حمل و نقل زمینی - زیرساخت بزرگراه و تقاطع ها

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به زیرساخت های بزرگراه و تقاطع ها مانند "بزرگراه تقسیم شده"، "گذرگاه درجه" و "تقاطع" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
حمل و نقل زمینی
اجرا کردن

بزرگراه دوطرفه

Ex: The accident happened on the divided highway when one car lost control and hit the barrier .

تصادف در بزرگراه تقسیم‌شده رخ داد وقتی یک خودرو کنترل خود را از دست داد و به مانع برخورد کرد.

اجرا کردن

جاده تقسیم نشده

Ex: Speed limits on an undivided highway are usually lower to reduce the risk of head-on collisions .

محدودیت‌های سرعت در یک جاده تقسیم‌نشده معمولاً پایین‌تر است تا خطر برخوردهای روبرو کاهش یابد.

اجرا کردن

بزرگراه بین ایالتی

Ex: They encountered heavy traffic on the interstate highway during rush hour .

آن‌ها در ساعت شلوغی با ترافیک سنگین در بزرگراه بین‌ایالتی مواجه شدند.

spur route [اسم]
اجرا کردن

جاده فرعی

Ex: Local authorities have improved the spur route to the new stadium to handle increased traffic on game days .

مقامات محلی مسیر انشعابی به استادیوم جدید را بهبود بخشیده‌اند تا از افزایش ترافیک در روزهای بازی جلوگیری کنند.

super two [اسم]
اجرا کردن

یک جاده دو خطه بهبود یافته

Ex: Super two highways are often found in regions where traffic volumes do not justify a full four-lane divided highway but still require enhanced capacity and safety measures .

جاده‌های دو خطه تقویت شده اغلب در مناطقی یافت می‌شوند که حجم ترافیک، یک بزرگراه چهار خطه تقسیم‌شده را توجیه نمی‌کند اما هنوز به اقدامات بهبودیافته ظرفیت و ایمنی نیاز دارند.

اجرا کردن

باهوش بزرگراه

Ex: Smart highways aim to shorten travel times and decrease fuel consumption by optimizing traffic flow through advanced technology .

جاده‌های هوشمند با بهینه‌سازی جریان ترافیک از طریق فناوری پیشرفته، هدفشان کوتاه کردن زمان سفر و کاهش مصرف سوخت است.

اجرا کردن

بزرگراه مرتفع

Ex: Due to its elevated structure , an elevated highway provides uninterrupted views of the city skyline to drivers and passengers alike .

به دلیل ساختار مرتفع آن، یک بزرگراه مرتفع دید بی‌وقفه‌ای از خط افق شهر به رانندگان و مسافران ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

بزرگراه با دسترسی کنترل شده

Ex: Signs on the controlled-access highway clearly indicate the distance to the next exit .

علائم روی بزرگراه با دسترسی کنترل‌شده به وضوح فاصله تا خروجی بعدی را نشان می‌دهند.

اجرا کردن

سیستم خطوط محلی-اکسپرس

Ex: Construction on the new local-express lane system is expected to be completed by the end of the year , promising smoother travel for everyone .

انتظار می‌رود ساخت سیستم خطوط محلی-اکسپرس جدید تا پایان سال تکمیل شود، که سفر روان‌تری را برای همه وعده می‌دهد.

on-ramp [اسم]
اجرا کردن

رمپ ورودی

Ex: Drivers should always check their mirrors before accelerating on an on-ramp .

رانندگان همیشه باید قبل از شتاب گرفتن در راه ورودی، آینه‌های خود را بررسی کنند.

off-ramp [اسم]
اجرا کردن

خروجی بزرگراه

Ex: The off-ramp was closed for repairs , causing a delay for commuters .

خروجی برای تعمیرات بسته بود، که باعث تأخیر برای مسافران شد.

turn-off [اسم]
اجرا کردن

خروجی

Ex: Missing the turn-off to the rest area meant driving for another hour before finding a suitable place to stop .

از دست دادن خروجی به سوی منطقه استراحت به معنای رانندگی برای یک ساعت دیگر قبل از یافتن مکانی مناسب برای توقف بود.

corner [اسم]
اجرا کردن

گوشه

Ex: The corner was marked with a stop sign for safety .

گوشه با علامت توقف برای ایمنی علامت گذاری شده بود.

crossroad [اسم]
اجرا کردن

چهارراه

Ex: The police officer directed traffic at the bustling crossroad .

مامور پلیس ترافیک را در تقاطع شلوغ هدایت کرد.

fork [اسم]
اجرا کردن

چنگال

Ex: After the storm , debris blocked the right fork in the road , so we had to take the left path to avoid the obstruction .

پس از طوفان، آوار چنگال سمت راست جاده را مسدود کرد، بنابراین مجبور شدیم مسیر چپ را برای جلوگیری از مانع انتخاب کنیم.

rotary [اسم]
اجرا کردن

میدان

Ex: They redesigned the rotary to improve pedestrian safety .

آنها میدان را برای بهبود ایمنی عابران پیاده بازطراحی کردند.

اجرا کردن

میدان

Ex: You will need to take the second exit when you reach the traffic circle .

شما باید هنگام رسیدن به میدان، خروجی دوم را بگیرید.

roundabout [اسم]
اجرا کردن

فلکه

Ex: The city installed decorative plants in the center of the roundabout .

شهر گیاهان تزئینی را در مرکز میدان نصب کرد.

gore [اسم]
اجرا کردن

یک گور

Ex: The sign was placed on the gore to clearly indicate the direction for each lane .

علامت روی گور قرار داده شد تا جهت هر خط را به وضوح نشان دهد.

اجرا کردن

تقاطع جاده ای چهارگانه

Ex: Engineers consider various factors such as traffic volume and pedestrian movement when designing quadrant roadway intersections to minimize congestion and enhance safety .

مهندسان عوامل مختلفی مانند حجم ترافیک و حرکت عابران پیاده را در هنگام طراحی تقاطع های جاده ای چهارگانه برای به حداقل رساندن ازدحام و افزایش ایمنی در نظر می گیرند.

اجرا کردن

تقاطع T شکل

Ex: Be cautious when approaching a seagull intersection , as visibility can be limited .

هنگام نزدیک شدن به تقاطع T شکل احتیاط کنید، زیرا دید ممکن است محدود باشد.

اجرا کردن

تقاطع سه راهه

Ex: Accidents often occur at poorly marked three-way intersections .

تصادف‌ها اغلب در تقاطع‌های سه‌راهه بد علامت‌گذاری شده رخ می‌دهند.

اجرا کردن

تقاطع جریان پیوسته

Ex:

مهندسان اغلب انتخاب می‌کنند که تقاطع‌های جریان پیوسته را در تقاطع‌هایی که به دلیل حجم ترافیک سنگین و ازدحام مکرر شناخته شده‌اند، نصب کنند.

اجرا کردن

تقاطع T شکل

Ex: The city installed a new traffic light at the T-intersection to improve safety .

شهر یک چراغ راهنمایی جدید در تقاطع T شکل نصب کرد تا ایمنی را بهبود بخشد.

اجرا کردن

گذرگاه راه آهن

Ex: The grade crossing is located just past the intersection near the old factory .

گذرگاه راه آهن دقیقاً بعد از تقاطع نزدیک کارخانه قدیمی واقع شده است.

اجرا کردن

تقاطع هم‌سطح خیابان و راه‌آهن

Ex: The town installed new safety features at the railroad crossing to prevent accidents .

شهر ویژگی‌های ایمنی جدیدی در گذرگاه راه‌آهن نصب کرد تا از حوادث جلوگیری کند.

اجرا کردن

تقاطع همسطح

Ex: There was a minor collision at the level junction yesterday , causing a brief delay in traffic flow .

دیروز در تقاطع همسطح یک برخورد جزئی رخ داد که باعث تأخیر کوتاهی در جریان ترافیک شد.

interchange [اسم]
اجرا کردن

تقاطع

Ex: They installed traffic lights at the interchange for safer merging .

آن‌ها چراغ‌های راهنمایی را در تقاطع برای ادغام ایمن‌تر نصب کردند.

اجرا کردن

تقاطع الماس

Ex: Traffic lights are typically positioned at each intersection of a diamond interchange to regulate the flow of vehicles .

چراغ‌های راهنمایی معمولاً در هر تقاطع یک تقاطع الماس‌شکل برای تنظیم جریان وسایل نقلیه قرار می‌گیرند.

اجرا کردن

تقاطع الماس واگرا

Ex:

رانندگانی که با تقاطع الماس واگرا آشنا نیستند ممکن است در ابتدا گذرگاه را گیج‌کننده بیابند، اما طرح آن به منظور بهبود حرکت ترافیک طراحی شده است.

اجرا کردن

تقاطع جهت دار

Ex: Engineers designed the directional interchange to reduce congestion and improve traffic flow in the city center .

مهندسان تقاطع جهت‌دار را طراحی کردند تا ازدحام را کاهش داده و جریان ترافیک در مرکز شهر را بهبود بخشند.

اجرا کردن

تقاطع برگ شبدری

Ex: In urban planning , engineers often choose a cloverleaf interchange design to efficiently manage high volumes of traffic .

در برنامه‌ریزی شهری، مهندسان اغلب طراحی تقاطع برگ شبدری را برای مدیریت کارآمد حجم بالای ترافیک انتخاب می‌کنند.

اجرا کردن

تقاطع شهری تک نقطه‌ای

Ex:

تقاطع‌های شهری تک‌نقطه‌ای به دلیل توانایی آنها در مدیریت حجم زیادی از ترافیک بدون تأخیرهای گسترده، در برنامه‌ریزی شهری محبوبیت فزاینده‌ای پیدا کرده‌اند.

اجرا کردن

تبادل پشته

Ex: Engineers plan stack interchanges to handle large volumes of traffic without causing major delays .

مهندسان تقاطع‌های پشته‌ای را برنامه‌ریزی می‌کنند تا حجم زیادی از ترافیک را بدون ایجاد تأخیرهای عمده مدیریت کنند.

اجرا کردن

تقاطع شیپوری

Ex: The trumpet interchange was designed to reduce congestion by providing separate lanes for entering and exiting traffic .

تقاطع شیپوری برای کاهش ترافیک با ارائه خطوط جداگانه برای ترافیک ورودی و خروجی طراحی شده است.

اجرا کردن

تقاطع اسپاگتی

Ex: The spaghetti junction connected several major highways in the city .

تقاطع اسپاگتی چندین بزرگراه اصلی شهر را به هم متصل می‌کرد.

اجرا کردن

چپ میچیگان

Ex:

Michigan lefts برای افزایش ایمنی با حذف چرخش‌های چپ مستقیم از میان چندین لاین ترافیک روبرو طراحی شده‌اند.

اجرا کردن

توقف چهار طرفه

Ex: In some busy neighborhoods , traffic flow is managed efficiently through the use of four-way stops .

در برخی محله‌های شلوغ، جریان ترافیک به طور موثر از طریق استفاده از توقف چهارراه مدیریت می‌شود.

حمل و نقل زمینی
شرایط و انواع وسایل نقلیه انواع بدنه خودرو وسایل نقلیه کاربردی وسایل نقلیه شخصی و عملکردی
وسایل نقلیه و کالسکه های تاریخی وسایل نقلیه اضطراری و خدمات حمل و نقل Public Transportation شاسی زیرین و ساختار اصلی وسیله نقلیه
سیستم های وسیله نقلیه داخل وسیله نقلیه خارجی وسیله نقلیه و لوازم جانبی اجزاء و افزودنی های موتور
کاربران وسایل نقلیه اقدامات ترانزیت عملیات و شرایط رانندگی تکنیک‌های رانندگی
اصطلاحات سوخت تصادفات جاده‌ای و شرایط جرایم و تخلفات رانندگی اصطلاحات و مقررات ترافیک
علائم راهنمایی و رانندگی مستندات و هزینه ها نگهداری و مرمت وسیله نقلیه صنعت خودرو
Infrastructure طراحی و ویژگی‌های جاده جاده‌ها و فضاهای شهری فضاهای مسکونی و روستایی
زیرساخت بزرگراه و تقاطع ها ساخت و نگهداری جاده موانع جاده‌ای و عناصر ایمنی Rolling Stock
قطعات قطار و لوکوموتیو اسکان مسافران زیرساخت راه‌آهن عملیات راهآهن و کنترل ایمنی
پرسنل راه آهن سیگنال‌های راه‌آهن و نگهداری