نیاز داشتن
موفقیت پروژه نیازمند همکاری و ارتباط مؤثر بین اعضای تیم خواهد بود.
در اینجا میتوانید واژگان آزمون 3 - شنیداری - بخش 1 را در کتاب درسی Cambridge IELTS 16 - Academic پیدا کنید، تا به شما در آمادهسازی برای آزمون IELTS کمک کند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
نیاز داشتن
موفقیت پروژه نیازمند همکاری و ارتباط مؤثر بین اعضای تیم خواهد بود.
دوچرخه
کودک با لبخندی بزرگ دوچرخه سه چرخ خود را در اطراف driveway رکاب زد.
اردوگاه
هر هفته در اردوگاه بر موضوعات و فعالیتهای مختلف تمرکز میشود.
برگزار کردن
او هر هفته جلسهای با تیمش برگزار میکند.
مکان
توسعهدهنده سایت را برای مرکز خرید آینده خریداری کرد.
مدرس
او یک مربی یوگا در مرکز جامعه محلی است.
سرپرست
سرپرست ما جلسات منظمی را برای بحث در مورد پیشرفت تیم برگزار میکند.
جایگزین کسی یا چیزی بودن
وقتی بازیگر اصلی بیمار شد، یک همکار مجبور شد در صحنه مهم جایگزین شود.
مسئول
او احساس مسئولیت میکند برای رفاه والدین سالخوردهاش.
پذیرفتن (عضویت کسی)
دانشگاه متقاضیان را بر اساس دستاوردها و مدارک تحصیلی آنها میپذیرد.
ارائه دادن
دانشجویان باید تکالیف خود را تا پایان هفته ارسال کنند.
معرفینامه
توصیهنامه درخشان او به او کمک کرد تا موقعیتی را که برای آن درخواست داده بود، تضمین کند.
طرح درس
پس از هر درس، معلم در مورد اثربخشی طرح درس تأمل میکند و بر اساس بازخورد دانشآموزان و دادههای ارزیابی، تنظیماتی انجام میدهد.
برگزار کردن (کلاس، کنفرانس، و غیره)
او تصمیم گرفت در کلاس تناسب اندامی که باشگاه در حال برگزاری آن است ثبت نام کند.
دلزده کردن
آنها در ابتدا در مورد سفر هیجان زده بودند، اما نظرات بد آنها را دلسرد کرد.
اضافی
او یک دست لباس اضافی بسته بندی کرد در صورتی که لباسهایش در طول پیادهروی کثیف شوند.
صندل
او برای پیادهروی در بیابان صندلهای جلوبسته انتخاب کرد.
دارو
داروساز توضیح داد که چگونه دارو را به درستی مصرف کنید.
کلاه ایمنی
او بند چانه کلاه ایمنی دوچرخهاش را قبل از رکاب زدن بست.
اندازه بودن
من باید کلاهی پیدا کنم که به راحتی مناسب سر من باشد.
تنظیم کردن (به منظور بهبود کارایی)
او بندهای کولهپشتی خود را برای راحتی بیشتر تنظیم کرد.
(با قرار قبلی) کسی را ملاقات کردن
من بعد از فیلم با دوستم meet up میکنم.
چادر
به یاد داشته باشید که اگر احتمال بارندگی وجود دارد یک چادر ضد آب همراه داشته باشید.
کار سختی را انجام دادن
او توانست یک خنده مودبانه مدیریت کند حتی اگر جوک awkward بود.
کم و بیش
او کم و بیش با طرح موافق بود.
پر شدن
شیشه شروع به پر شدن از سکهها کرد در حالی که برای تعطیلات پسانداز میکردند.