کمبریج آیلتس 16 - آکادمیک - آزمون 1 - خواندن - بخش 2

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 در کتاب درسی کمبریج آیلتس 16 - آکادمیک را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون آیلتس کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 16 - آکادمیک
artifact [اسم]
اجرا کردن

دست‌سازه

Ex: he historian analyzed the artifact to better understand the trade practices of the ancient society .

تاریخ‌دان شیء باستانی را تحلیل کرد تا بهتر شیوه‌های تجاری جامعه باستانی را درک کند.

pyramid [اسم]
اجرا کردن

هرم مصر

Ex: The sand-covered pyramid looked magnificent in the desert sun .

هرم پوشیده از شن در زیر آفتاب صحرا باشکوه به نظر می‌رسید.

certainty [اسم]
اجرا کردن

قطعیت

Ex: The success of the new product launch is a certainty given the market demand .

موفقیت راه‌اندازی محصول جدید با توجه به تقاضای بازار یک قطعیت است.

definite [صفت]
اجرا کردن

صریح

Ex: He had a definite opinion on the matter .

او نظر قطعی در مورد این موضوع داشت.

overview [اسم]
اجرا کردن

مرور کلی

Ex: The article offers an overview of recent developments in artificial intelligence .

مقاله مروری بر پیشرفت‌های اخیر در هوش مصنوعی ارائه می‌دهد.

external [صفت]
اجرا کردن

خارجی

Ex: The house ’s external design combines modern and traditional architectural elements .

طراحی خارجی خانه عناصر معماری مدرن و سنتی را ترکیب می‌کند.

burial [اسم]
اجرا کردن

تدفین

Ex: The burial service included prayers and songs .

مراسم تشییع جنازه شامل دعاها و آهنگ‌ها بود.

monument [اسم]
اجرا کردن

بنای یادبود

Ex: The monument features intricate carvings that tell the story of the event it represents .

بنای یادبود دارای حکاکی‌های پیچیده‌ای است که داستان رویدادی را که نمایندگی می‌کند، روایت می‌کند.

enormous [صفت]
اجرا کردن

عظیم

Ex: He inherited an enormous mansion with dozens of rooms .

او یک عمارت عظیم با ده‌ها اتاق به ارث برد.

grand [صفت]
اجرا کردن

بزرگ و با شکوه

Ex: They attended a grand banquet in a massive dining hall .

آنها در یک تالار غذاخوری بزرگ در یک ضیافت با شکوه شرکت کردند.

tribute [اسم]
اجرا کردن

قدردانی

Ex: His speech was a heartfelt tribute to his parents .

سخنرانی او یک تقدیر صمیمانه از والدینش بود.

dynasty [اسم]
اجرا کردن

دودمان

Ex: The Romanov Dynasty was the last imperial dynasty to rule Russia .

سلسله رومانوف آخرین سلسله امپراتوری بود که بر روسیه حکومت کرد.

reign [اسم]
اجرا کردن

دوران فرمانروایی

Ex: Queen Victoria 's reign lasted over 63 years .
tomb [اسم]
اجرا کردن

مقبره

Ex: Historians studied the artifacts found in the tomb for clues about the past .

تاریخ‌دانان آثار یافت شده در قبر را برای یافتن سرنخ‌هایی درباره گذشته مطالعه کردند.

passage [اسم]
اجرا کردن

a route, path, or corridor that allows movement from one place to another

Ex:
deceased [صفت]
اجرا کردن

فوت شده

Ex: Tim 's will outlined his wishes for the distribution of his assets among his heirs after he became deceased .

وصیت نامه تیم خواسته هایش را برای توزیع دارایی هایش بین ورثه اش پس از اینکه فوت کرد مشخص کرد.

official [اسم]
اجرا کردن

a person who holds a position of authority or responsibility in an organization or government

Ex: The government appointed a new official to oversee the program .
to conceive [فعل]
اجرا کردن

ارائه دادن (یک طرح یا ایده)

Ex: To address environmental issues , scientists are working to conceive sustainable technologies .

برای حل مسائل محیط زیستی، دانشمندان در حال کار بر روی تصور فناوری‌های پایدار هستند.

to stack [فعل]
اجرا کردن

انباشته کردن

Ex: Can you stack the dishes in the dishwasher before starting it ?

آیا می‌توانید قبل از روشن کردن ماشین ظرفشویی، ظروف را در آن چیده کنید؟

scholar [اسم]
اجرا کردن

محقق

Ex: The scholar spent years studying historical texts to uncover new insights about the period .

دانشمند سال‌ها را صرف مطالعه متون تاریخی کرد تا بینش‌های جدیدی درباره آن دوره کشف کند.

اجرا کردن

منتسب کردن

Ex: The musician 's performances are attributed with passion , energy , and exceptional musicality .

اجراهای موسیقیدان به شور، انرژی و موسیقایی استثنایی منسوب می‌شود.

to owe [فعل]
اجرا کردن

مدیون بودن

Ex: She owes her leadership skills to the inspiring mentors who instilled confidence and provided guidance .

او مدیون مهارت های رهبری خود به مربیان الهام بخشی است که اعتماد به نفس را القا کردند و راهنمایی ارائه دادند.

to pile [فعل]
اجرا کردن

تلنبار کردن

Ex: Can you pile the dirty laundry in the hamper for washing ?

آیا می‌توانید لباس‌های کثیف را برای شستشو در سبد روی هم بگذارید؟

mass [اسم]
اجرا کردن

something great in size, volume, or magnitude

Ex: A mass of data must be analyzed before drawing conclusions .
inward [صفت]
اجرا کردن

درونی

Ex: The inward pull of gravity keeps celestial bodies in orbit around the sun .

کشش به سمت داخل گراشی اجرام آسمانی را در مدار خورشید نگه می‌دارد.

temple [اسم]
اجرا کردن

معبد

Ex: They meditated in the serene atmosphere of the Buddhist temple .

آنها در فضای آرام معبد بودایی مراقبه کردند.

courtyard [اسم]
اجرا کردن

صحن (معماری)

Ex: They enjoyed their morning coffee in the courtyard , surrounded by greenery and chirping birds .

آنها از قهوه صبحگاهی خود در حیاط لذت بردند، در حالی که با سبزه‌ها و پرندگان آوازخوان احاطه شده بودند.

shrine [اسم]
اجرا کردن

زیارتگاه

Ex: The local community maintains the shrine as a sacred place of worship and reflection .

جامعه محلی معبد را به عنوان مکانی مقدس برای عبادت و تفکر حفظ می‌کند.

trench [اسم]
اجرا کردن

a deep, narrow, steep-sided depression on the ocean floor

Ex: The trench runs for thousands of kilometers beneath the sea .
اجرا کردن

ادغام کردن

Ex: The revised policy will incorporate suggestions from employees for improvement .

سیاست تجدید نظر شده پیشنهادات کارمندان را برای بهبود دربرخواهد گرفت.

in advance [قید]
اجرا کردن

از پیش

Ex: The event organizers requested that all participants register in advance to avoid last-minute chaos .

برگزارکنندگان رویداد درخواست کردند که همه شرکت‌کنندگان از قبل ثبت‌نام کنند تا از هرج و مرج آخرین لحظه جلوگیری شود.

اجرا کردن

دستاورد

Ex: Overcoming adversity and starting her own business was a remarkable accomplishment for Jane .

غلبه بر سختی‌ها و شروع کسب و کار خودش یک دستاورد قابل توجه برای جین بود.

maze [اسم]
اجرا کردن

هزارتو

Ex: The children ran through the maze , laughing as they tried to find the quickest path .

بچه‌ها از میان هزارتو دویدند، در حالی که می‌خندیدند و سعی می‌کردند سریع‌ترین مسیر را پیدا کنند.

vessel [اسم]
اجرا کردن

a container used to hold liquids or other substances

Ex: The scientist filled the vessel with the chemical solution .
storeroom [اسم]
اجرا کردن

انباری

Ex: She organized the boxes neatly in the storeroom .

او جعبه‌ها را به دقت در انباری چید.

to inscribe [فعل]
اجرا کردن

نقش کردن

Ex: Families sometimes inscribe their loved ones ' gravestones with heartfelt messages or significant quotes .

خانواده‌ها گاهی اوقات بر روی سنگ‌قبر عزیزانشان پیام‌های صمیمی یا نقل‌قول‌های مهم حکاکی می‌کنند.

اجرا کردن

مثال بارز چیزی بودن

Ex: The classic novel can be said to represent the ideals and societal norms of the time in which it was written .

می‌توان گفت که رمان کلاسیک نمایانگر آرمان‌ها و هنجارهای اجتماعی زمانه‌ای است که در آن نوشته شده است.

to excavate [فعل]
اجرا کردن

حفر کردن

Ex: Divers excavated a shipwreck , bringing up cannons , pottery , and other artifacts from the seabed .

غواصان یک کشتی شکسته را حفاری کردند، توپ‌ها، سفال‌ها و سایر آثار باستانی را از بستر دریا بیرون آوردند.

predecessor [اسم]
اجرا کردن

متصدی پیشین (در پست شغلی)

Ex: She studied the work of her predecessor to better understand the role 's challenges .

او کار پیشینیان خود را مطالعه کرد تا چالش‌های نقش را بهتر درک کند.

to dump [فعل]
اجرا کردن

پرتاب کردن

Ex: She dumped the dirty laundry into the basket without folding it .

او لباس‌های کثیف را بدون تا کردن در سبد انداخت.

precaution [اسم]
اجرا کردن

اقدام احتیاطی

Ex: Knowing the risks of online scams , he set up two-factor authentication as a precaution .

با آگاهی از خطرات کلاهبرداری‌های اینترنتی، او تأیید دو مرحله‌ای را به عنوان احتیاط راه‌اندازی کرد.

intricate [صفت]
اجرا کردن

پیچیده

Ex: She wore an intricate necklace made of intertwined gold chains .

او یک گردنبند پیچیده از زنجیرهای طلای درهم تنیده پوشیده بود.

to overlook [فعل]
اجرا کردن

ندیدن

Ex: Over the years , she has successfully overlooked non-critical issues to maintain efficiency .

در طول سال‌ها، او با موفقیت مسائل غیر حیاتی را نادیده گرفته تا کارایی را حفظ کند.

to astonish [فعل]
اجرا کردن

متحیر کردن

Ex: His talent for playing the piano astonished his friends and family .

استعداد او در نواختن پیانو دوستان و خانواده اش را شگفت زده کرد.

to amaze [فعل]
اجرا کردن

شگفت‌زده کردن

Ex: The magician 's tricks amazed the children at the birthday party .

حقه‌های جادوگر بچه‌ها را در جشن تولد شگفت‌زده کرد.

اجرا کردن

تشکیل دادن

Ex: These ingredients constitute the base of the recipe .

این مواد تشکیل دهنده تشکیل می‌دهند پایه دستور غذا را.

milestone [اسم]
اجرا کردن

نقطه عطف

Ex: Buying their first home was a financial milestone for the couple .

خرید اولین خانه آنها یک میلستون مالی برای زوج بود.

اجرا کردن

محیط، اطراف

Ex: The artist captured the essence of the local surroundings in his landscape painting .

هنرمند جوهره محیط محلی را در نقاشی منظره خود به تصویر کشید.

اجرا کردن

محل سکونت

Ex: Due to the high demand for accommodation during the festival , many hotels were fully booked .

به دلیل تقاضای بالا برای اسکان در طول جشنواره، بسیاری از هتل‌ها کاملاً رزرو شده بودند.

to occupy [فعل]
اجرا کردن

اشغال کردن

Ex: The massive painting was meant to occupy the entire gallery wall .

نقاشی عظیم قرار بود که تمام دیوار گالری را اشغال کند.

to encircle [فعل]
اجرا کردن

محاصره کردن

Ex: In the ritual , participants were instructed to encircle the sacred fire .

در مراسم، از شرکت‌کنندگان خواسته شد که آتش مقدس را محاصره کنند.

اجرا کردن

سپاسگزار بودن

Ex: The community appreciated the efforts of volunteers who cleaned up the park .

جامعه قدردانی کرد از تلاش داوطلبانی که پارک را تمیز کردند.

possession [اسم]
اجرا کردن

دارایی

Ex: His possessions included a vintage record player , a collection of antique books , and a cherished family heirloom .
اجرا کردن

نقد کردن

Ex: When reviewing a book , it 's essential to criticize the plot , character development , and writing style .

هنگام بررسی یک کتاب، ضروری است که انتقاد کنید از طرح، توسعه شخصیت و سبک نوشتاری.