کمبریج آیلتس 16 - آکادمیک - آزمون 1 - شنیداری - بخش 2

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 1 - بخش شنیداری - قسمت 2 را در کتاب درسی Cambridge IELTS 16 - Academic پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 16 - آکادمیک
major [صفت]
اجرا کردن

مهمترین

Ex: His major contribution to the field of science earned him international recognition .

مشارکت عمده او در زمینه علم، برای او شناخت بین‌المللی به ارمغان آورد.

اجرا کردن

سازنده

Ex: As a leading manufacturer of electronic gadgets , the company expanded its reach globally .

به عنوان یک تولیدکننده پیشرو در زمینه گجت‌های الکترونیکی، شرکت دامنه فعالیت خود را در سطح جهانی گسترش داد.

اجرا کردن

تجربه کاری

Ex: Employers value candidates with diverse work experience .

کارفرمایان به داوطلبانی با تجربه کاری متنوع ارزش می‌دهند.

اجرا کردن

مدیرعامل

Ex: The board of directors appointed a new managing director .

هیئت مدیره یک مدیر عامل جدید منصوب کرد.

founder [اسم]
اجرا کردن

بنیان‌‌گذار

Ex: They celebrated the 50th anniversary of the company ’s founder .

آنها پنجاهمین سالگرد بنیانگذار شرکت را جشن گرفتند.

to set up [فعل]
اجرا کردن

برپا کردن

Ex: The government is planning to set up programs to address unemployment .

دولت برنامه‌هایی را برای مقابله با بیکاری برپا می‌کند.

اجرا کردن

کارآموزی

Ex: The IT industry often provides apprenticeship opportunities for individuals to gain practical experience in areas like software development .

صنعت IT اغلب فرص کارآموزی را برای افراد فراهم می‌کند تا تجربه عملی در زمینه‌هایی مانند توسعه نرم‌افزار کسب کنند.

steel [اسم]
اجرا کردن

فولاد

Ex: The construction workers welded the steel beams together to form the building 's skeleton .

کارگران ساختمانی تیرهای فولادی را به هم جوش دادند تا اسکلت ساختمان را تشکیل دهند.

determined [صفت]
اجرا کردن

قوی و مصمم

Ex: Despite setbacks , she remained determined to pursue her dream career .

علیرغم مشکلات، او مصمم به دنبال کردن شغل رویایی خود باقی ماند.

اجرا کردن

تولید کردن

Ex: The brewery manufactures a variety of beers , ranging from lagers to ales .

کارخانه آبجوسازی انواع آبجوها را از لاگر تا ایل تولید می‌کند.

component [اسم]
اجرا کردن

جزء

Ex: You can replace individual components of the device if they break .

شما می‌توانید اجزاء جداگانه دستگاه را در صورت خرابی جایگزین کنید.

اجرا کردن

به وقوع پیوستن

Ex: How did this situation come about ?

این وضعیت چگونه پیش آمد؟

delay [اسم]
اجرا کردن

a period of time during which an expected action or event is postponed or awaited

Ex:
healthcare [اسم]
اجرا کردن

خدمات درمانی

Ex: The hospital is known for providing excellent healthcare to its patients .

بیمارستان به دلیل ارائه مراقبت‌های بهداشتی عالی به بیمارانش شناخته شده است.

premises [اسم]
اجرا کردن

املاک

Ex: Signs were posted throughout the premises reminding employees to practice proper hygiene and social distancing .

تابلوهایی در سراسر محوطه نصب شده بود تا به کارکنان یادآوری کند که بهداشت مناسب و فاصله‌گذاری اجتماعی را رعایت کنند.

اجرا کردن

به شدت

Ex: The company expanded considerably , reaching new markets .

شرکت به طور قابل توجهی گسترش یافت و به بازارهای جدید دست یافت.

layout [اسم]
اجرا کردن

طرح‌بندی

Ex: The graphic designer experimented with different layouts for the website , focusing on user experience and accessibility .

طراح گرافیک با چیدمان‌های مختلف برای وب‌سایت آزمایش کرد، با تمرکز بر تجربه کاربری و دسترسی.

machinery [اسم]
اجرا کردن

ماشین‌آلات

Ex: The factory was filled with heavy machinery , each performing a specific function in the production line .

کارخانه پر از ماشین‌آلات سنگین بود، هر کدام عملکرد خاصی در خط تولید داشتند.

altogether [قید]
اجرا کردن

به‌طور کلی

Ex: His behavior was altogether unacceptable at the meeting .

رفتار او در جلسه کاملاً غیرقابل قبول بود.

to get on [فعل]
اجرا کردن

پیش رفتن

Ex: His financial investments have been getting on brilliantly , resulting in significant profits .

سرمایه‌گذاری‌های مالی او پیشرفت فوق‌العاده‌ای داشته‌اند که منجر به سودهای قابل‌توجهی شده‌است.

reception [اسم]
اجرا کردن

پذیرش (هتل و...)

Ex: They left their luggage at the reception until their room was ready .

آنها چمدان‌های خود را تا زمانی که اتاقشان آماده شود در ریسیپشن گذاشتند.

welcoming [صفت]
اجرا کردن

خوش‌برخورد

Ex:

کارکنان رستوران به خاطر رفتار دوستانه خود شناخته شده بودند، که باعث می‌شد مشتریان احساس ارزشمندی و قدردانی کنند.

corridor [اسم]
اجرا کردن

راهرو

Ex: The underground corridor connected the train platforms to the main station concourse .

دالان زیرزمینی سکوهای قطار را به سالن اصلی ایستگاه متصل می‌کرد.

to run [فعل]
اجرا کردن

حرکت کردن

Ex:

انگشتش لغزید در لبه صفحات کتاب.

to face [فعل]
اجرا کردن

رو به (چیزی یا کسی) بودن

Ex: This bench ideal for watching sunsets as it faces west .

این نیمکت برای تماشای غروب آفتاب ایده‌آل است زیرا به سمت غرب روبرو است.

warehouse [اسم]
اجرا کردن

انبار

Ex: The warehouse is strategically located near the port to facilitate easy shipping and receiving of goods .

انبار به صورت استراتژیک در نزدیکی بندر قرار دارد تا حمل و نقل و دریافت کالاها را آسان کند.

to access [فعل]
اجرا کردن

دسترسی داشتن

Ex: The newly constructed bridge allows commuters to access the city center more efficiently .

پل تازه ساخته شده به مسافران اجازه می‌دهد تا به مرکز شهر دسترسی کارآمدتری داشته باشند.

turning [اسم]
اجرا کردن

خروجی

Ex: The turning in the path led us to a beautiful overlook of the valley below .

پیچ در مسیر ما را به منظره‌ای زیبا از دره پایین رساند.

courtyard [اسم]
اجرا کردن

صحن (معماری)

Ex: They enjoyed their morning coffee in the courtyard , surrounded by greenery and chirping birds .

آنها از قهوه صبحگاهی خود در حیاط لذت بردند، در حالی که با سبزه‌ها و پرندگان آوازخوان احاطه شده بودند.

keen [صفت]
اجرا کردن

مشتاق

Ex: He ’s quite keen on taking up photography as a hobby .

او به شروع عکاسی به عنوان یک سرگرمی بسیار مشتاق است.

canteen [اسم]
اجرا کردن

غذاخوری (دانشگاه، شرکت و غیره)

Ex: She forgot her wallet and could n’t buy lunch from the canteen .

او کیف پولش را فراموش کرد و نتوانست ناهار را از غذاخوری بخرد.

access road [اسم]
اجرا کردن

رمپ راستگرد

Ex: The access road was blocked due to a fallen tree , causing delays for commuters .

جاده دسترسی به دلیل افتادن یک درخت مسدود شد و باعث تأخیر برای مسافران شد.

I am afraid [جمله]
اجرا کردن

متأسفانه

Ex: I 'm afraid I have some bad news to share .
اجرا کردن

بخش منابع انسانی (شرکت، سازمان و غیره)

Ex: The company is expanding , so human resources is recruiting more staff .

شرکت در حال گسترش است، بنابراین منابع انسانی در حال استخدام نیروی بیشتر است.

to head [فعل]
اجرا کردن

به‌سمت جایی رفتن

Ex: The team headed back to the locker room after the game .

تیم پس از بازی به سمت رختکن حرکت کرد.

boardroom [اسم]
اجرا کردن

اتاق هیئت مدیره

Ex: The boardroom overlooked the city skyline , offering a breathtaking view during meetings .

اتاق جلسات مشرف به خط افق شهر بود و در طول جلسات منظره‌ای نفس‌گیر ارائه می‌داد.

to found [فعل]
اجرا کردن

تأسیس کردن

Ex: They found a company specializing in sustainable fashion .

آن‌ها یک شرکت تخصص‌یافته در مد پایدار تأسیس کردند.

program [اسم]
اجرا کردن

برنامه

Ex: The summer enrichment program offers courses in art , music , and theater for students interested in the performing arts .

برنامه غنی‌سازی تابستانی دوره‌هایی در زمینه هنر، موسیقی و تئاتر برای دانشجویان علاقه‌مند به هنرهای نمایشی ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

اجرا کردن

Ex:

رهبران ملت متحد شدند تا مانع از آن شوند که نیروهای متخاصم تهدیدهای تجاوز خود را اجرا کنند.

اجرا کردن

بازسازی

Ex: After the refurbishment , the restaurant had a more modern and inviting atmosphere .

پس از بازسازی، رستوران فضایی مدرن‌تر و دعوت‌کننده‌تر داشت.

اجرا کردن

تحقیق و توسعه

Ex: The company spends a lot on Research and Development to create better smartphones.

شرکت هزینه زیادی را صرف تحقیق و توسعه می‌کند تا گوشی‌های هوشمند بهتری تولید کند.

اجرا کردن

جهت‌یابی کردن

Ex: Pilots orientate their aircraft based on navigation markers .

جهت‌دهی به خلبانان کمک می‌کند تا هواپیمای خود را بر اساس نشانگرهای ناوبری موقعیت‌دهی کنند.