کمبریج آیلتس 16 - آکادمیک - آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2)

در اینجا می‌توانید واژگان از آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (2) در کتاب دوره Cambridge IELTS 16 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 16 - آکادمیک
to unravel [فعل]
اجرا کردن

روشن کردن

Ex: The article unraveled the causes of the crisis .

روشن کردن دلایل بحران، مقاله وضعیت را روشن کرد.

to aid [فعل]
اجرا کردن

کمک کردن

Ex: Teachers often aid students in understanding complex topics .

معلمان اغلب به دانش‌آموزان در درک موضوعات پیچیده کمک می‌کنند.

to regulate [فعل]
اجرا کردن

تنظیم کردن

Ex: They used a valve to regulate the pressure in the pipeline .

آن‌ها از یک شیر برای تنظیم فشار در خط لوله استفاده کردند.

اجرا کردن

از بین بردن

Ex: The software developers have recently eliminated bugs to improve overall performance .

توسعه‌دهندگان نرم‌افزار اخیراً باگ‌ها را حذف کرده‌اند تا عملکرد کلی را بهبود بخشند.

toxin [اسم]
اجرا کردن

سم

Ex: The laboratory developed an antidote to neutralize the effects of the venomous snake 's toxins .

آزمایشگاه پادزهری را برای خنثی کردن اثرات سموم مار سمی توسعه داد.

to combat [فعل]
اجرا کردن

مبارزه کردن

Ex: The organization is combating hunger with food drives .

سازمان با جمع‌آوری غذا با گرسنگی مبارزه می‌کند.

obesity [اسم]
اجرا کردن

چاقی مفرط

Ex: The prevalence of obesity is associated with various factors , including sedentary lifestyles , poor dietary habits , and genetic predisposition .
obsession [اسم]
اجرا کردن

وسواس

Ex: She developed an obsession with a particular TV show , watching all the episodes in one weekend .

او به یک برنامه تلویزیونی خاص وسواس پیدا کرد و تمام قسمتها را در یک هفته تماشا کرد.

hygiene [اسم]
اجرا کردن

علم بهداشت

Ex: Food hygiene emphasizes proper handling and cooking to prevent foodborne illnesses .

بهداشت غذایی بر دستکاری و پخت مناسب برای جلوگیری از بیماری‌های ناشی از غذا تأکید می‌کند.

fiber [اسم]
اجرا کردن

سلولز

Ex: Fiber is found in foods like fruits , vegetables , and legumes .

فیبر در غذاهایی مانند میوه‌ها، سبزیجات و حبوبات یافت می‌شود.

to disrupt [فعل]
اجرا کردن

دخالت کردن

Ex: Personal issues can disrupt one 's focus on work or studies .

مسائل شخصی می‌توانند تمرکز روی کار یا تحصیل را مختل کنند.

rate [اسم]
اجرا کردن

میزان

Ex: The dropout rate among students in the first year of college is a concern for educators .

نرخ ترک تحصیل در بین دانشجویان سال اول دانشگاه نگرانی برای مربیان است.

norm [اسم]
اجرا کردن

هنجار

Ex: The teacher expected students to adhere to the academic norm of respectful behavior .

معلم انتظار داشت دانش‌آموزان به هنجار آکادمیک رفتار محترمانه پایبند باشند.

excessive [صفت]
اجرا کردن

بیش از حد

Ex: His excessive use of social media started to interfere with his daily responsibilities .

استفاده بی‌رویه او از شبکه‌های اجتماعی شروع به تداخل با مسئولیت‌های روزمره‌اش کرد.

detergent [اسم]
اجرا کردن

پاک کننده

Ex: The cleaning staff used a powerful detergent to sanitize the kitchen surfaces thoroughly .

کارکنان نظافت از یک شوینده قوی برای ضدعفونی کردن کامل سطوح آشپزخانه استفاده کردند.

اجرا کردن

ضد باکتری

Ex: The public restroom provides antibacterial soap for handwashing .

توالت عمومی صابون ضد باکتری برای شستن دست‌ها فراهم می‌کند.

diverse [صفت]
اجرا کردن

متنوع

Ex: The museum 's collection includes diverse artworks from around the world .

مجموعه موزه شامل آثار هنری متنوع از سراسر جهان است.

decidedly [قید]
اجرا کردن

به طور قطعی

Ex: The new policy is decidedly more efficient than the old one .

سیاست جدید قطعاً از سیاست قدیمی کارآمدتر است.

appealing [صفت]
اجرا کردن

جذاب

Ex:

لبخند گرم و خوش‌آمدگویی او بلافاصله او را برای هر کسی که ملاقات می‌کرد جذاب می‌کرد.

case study [اسم]
اجرا کردن

موردپژوهی

Ex: The marketing team presented a case study on a successful social media campaign to demonstrate its impact on brand awareness .

تیم بازاریابی یک مطالعه موردی درباره یک کمپین موفق رسانه‌های اجتماعی ارائه داد تا تأثیر آن بر آگاهی از برند را نشان دهد.

fungus [اسم]
اجرا کردن

قارچ

Ex: The gardener noticed a white fungus growing on the leaves of his plants and took steps to remove it .

باغبان متوجه یک قارچ سفید شد که روی برگ‌های گیاهانش در حال رشد بود و برای برداشتن آن اقدام کرد.

to wipe out [فعل]
اجرا کردن

تعداد زیادی مردم را کشتن

Ex: The disease threatened to wipe out the indigenous population .

بیماری تهدید به نابودی جمعیت بومی کرد.

to halt [فعل]
اجرا کردن

از چیزی جلوگیری کردن

Ex: The school had to halt the outdoor event due to unforeseen weather conditions .

مدرسه مجبور شد رویداد فضای باز را به دلیل شرایط آب‌وهوایی پیش‌بینی‌نشده متوقف کند.

predator [اسم]
اجرا کردن

شکارچی (حیوان)

Ex: Sharks are formidable predators of the ocean , with sleek bodies and rows of sharp teeth .

کوسه‌ها شکارچیان formidable اقیانوس هستند، با بدن‌های صاف و ردیف‌هایی از دندان‌های تیز.

distaste [اسم]
اجرا کردن

بیزاری

Ex: She expressed her distaste for the new policy by refusing to comply with it .

او ناخوشنودی خود را از سیاست جدید با امتناع از پیروی از آن بیان کرد.

اجرا کردن

تحقیق

Ex: The investigation into the engineering failure required precise measurements and expert analysis .

تحقیق در مورد شکست مهندسی نیاز به اندازه‌گیری‌های دقیق و تحلیل تخصصی داشت.

enthusiasm [اسم]
اجرا کردن

شوروشوق

Ex: Her enthusiasm for learning helped her succeed in school .

اشتیاق او به یادگیری به او کمک کرد تا در مدرسه موفق شود.

wonder [اسم]
اجرا کردن

کنجکاوی

Ex: The children were in wonder at how the robot moved .

کودکان در شگفتی بودند که چگونه ربات حرکت می‌کرد.

to infect [فعل]
اجرا کردن

بیمار کردن

Ex: Last month , the outbreak quickly infected a significant number of people .

ماه گذشته، شیوع بیماری به سرعت تعداد قابل توجهی از افراد را آلوده کرد.

loaded [صفت]
اجرا کردن

containing a large amount

Ex: The loaded cart made it hard to push up the hill .
اجرا کردن

ماهرانه به‌کار گرفتن

Ex: He was able to manipulate the complex machinery with precision , ensuring that everything ran smoothly .

او توانست ماشین‌آلات پیچیده را با دقت دستکاری کند، مطمئن شود که همه چیز به آرامی پیش می‌رود.

اجرا کردن

ساختن

Ex: Architects designed the blueprint , and construction crews worked together to construct the modern skyscraper .

معماران طرح را طراحی کردند و تیم‌های ساختمانی برای ساختن آسمان‌خراش مدرن با هم همکاری کردند.

neonatal [صفت]
اجرا کردن

مربوط به دوره نوزادی

ward [اسم]
اجرا کردن

بخش (بیمارستان)

Ex: They visited the psychiatric ward to see a friend who was receiving treatment .

آن‌ها به بخش روانپزشکی سر زدند تا دوستی را که تحت درمان بود ببینند.

to coat [فعل]
اجرا کردن

روکش کردن

Ex: Before winter , the homeowner chose to coat the exterior walls with weather-resistant paint .

قبل از زمستان، صاحب خانه تصمیم گرفت دیوارهای خارجی را با رنگ مقاوم در برابر آب و هوا بپوشاند.

to adapt [فعل]
اجرا کردن

سازگار شدن

Ex: After moving abroad , he had to quickly adapt to the local culture .

پس از نقل مکان به خارج از کشور، او مجبور شد به سرعت با فرهنگ محلی خو بگیرد.

اجرا کردن

اغراق کردن

Ex: The fisherman could n't help but exaggerate the size of the fish he caught , turning a regular catch into an epic tale .

ماهیگیر نتوانست از اغراق در اندازه ماهی که صید کرده بود خودداری کند و یک صید معمولی را به داستانی حماسی تبدیل کرد.

plentiful [صفت]
اجرا کردن

فراوان

Ex: In the fall , pumpkin patches were plentiful , offering a wide selection for carving and baking .

در پاییز، مزارع کدو تنبل فراوان بودند، که انتخاب گسترده‌ای برای کنده‌کاری و پخت ارائه می‌داد.

vastly [قید]
اجرا کردن

بسیار زیاد

Ex: The company 's profits have vastly grown this year .

سود شرکت امسال به طور چشمگیری افزایش یافته است.

relatively [قید]
اجرا کردن

نسبتاً

Ex: The house is relatively small , but very cozy .

خانه نسبتا کوچک است، اما بسیار دنج.

confusion [اسم]
اجرا کردن

سردرگمی

Ex: The unfamiliar surroundings left him in a state of confusion as he tried to find his way .

محیط ناآشنا او را در حالت سردرگمی رها کرد در حالی که سعی می‌کرد راهش را پیدا کند.

misleading [صفت]
اجرا کردن

گمراه‌کننده

Ex:

بسته‌بندی محصول شامل ادعاهای گمراه‌کننده درباره دوستدار محیط زیست بودن آن بود.

to base on [فعل]
اجرا کردن

بر چیزی مبتنی بودن

Ex: The report is based on extensive research in the field .

گزارش بر اساس تحقیقات گسترده در این زمینه است.

poison [اسم]
اجرا کردن

سم

Ex: Environmental pollution can act as a form of poison to ecosystems .

آلودگی محیط زیست می‌تواند به عنوان نوعی سم برای اکوسیستم‌ها عمل کند.

to upset [فعل]
اجرا کردن

به هم زدن

Ex: Do n’t let minor setbacks upset the progress of the project .

اجازه ندهید شکست‌های کوچک پیشرفت پروژه را به هم بزنند.

partnership [اسم]
اجرا کردن

شراکت

Ex: The nonprofit organization entered into a partnership with local businesses to fund community development projects .

سازمان غیرانتفاعی وارد یک همکاری با کسب‌وکارهای محلی شد تا پروژه‌های توسعه جامعه را تأمین مالی کند.

regulation [اسم]
اجرا کردن

قانون

Ex: The airline industry is subject to strict regulations regarding passenger safety and security .

صنعت هواپیمایی مشمول مقررات سختگیرانه در مورد ایمنی و امنیت مسافران است.

nutrition [اسم]
اجرا کردن

مواد مغذی

Ex: As an athlete , he pays close attention to his nutrition , ensuring that his diet provides the fuel and nutrients needed for optimal performance .

به عنوان یک ورزشکار، او به تغذیه خود توجه زیادی می‌کند، اطمینان حاصل می‌کند که رژیم غذایی او سوخت و مواد مغذی لازم برای عملکرد بهینه را فراهم می‌کند.

cocktail [اسم]
اجرا کردن

کوکتل

Ex: A cocktail of emotions made it hard for him to speak .

یک کوکتل از احساسات صحبت کردن را برای او دشوار کرد.