کمبریج آیلتس 16 - آکادمیک - آزمون 2 - شنیداری - بخش 1

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 2 - شنیداری - بخش 1 را در کتاب دوره Cambridge IELTS 16 - Academic پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 16 - آکادمیک
attic [اسم]
اجرا کردن

اتاق زیرشیروانی

Ex:

فضای اتاق زیر شیروانی پتانسیل گسترش را ارائه می‌دهد، با برنامه‌هایی برای افزودن پنجره‌های شیروانی برای نور طبیعی بیشتر.

to convert [فعل]
اجرا کردن

تبدیل شدن

Ex:

میز قهوه در منطقه استراحت به یک میز ناهار خوری با تنظیمات ارتفاع قابل تنظیم تبدیل می‌شود.

format [اسم]
اجرا کردن

a defined structure used to arrange or encode data for computer storage or processing

Ex: The database uses a standardized format for all entries .
restriction [اسم]
اجرا کردن

محدودیت

Ex: The school 's restriction on the use of mobile phones during class hours aimed to minimize distractions .

محدودیت مدرسه در استفاده از تلفن‌های همراه در ساعات کلاس با هدف به حداقل رساندن حواس‌پرتی‌ها بود.

minimum [صفت]
اجرا کردن

حداقل

Ex:

او برای کار پاره وقت خود در کافه حداقل دستمزد را دریافت کرد.

to cope [فعل]
اجرا کردن

از عهده (چیزی) برآمدن

Ex: Patients coping with chronic illnesses develop resilience to maintain a high quality of life .

بیمارانی که با بیماری‌های مزمن کنار می‌آیند، انعطاف‌پذیری را برای حفظ کیفیت بالای زندگی توسعه می‌دهند.

frame [اسم]
اجرا کردن

قاب

Ex: They hung the family portrait in a silver frame above the fireplace .

آنها پرتره خانواده را در یک قاب نقره‌ای بالای شومینه آویزان کردند.

to charge [فعل]
اجرا کردن

(هزینه خاصی را) مطالبه کردن

Ex: Airlines may charge extra for checked baggage .

شرکت‌های هواپیمایی ممکن است برای چمدان‌های تحویلی هزینه اضافی دریافت کنند.

to send off [فعل]
اجرا کردن

فرستادن

Ex: They sent off their visa application to the consulate .

آنها درخواست ویزای خود را به کنسولگری فرستادند.

parcel [اسم]
اجرا کردن

بسته

Ex: She sent a parcel of homemade cookies to her friend across the country .

او یک بسته از کلوچه‌های خانگی را برای دوستش در آن سوی کشور فرستاد.

roughly [قید]
اجرا کردن

تقریباً

Ex: He earns roughly the same amount as his colleague .

او تقریباً همان مقدار همکارش درآمد دارد.

to sort out [فعل]
اجرا کردن

دسته‌بندی کردن

Ex:

او نیاز داشت قبل از روشن کردن ماشین لباسشویی لباس‌ها را مرتب کند.

folder [اسم]
اجرا کردن

پوشه (کامپیوتر)

Ex: I ca n't find the folder where I stored the backup .
اجرا کردن

به عنوان مثال

Ex: Some people enjoy outdoor activities such as hiking and camping ; for instance , my friends love to go backpacking in the mountains .

برخی از افراد از فعالیت‌های فضای باز مانند کوهنوردی و کمپینگ لذت می‌برند؛ به عنوان مثال، دوستان من عاشق کوله‌گردی در کوه‌ها هستند.

besides [قید]
اجرا کردن

به‌علاوه

Ex:

او در خوانندگی با استعداد است و علاوه بر آن در رقصیدن نیز.

to scan [فعل]
اجرا کردن

اسکن کردن (عکس و مدارک)

Ex: The librarian scanned the pages of rare manuscripts to make them accessible online .

کتابدار صفحات نسخه‌های خطی نادر را اسکن کرد تا آنها را به صورت آنلاین قابل دسترس کند.

contrast [اسم]
اجرا کردن

کنتراست

Ex: The artist utilized contrast to draw attention to the focal point of the composition .

هنرمند از کنتراست برای جلب توجه به نقطه کانونی ترکیب استفاده کرد.

fragile [صفت]
اجرا کردن

آسیب‌پذیر

Ex: She felt emotionally fragile after the loss of her pet .

او پس از از دست دادن حیوان خانگی‌اش احساس شکنندگی عاطفی کرد.

اجرا کردن

به‌خصوص

Ex: The movie was particularly well-received by critics .
to alter [فعل]
اجرا کردن

تغییر دادن

Ex: Last year , the company altered its marketing strategy to reach a wider audience .

سال گذشته، شرکت استراتژی بازاریابی خود را تغییر داد تا به مخاطبان گسترده‌تری دست یابد.

background [اسم]
اجرا کردن

پس‌زمینه

Ex: The background of the historical painting depicted a bustling city street in the 19th century .

پس‌زمینه نقاشی تاریخی، خیابان شلوغی از شهر در قرن نوزدهم را به تصویر کشیده بود.

I am afraid [جمله]
اجرا کردن

متأسفانه

Ex: I 'm afraid I have some bad news to share .
to pack up [فعل]
اجرا کردن

وسیله جمع کردن

Ex:

قبل از ترک پیکنیک، آنها باقیمانده‌ها را بسته‌بندی کردند.

to post [فعل]
اجرا کردن

فرستادن

Ex: The online store offers international shipping , allowing customers to post orders to various countries .

فروشگاه آنلاین حمل و نقل بین‌المللی را ارائه می‌دهد، که به مشتریان اجازه می‌دهد سفارشات را به کشورهای مختلف ارسال کنند.

to require [فعل]
اجرا کردن

نیاز داشتن

Ex: The project 's success will require collaboration and effective communication among team members .

موفقیت پروژه نیازمند همکاری و ارتباط مؤثر بین اعضای تیم خواهد بود.

to restore [فعل]
اجرا کردن

مرمت کردن

Ex: After the fire , they worked tirelessly to restore the damaged house to its former glory .

پس از آتش‌سوزی، آنها بی‌وقفه کار کردند تا خانه آسیب‌دیده را به شکوه سابقش بازگردانند.