کمبریج آیلتس 16 - آکادمیک - آزمون 2 - شنیدن - بخش 2

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 2 - شنیداری - بخش 2 را در کتاب دوره‌ای Cambridge IELTS 16 - Academic پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 16 - آکادمیک
اجرا کردن

سفارش دادن

Ex: The government commissioned the construction of a new hospital .

دولت ساخت یک بیمارستان جدید را مامور کرد.

heir [اسم]
اجرا کردن

وارث

Ex: Without a will , the deceased 's assets will be distributed among their heirs according to state law .

بدون وصیت، دارایی‌های متوفی بین وارثان او بر اساس قانون ایالتی توزیع خواهد شد.

council [اسم]
اجرا کردن

شورا

Ex: Residents can submit complaints to the council office .

ساکنان می‌توانند شکایات خود را به دفتر شورا ارائه دهند.

اجرا کردن

به وقوع پیوستن

Ex: How did this situation come about ?

این وضعیت چگونه پیش آمد؟

nucleus [اسم]
اجرا کردن

هسته

Ex: The nucleus of the committee met regularly to discuss the organization 's future direction .

هسته کمیته به طور منظم برای بحث در مورد جهت آینده سازمان تشکیل جلسه می‌داد.

to grant [فعل]
اجرا کردن

(رسماً) اعطا کردن

Ex: The government granted funding to the research team after reviewing their innovative proposal .

دولت پس از بررسی پیشنهاد نوآورانه آنها، بودجه را به تیم تحقیقاتی اعطا کرد.

development [اسم]
اجرا کردن

توسعه‌بخشی

Ex: The development of the coastal area into a luxury resort attracted tourists from all over the world .

توسعه منطقه ساحلی به یک استراحتگاه لوکس، گردشگران از سراسر جهان را جذب کرد.

اجرا کردن

ساختن

Ex: Architects designed the blueprint , and construction crews worked together to construct the modern skyscraper .

معماران طرح را طراحی کردند و تیم‌های ساختمانی برای ساختن آسمان‌خراش مدرن با هم همکاری کردند.

developer [اسم]
اجرا کردن

بسازوبفروش

Ex: She is a successful developer known for her residential projects in the city .

او یک توسعه‌دهنده موفق است که به خاطر پروژه‌های مسکونی‌اش در شهر شناخته شده است.

imminent [صفت]
اجرا کردن

قریب‌الوقوع

Ex: Despite efforts to contain the virus , health officials warned of the imminent spread of the disease .

علیرغم تلاش‌ها برای مهار ویروس، مقامات بهداشتی از گسترش قریب‌الوقوع بیماری هشدار دادند.

to concern [فعل]
اجرا کردن

مربوط بودن به

Ex:

نگرانی اصلی او ایمنی خانواده‌اش در طول طوفان است.

facility [اسم]
اجرا کردن

ساختمان

Ex:

تسهیلات تحقیقاتی شامل آزمایشگاه‌ها و دفترهایی برای دانشمندان و محققان است.

canteen [اسم]
اجرا کردن

غذاخوری (دانشگاه، شرکت و غیره)

Ex: She forgot her wallet and could n’t buy lunch from the canteen .

او کیف پولش را فراموش کرد و نتوانست ناهار را از غذاخوری بخرد.

capacity [اسم]
اجرا کردن

گنجایش

Ex: This suitcase has a large capacity for packing clothes .
pupil [اسم]
اجرا کردن

دانش‌آموز (مدرسه)

Ex: School organized a field trip to the museum , and the pupils were excited to explore .

مدرسه یک سفر علمی به موزه ترتیب داد، و دانش‌آموزان برای کاوش هیجان‌زده بودند.

on offer [عبارت]
اجرا کردن

available for people to choose, use, or take

Ex: Let me explain what is on offer during the trip .
point [اسم]
اجرا کردن

نقطه

Ex: The designer used a series of points to create a dotted line on the page .

طراح از یک سری نقطه برای ایجاد یک خط نقطه‌چین در صفحه استفاده کرد.

hardly [قید]
اجرا کردن

تازه

Ex: The train had hardly left the station before it broke down .

قطار به زحمت از ایستگاه خارج شده بود که خراب شد.

hall [اسم]
اجرا کردن

سالن

Ex: The dining hall served nutritious meals to students and staff throughout the school day .

سالن غذاخوری در طول روز مدرسه به دانش‌آموزان و کارکنان وعده‌های غذایی مغذی می‌داد.

smooth [صفت]
اجرا کردن

صاف

Ex: He executed the dance moves with a smooth fluidity that impressed the audience .

او حرکات رقص را با سیالی نرمی اجرا کرد که تماشاگران را تحت تأثیر قرار داد.

running [اسم]
اجرا کردن

کارکرد

Ex:

سیستم گرمایش برای زمستان در حال کار است.

relevant [صفت]
اجرا کردن

مرتبط

Ex: The documentary remains relevant as it addresses issues that are still present in society today .

مستند مرتبط باقی می‌ماند زیرا به مسائلی می‌پردازد که هنوز در جامعه امروز وجود دارند.

to top up [فعل]
اجرا کردن

اعتبار تلفن را اضافه کردن

Ex: The convenience store allows customers to top up their phones at the counter .

فروشگاه به مشتریان اجازه می‌دهد تا در پیشخوان تلفن‌های خود را شارژ کنند.

to wonder [فعل]
اجرا کردن

کنجکاو بودن

Ex: When faced with a mystery , people tend to wonder and speculate about possible explanations .

وقتی با یک راز مواجه می‌شوند، مردم تمایل دارند که تعجب کنند و درباره توضیحات احتمالی گمانه‌زنی کنند.

storage [اسم]
اجرا کردن

انبار

Ex: They rented a storage unit to keep their extra furniture safe .

آنها یک واحد ذخیره‌سازی اجاره کردند تا مبلمان اضافی خود را در امان نگه دارند.

side dish [اسم]
اجرا کردن

مخلفات

Ex: He prepared rice as a side dish for the grilled chicken .

او برنج را به عنوان غذای جانبی برای مرغ کبابی آماده کرد.

cuisine [اسم]
اجرا کردن

سبک آشپزی

Ex: The local food festival showcased the best of regional cuisine with food from different cultures .

جشنواره غذای محلی بهترین‌های آشپزی منطقه‌ای را با غذاهایی از فرهنگ‌های مختلف به نمایش گذاشت.

to cater [فعل]
اجرا کردن

فراهم کردن

Ex:

این خدمات نیازهای کسانی را که به دنبال تجربیات مسافرتی لوکس هستند برآورده می‌کند.

variety [اسم]
اجرا کردن

انواع

Ex: The artist experimented with a variety of painting techniques to create her masterpieces .

هنرمند با تنوعی از تکنیک‌های نقاشی برای خلق شاهکارهایش آزمایش کرد.

اجرا کردن

لیست انتظار

Ex: The waiting list for affordable housing in the city continues to grow due to limited availability .

لیست انتظار برای مسکن مقرون‌به‌صرفه در شهر به دلیل محدودیت در دسترس بودن همچنان در حال افزایش است.

to delight [فعل]
اجرا کردن

خوشحال کردن

Ex: The breathtaking view from the mountaintop delights the hikers .

نمای نفس‌گیر از قله کوه، کوهنوردان را خوشحال می‌کند.

off-road [صفت]
اجرا کردن

آفرود

Ex: We took an off-road trail through the forest to reach the campsite.

ما یک مسیر خارج از جاده را از میان جنگل برای رسیدن به محل کمپینگ طی کردیم.

اجرا کردن

به خوبی مجهز

Ex: The team is well-equipped for the project with their skills and resources .

تیم با مهارت‌ها و منابع خود برای پروژه به خوبی مجهز است.

to work up [فعل]
اجرا کردن

به صورت تدریجی اما مداوم پیشرفت کردن

Ex: Work up your stamina for the marathon .

برای ماراتن استقامت خود را افزایش دهید.

to [take] part [عبارت]
اجرا کردن

شرکت کردن

Ex: Even though she was n't feeling her best , she still managed to take part .
magnificent [صفت]
اجرا کردن

فوق‌العاده

Ex: Despite his advanced age , the elderly gentleman had a magnificent air about him , with sharp features and a dignified demeanor .

علیرغم سن بالا، آن مرد سالخورده حال و هوایی عالی داشت، با ویژگی‌های تیز و رفتاری با وقار.

grand piano [اسم]
اجرا کردن

پیانوی گراند

Ex: She practiced her scales on the grand piano every morning .

او هر صبح گام‌هایش را روی پیانوی بزرگ تمرین می‌کرد.

(with|in) regard to [حرف اضافه]
اجرا کردن

در مورد

Ex: In regard to the upcoming event , we need to finalize the guest list by the end of the week .

در مورد رویداد پیش رو، باید لیست مهمانان را تا پایان هفته نهایی کنیم.

to queue [فعل]
اجرا کردن

صف ایستادن

Ex: Can you please queue behind the others in line ?

آیا می‌توانید لطفاً در صف پشت دیگران بایستید؟

in advance [قید]
اجرا کردن

از پیش

Ex: The event organizers requested that all participants register in advance to avoid last-minute chaos .

برگزارکنندگان رویداد درخواست کردند که همه شرکت‌کنندگان از قبل ثبت‌نام کنند تا از هرج و مرج آخرین لحظه جلوگیری شود.

to advise [فعل]
اجرا کردن

توصیه کردن

Ex: He advised me to read more books to improve my vocabulary and comprehension skills .

او به من توصیه کرد کتاب‌های بیشتری بخوانم تا دایره واژگان و مهارت‌های درک مطلب خود را بهبود بخشم.