کمبریج آیلتس 16 - آکادمیک - آزمون 4 - شنیدن - بخش 1

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 4 - شنیداری - بخش 1 را در کتاب دوره Cambridge IELTS 16 - Academic پیدا کنید، تا به شما در آماده‌سازی برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 16 - آکادمیک
to rent [فعل]
اجرا کردن

اجاره کردن

Ex: The family rented a larger house when their second child was born .

خانواده یک خانه بزرگتر اجاره کردند وقتی فرزند دومشان به دنیا آمد.

cottage [اسم]
اجرا کردن

کلبه

Ex: The old cottage at the edge of the village has been restored beautifully .

کلبه قدیمی در حاشیه روستا به زیبایی بازسازی شده است.

اجرا کردن

کسی یا چیزی را مد نظر داشتن

Ex: As we were planning the event , the event organizer mentioned that she had a specific venue in mind that would be perfect for our needs .
I am afraid [جمله]
اجرا کردن

متأسفانه

Ex: I 'm afraid I have some bad news to share .
to budget [فعل]
اجرا کردن

بودجه بندی کردن

Ex: The company carefully budgets funds for marketing initiatives to maximize their impact .

شرکت به دقت بودجه‌ای برای ابتکارات بازاریابی اختصاص می‌دهد تا تأثیر آنها را به حداکثر برساند.

اجرا کردن

اقامتگاه موقت

Ex: He complained about the lack of accommodation in the remote village .

او از کمبود اسکان در روستای دورافتاده شکایت کرد.

herb [اسم]
اجرا کردن

سبزی

Ex: The garden is filled with an assortment of herbs like parsley , sage , and cilantro .

باغ پر از انواع گیاهان دارویی مانند جعفری، مریم گلی و گشنیز است.

fairly [قید]
اجرا کردن

نسبتاً

Ex: The cake was fairly sweet , but not overly so .

کیک نسبتاً شیرین بود، اما نه خیلی زیاد.

wild [صفت]
اجرا کردن

وحشی

Ex: The safari allowed us to see wild elephants , zebras , and giraffes in their natural habitat .

سافاری به ما اجازه داد تا فیل‌های وحشی، گورخرها و زرافه‌ها را در زیستگاه طبیعی‌شان ببینیم.

garage [اسم]
اجرا کردن

گاراژ

Ex: After cleaning out the garage , they found an old bicycle that had been forgotten for years .

بعد از تمیز کردن گاراژ، آنها یک دوچرخه قدیمی پیدا کردند که سال‌ها فراموش شده بود.

to sleep [فعل]
اجرا کردن

اسکان دادن

Ex: The lodge can sleep large groups , making it ideal for family reunions .

لژ می‌تواند گروه‌های بزرگ را اسکان دهد، که آن را برای دورهمی‌های خانوادگی ایده‌آل می‌کند.

deck chair [اسم]
اجرا کردن

صندلی تاشو عرشه کشتی

Ex: The deck chair collapsed when he leaned back too far , but luckily , he was not hurt .

صندلی تاشو وقتی که خیلی به عقب تکیه داد فرو ریخت، اما خوشبختانه، او آسیب ندید.

patio [اسم]
اجرا کردن

ایوان

Ex: The patio overlooks a garden and provides a peaceful retreat from city life .

پاسیو به باغی مشرف است و پناهگاهی آرام از زندگی شهری فراهم می‌کند.

اجرا کردن

ضمانت کردن

Ex: The airline guarantees a hassle-free travel experience , with 24/7 customer support available to assist passengers .

شرکت هواپیمایی ضمانت می‌کند یک تجربه سفر بدون دردسر، با پشتیبانی مشتریان 24/7 برای کمک به مسافران.

اجرا کردن

گیاه گلدانی

Ex: The living room looked brighter with the addition of a large potted plant near the corner .

اتاق نشیمن با اضافه شدن یک گیاه گلدانی بزرگ نزدیک گوشه، روشن‌تر به نظر می‌رسید.

standard [صفت]
اجرا کردن

استاندارد

Ex: The standard attire for the event is business casual , so please dress accordingly .

پوشش استاندارد برای این رویداد business casual است، لطفاً متناسب با آن لباس بپوشید.

cooker [اسم]
اجرا کردن

اجاق‌گاز

Ex:

آنها یک اجاق گاز برای سفرهای کمپینگ در فضای باز خریداری کردند.

to presume [فعل]
اجرا کردن

فرض کردن

Ex: After waiting for an extended period , they began to presume that the flight might be delayed .

پس از انتظار برای مدت طولانی، آنها شروع به فرض کردن کردند که پرواز ممکن است تأخیر داشته باشد.

to prefer [فعل]
اجرا کردن

ترجیح دادن

Ex: Some students prefer studying in a quiet library as opposed to a noisy cafe .

برخی از دانش‌آموزان ترجیح می‌دهند در کتابخانه‌ای آرام مطالعه کنند تا کافه‌ای پرسر و صدا.

اجرا کردن

دوستدار محیط‌زیست

Ex: The packaging is entirely biodegradable , making it an environmentally friendly choice .

بسته‌بندی کاملاً قابل تجزیه زیستی است، که آن را به انتخابی دوستدار محیط زیست تبدیل می‌کند.

heating [اسم]
اجرا کردن

سیستم گرمایشی

Ex:

خانه‌های جدید در محله ما دارای سیستم‌های گرمایشی خورشیدی هستند.

اجرا کردن

سیستم گرمایش مرکزی

Ex: She adjusted the central heating thermostat to maintain a comfortable temperature throughout the day .

او ترموستات گرمایش مرکزی را تنظیم کرد تا دمای راحتی را در طول روز حفظ کند.

to light [فعل]
اجرا کردن

روشن کردن

Ex: She lights the incense sticks to create a relaxing atmosphere in the room .

او چوب‌های عود را می‌سوزاند تا فضایی آرامش‌بخش در اتاق ایجاد کند.

coal [اسم]
اجرا کردن

زغال‌سنگ

Ex: The mining and burning of coal can have detrimental environmental impacts , including air and water pollution , as well as greenhouse gas emissions contributing to climate change .

استخراج و سوزاندن زغال سنگ می‌تواند تأثیرات مخرب زیست‌محیطی داشته باشد، از جمله آلودگی هوا و آب، و همچنین انتشار گازهای گلخانه‌ای که به تغییرات آب‌وهوایی کمک می‌کنند.

cozy [صفت]
اجرا کردن

دنج

Ex: We found a cozy spot under the tree for our picnic .

ما یک نقطه دنج زیر درخت برای پیکنیکمان پیدا کردیم.

pleasant [صفت]
اجرا کردن

دلپذیر

Ex: The picnic by the river was a pleasant way to spend the afternoon .

پیک نیک کنار رودخانه روشی لذت بخش برای گذراندن بعدازظهر بود.

to mention [فعل]
اجرا کردن

اشاره کردن (در صحبت)

Ex: In her speech , the speaker will mention the importance of community engagement .

در سخنرانی خود، سخنران به اهمیت مشارکت جامعه اشاره خواهد کرد.

region [اسم]
اجرا کردن

منطقه

Ex: Wine enthusiasts often travel to the Bordeaux region in France to explore its renowned vineyards and taste exquisite wines .

علاقه‌مندان به شراب اغلب به منطقه بوردو در فرانسه سفر می‌کنند تا تاکستان‌های معروف آن را کاوش کنند و شراب‌های عالی را بچشند.

deposit [اسم]
اجرا کردن

پیش‌پرداخت

Ex: They paid a deposit for the wedding venue , ensuring their date was booked well in advance .

آن‌ها برای محل عروسی پیش‌پرداخت کردند، که تاریخشان خیلی زود رزرو شد.

to secure [فعل]
اجرا کردن

امن کردن

Ex: They secured their investment by diversifying their portfolio across different asset classes .

آنها با تنوع بخشیدن به سبد سرمایه‌گذاری خود در کلاس‌های دارایی مختلف، سرمایه‌گذاری خود را امن کردند.

originally [قید]
اجرا کردن

در اصل

Ex: The park originally covered twice as much land as it does now .

پارک در اصل دو برابر زمینی که اکنون دارد را پوشش می‌داد.

deadline [اسم]
اجرا کردن

آخرین مهلت

Ex: The deadline for registering for the event is tomorrow .

مهلت ثبت‌نام برای رویداد فردا است.