان بن بست

Ex: The delivery truck struggled to turn around in the narrow space of the stub street .

کامیون تحویل در تلاش بود تا در فضای تنگ خیابان بن بست دور بزند.

حمل و نقل زمینی
شرایط و انواع وسایل نقلیه انواع بدنه خودرو وسایل نقلیه کاربردی وسایل نقلیه شخصی و عملکردی
وسایل نقلیه و کالسکه های تاریخی وسایل نقلیه اضطراری و خدمات حمل و نقل Public Transportation شاسی زیرین و ساختار اصلی وسیله نقلیه
سیستم های وسیله نقلیه داخل وسیله نقلیه خارجی وسیله نقلیه و لوازم جانبی اجزاء و افزودنی های موتور
کاربران وسایل نقلیه اقدامات ترانزیت عملیات و شرایط رانندگی تکنیک‌های رانندگی
اصطلاحات سوخت تصادفات جاده‌ای و شرایط جرایم و تخلفات رانندگی اصطلاحات و مقررات ترافیک
علائم راهنمایی و رانندگی مستندات و هزینه ها نگهداری و مرمت وسیله نقلیه صنعت خودرو
Infrastructure طراحی و ویژگی‌های جاده جاده‌ها و فضاهای شهری فضاهای مسکونی و روستایی
زیرساخت بزرگراه و تقاطع ها ساخت و نگهداری جاده موانع جاده‌ای و عناصر ایمنی Rolling Stock
قطعات قطار و لوکوموتیو اسکان مسافران زیرساخت راه‌آهن عملیات راهآهن و کنترل ایمنی
پرسنل راه آهن سیگنال‌های راه‌آهن و نگهداری