Cambridge IELTS 16 - آکادمیک - آزمون 1 - خواندن - متن 2
در اینجا میتوانید واژگان آزمون 1 - خواندن - گذرگاه 2 در کتاب درسی کمبریج آیلتس 16 - آکادمیک را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون آیلتس کمک کند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a man-made object, tool, weapon, etc. that was created in the past and holds historical or cultural significance

دستسازه
این ساخته دست بشر، یک مجسمه زیبا و حکاکی شده، یافته مهمی بود که به تاریخگذاری سایت تاریخی کمک کرد.
a stone monument built in ancient Egypt usually as a tomb for the pharaohs, which has a triangular or square base that slopes up to the top

هرم مصر
هرم بزرگ جیزه یکی از عجایب هفتگانه جهان باستان است.
a situation or fact that is absolutely clear and cannot be questioned or altered

قطعیت, وضوح
پس از سالها تلاش سخت، ارتقای او یک قطعیت بود.
expressed with clarity and precision, leaving no doubt as to the meaning or intention

صریح
او پاسخ قطعی در مورد حضور در جلسه داد.
a broad, general summary that covers the main aspects or features of a subject

مرور کلی, خلاصه
بروشور شامل مروری کلی بر خدمات ارائه شده توسط هتل بود.
related to the outer layer or structure of something

خارجی, بیرونی
ساختار خارجی فضاپیما برای مقاومت در برابر شرایط شدید فضا طراحی شده است.
the act of burying a dead body or the ceremony in which a dead body is buried

تدفین
باستانشناسان یک محل تدفین باستانی را در نزدیکی رودخانه کشف کردند.
the parts of the objects and structures from ancient times that have survived destruction and been discovered

بقایا
a structure built in honor of a public figure or a special event

بنای یادبود
هر سال، یک مراسم یادبود در بنای یادبود برای یادآوری کسانی که جان خود را از دست دادند برگزار میشود.
extremely large in physical dimensions

عظیم, خیلی بزرگ، بسیار زیاد
درخت در حیاط خلوت آنها عظیم بود، سایهای برای کل باغ فراهم میکرد.
magnificent in size and appearance

بزرگ و با شکوه
قایق تفریحی مجلل با امکانات لوکس و فناوری پیشرفته مجهز شده بود.
a gift, statement, or action given to someone as a sign of gratitude, admiration or respect

قدردانی, سپاس
طرفداران یک ویدیوی تقدیر برای بازیگر معروف ساختند.
a lineage of kings who rule a country or nation over a long period of time

دودمان, خاندان
تاریخدانان برای درک تغییرات سیاسی در طول زمان، صعود و سقوط سلسلههای مختلف را مطالعه میکنند.
the length of time during which a king, queen, or other monarch rules

دوران فرمانروایی, دوران سلطنت
موزه آثار باستانی از سلطنت فراعنه باستان را به نمایش گذاشت.
an overground or underground grave that is large in size and is often made of stone

مقبره, آرامگاه
مقبره برای محافظت از بقایای داخل آن از آسیب مهر و موم شد.
a route, path, or corridor that allows movement from one place to another

گذرگاه, راهرو
گذرگاه زیرزمینی در طول طوفان پناهگاه فراهم کرد.
referring to a person who has recently died

فوت شده, درگذشته
پروندههای پزشکی بیمار فوت شده برای درک شرایط مرگ او بررسی شد.
a person who holds a position of authority or responsibility in an organization or government

مقام رسمی, کارمند
مقامات مسئول حفظ نظم عمومی هستند.
to produce a plan, idea, etc. in one's mind

ارائه دادن (یک طرح یا ایده)
نویسنده سالها وقت صرف کرد تا یک طرح جذاب برای رمان تصور کند.
to arrange items on top of each other in large quantities

انباشته کردن, روی هم چیدن
کارگران ساختمانی اغلب آجرها را روی هم میچینند تا دیوارها را بسازند.
a thick and flat piece of hard material, such as a stone, metal, wood, etc. that is usually in the shape of a square or rectangle

تختال, اسلب
someone who has a lot of knowledge about a particular subject, especially in the humanities

محقق, اندیشمند
او یک دانشمند محترم است که تحقیقاتش به طور قابل توجهی به درک ما از زبانهای کلاسیک کمک کرده است.
to relate or assign a feature or quality to something or someone

منتسب کردن
مهربانی ویژگی است که بسیاری از مردم به معلمان مورد علاقه خود نسبت میدهند.
to carry a sense of gratitude, recognition, or indebtedness toward someone or something for intellectual or abstract contributions

مدیون بودن, احساس قدردانی کردن
تیم مدیون مهارتهای حل مسئله خود به هوش جمعی است که از طریق ارتباطات باز پرورش یافته است.
to lay things on top of each other

تلنبار کردن, کپه کردن
آنها جعبهها را در گاراژ برای ذخیرهسازی روی هم میچینند.
something great in size, volume, or magnitude

جرم, حجم
طوفان یک توده از درختان را نابود کرد.
directed or moving toward the inside or center

درونی, به سمت داخل
جریان به داخل آب پس از توفان بارانی افزایش یافت.
a building used for worshiping one or several gods, used by some religious communities, especially Buddhists and Hindus

معبد
او برای انجام نذری که به معبود داده بود به معبد زیارت کرد.
an area with no roof that is partially or completely surrounded by walls, often forming a part of a large building

صحن (معماری), حیاط
رستوران یک حیاط روباز داشت که در آن غذا خورها میتوانستند زیر ستارهها غذا بخورند.
a place or building for people to pray in, which is considered holy by many due to its connection with a sacred person, event, or object

زیارتگاه, حرم، عبادتگاه
معبد هزاران زائر را در طول جشنوارههای مذهبی و مناسبتهای ویژه جذب میکند.
a deep, narrow, steep-sided depression on the ocean floor

گودال, چاله اقیانوسی
رسوبات در طول زمان در گودالهای عمیق دریایی انباشته میشوند.
to include something as part of a larger whole or system

ادغام کردن, شامل کردن
ارائه شامل عناصر چند رسانه ای شد تا جذاب تر شود.
prior to a particular time or event

از پیش, از قبل، پیشاپیش
او همیشه وعدههای غذایی خود را از قبل آماده میکند تا در هفته کاری شلوغ زمان ذخیره کند.
a desired and impressive goal achieved through hard work

دستاورد, موفقیت
تکمیل پروژه زودتر از برنامه، یک دستاورد بزرگ برای کل تیم بود.
a confusing network of paths separated by bushes or walls, designed in a way that confuses the people who pass through

هزارتو, راه پرپیچوخم
ماز در صفحه پازل آنقدر سخت بود که مدتی طول کشید تا آن را تمام کنم.
a container used to hold liquids or other substances

ظرف, ظرف نگهدارنده
هر ظرف بر اساس محتوای آن برچسبگذاری شده بود.
a room where things are kept while they are not needed or used

انباری
انبار در پشت ساختمان قرار دارد.
to mark or engrave a surface with a design or pattern, typically to create a lasting impression or decoration

نقش کردن, ثبت کردن، حکاکی کردن
به عنوان یک سنت، فارغالتحصیلان اغلب سالنامههای خود را با خاطرات شیرین و آرزوهای خوب برای آینده حک میکنند.
to serve as an instance that embodies the characteristics, qualities, or traits associated with a particular category or concept

مثال بارز چیزی بودن
ماشین قدیمی، با طراحی و مهندسی خود، نماینده دورهای است که هنر و ظرافت بسیار ارزشمند بودند.
to uncover or expose by digging, especially to reveal buried artifacts, structures, or remains

حفر کردن, کاویدن، حفاری کردن
باستانشناسان ویرانههای یک قلعه قدیمی را حفاری کردند و اتاقها و اشیای پنهان را آشکار ساختند.
someone who held a position, office, or role before another person

متصدی پیشین (در پست شغلی)
پیشینی یادداشتهای مفصلی برای مدیر جدید به جا گذاشت.
to place something down in a rough, careless, or abrupt manner

پرتاب کردن, به طور ناگهانی گذاشتن
راننده کامیون بار شن را ریخت روی راهرو.
an act done to prevent something unpleasant or bad from happening

اقدام احتیاطی
قبل از رفتن به پیادهروی، او احتیاط کرد و خانوادهاش را از محل قرار خود مطلع ساخت.
having many complex parts or details that make it difficult to understand or work with

پیچیده
پروژه به یک استراتژی پیچیده برای تضمین موفقیت آن نیاز داشت.
to not notice or see something

ندیدن, نادیده گرفتن
مراقب باشید که علائم فرسودگی در نگهداری تجهیزات را نادیده نگیرید.
to impress or surprise someone very much

متحیر کردن, متعجب کردن
جزئیات پیچیده نقاشی، علاقهمندان به هنر را شگفتزده کرد.
to greatly surprise someone

شگفتزده کردن, متعجب کردن
سخاوت donation کارگران خیریه را شگفت زده کرد.
to contribute to the structure or makeup of something

تشکیل دادن
سبکهای معماری متمایز و نشانههای تاریخی تشکیل دهنده هویت منحصر به فرد شهر هستند.
an event or stage that has a very important impact on the progress of something

نقطه عطف, رویداد یا مرحله مهم
قانون جدید نقطه عطفی در تلاشهای حفاظت از محیط زیست است.
someone or something serving as the very typical example of a thing or person

کهنالگو, نمونه بارز
the space and conditions around a person, place, or thing where it exists or functions

محیط، اطراف
تغییرات در محیط اطراف میتواند تأثیر قابل توجهی بر رفتار یک حیوان داشته باشد.
a place where people live, stay, or work in

محل سکونت, اقامتگاه
آنها یک کلبه دنج را به عنوان اسکان خود برای فرار آخر هفته در کوهها پیدا کردند.
to take up, cover, or use the entire space or extent of something

اشغال کردن, پر کردن
جمعیت مشتاق ساعتها قبل از کنسرت شروع به اشغال استادیوم کردند، مشتاق برای تضمین بهترین صندلیها برای اجرا.
to create a circular shape around someone or something

محاصره کردن, احاطه کردن
معترضان برنامه ریزی کردند که ساختمان دولت را در یک تظاهرات صلح آمیز محاصره کنند.
to be thankful for something

سپاسگزار بودن, قدر چیزی را دانستن
متشکرم، من قدردانی میکنم از کلمات محبتآمیز تشویقآمیز شما.
(usually plural) anything that a person has or owns at a specific time

دارایی, اموال
از دست دادن داراییهایش در آتشسوزی ویرانگر بود، اما او سپاسگزار بود که خانوادهاش در امان بودند.
to judge something based on its positive or negative points

نقد کردن
هیئت داوران عملکرد هر شرکتکننده را بر اساس مهارت فنی نقد خواهد کرد.
