کمبریج آیلتس 16 - آکادمیک - آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1)

در اینجا می‌توانید واژگان آزمون 2 - خواندن - گذرگاه 2 (1) در کتاب دوره Cambridge IELTS 16 - Academic را پیدا کنید، تا به شما در آماده شدن برای آزمون IELTS کمک کند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج آیلتس 16 - آکادمیک
to contain [فعل]
اجرا کردن

شامل بودن

Ex: The file contains the documents we need for the meeting .

فایل شامل اسنادی است که برای جلسه نیاز داریم.

multitude [اسم]
اجرا کردن

یک جمعیت

Ex: A multitude of books filled every corner of the library .

تعدادی از کتاب‌ها هر گوشه کتابخانه را پر کرده بود.

to review [فعل]
اجرا کردن

نقد کردن

Ex: She enjoys reviewing classic films on her channel .

او از بررسی فیلم‌های کلاسیک در کانالش لذت می‌برد.

to populate [فعل]
اجرا کردن

ساکن شدن

Ex: Historical records suggest that ancient civilizations once populated the arid desert regions .

مدارک تاریخی نشان می‌دهند که تمدن‌های باستانی زمانی مناطق خشک بیابانی را مسکونی کرده بودند.

to outlive [فعل]
اجرا کردن

بیشتر از دیگری زندگی کردن

Ex: She managed to outlive her younger sister by several years .

او توانست بیشتر از خواهر کوچکترش زندگی کند.

invisible [صفت]
اجرا کردن

نامرئی

Ex: The virus was invisible in the microscope , requiring advanced techniques to study its structure .

ویروس در میکروسکوپ نامرئی بود، که نیاز به تکنیک‌های پیشرفته برای مطالعه ساختار آن داشت.

naked eye [اسم]
اجرا کردن

چشم غیرمسلح

Ex: He inspected the machinery with the naked eye before using diagnostic tools .

او قبل از استفاده از ابزارهای تشخیصی، ماشین‌آلات را با چشم غیرمسلح بررسی کرد.

ubiquitous [صفت]
اجرا کردن

همه جا حاضر

Ex: In urban areas , street vendors selling snacks are ubiquitous , catering to busy commuters .

در مناطق شهری، فروشندگان خیابانی که تنقلات می‌فروشند همه‌جا حاضر هستند و به مسافران پر مشغله خدمات می‌دهند.

to inhabit [فعل]
اجرا کردن

ساکن شدن

Ex: Silence inhabited the room after the argument ended .

سکوت پس از پایان بحث در اتاق حاکم شد.

utterly [قید]
اجرا کردن

کاملاً

Ex: Her dedication to the cause was utterly commendable , inspiring others .

فداکاری او برای این هدف کاملاً قابل تحسین بود، الهام‌بخش دیگران.

absorbing [صفت]
اجرا کردن

جذاب

Ex: The movie was absorbing , and I was hooked from beginning to end .

فیلم جذاب بود، و من از ابتدا تا انتها مجذوب آن شدم.

hugely [قید]
اجرا کردن

بسیار

Ex: The impact of the policy changes was hugely felt throughout the industry .

تأثیر تغییرات سیاست به شدت در سراسر صنعت احساس شد.

اجرا کردن

مداخله کردن

Ex: Do n't mess with her personal belongings ; it 's not respectful .

با وسایل شخصی او ور نرو؛ این بی احترامی است.

to vary [فعل]
اجرا کردن

متفاوت بودن

Ex: The temperature in this region varies greatly throughout the year .

دمای این منطقه در طول سال به شدت تغییر می‌کند.

to dub [فعل]
اجرا کردن

لقب دادن

Ex: Among friends , the tall and lanky guy was playfully dubbed " Stretch " due to his noticeable height .

در میان دوستان، پسر بلند و لاغر به دلیل قد قابل توجهش به طور محبت‌آمیزی "Stretch" نامیده شد.

اجرا کردن

به‌ طور کلی

Ex: By and large , the feedback from customers has been positive since we implemented the new system .

به طور کلی، بازخورد مشتریان از زمانی که سیستم جدید را اجرا کردیم مثبت بوده است.

context [اسم]
اجرا کردن

زمینه

Ex: The book provides a rich context of the cultural background of the period .

کتاب یک زمینه غنی از پیشینه فرهنگی آن دوره ارائه می‌دهد.

gut [اسم]
اجرا کردن

لوله گوارش

Ex: The herbalist recommended a tea blend to soothe inflammation and support gut health .

گیاه‌شناس یک مخلوط چای را برای تسکین التهاب و حمایت از سلامت روده توصیه کرد.

bloodstream [اسم]
اجرا کردن

جریان خون

Ex: Red bone marrow constantly produces new blood cells that enter the bloodstream to replace old ones .

مغز استخوان قرمز به طور مداوم سلول‌های خونی جدیدی تولید می‌کند که وارد جریان خون می‌شوند تا جایگزین سلول‌های قدیمی شوند.

to swap [فعل]
اجرا کردن

مبادله کردن

Ex: The friends decided to swap recipes to try cooking something new .

دوستان تصمیم گرفتند دستور العمل‌ها را عوض کنند تا چیزی جدید بپزند.

at large [قید]
اجرا کردن

به طور کلی

Ex:

کمیته به جای تمرکز بر صنایع فردی، چالش‌های اقتصادی را به طور کلی مورد بحث قرار داد.

fascinating [صفت]
اجرا کردن

مجذوب‌کننده

Ex: The scientist 's discoveries about space are truly fascinating , expanding our understanding of the universe .

کشفیات دانشمند درباره فضا واقعاً مسحورکننده است، درک ما از جهان را گسترش می‌دهد.

journalist [اسم]
اجرا کردن

روزنامه‌نگار

Ex: The journalist interviewed the prime minister yesterday .

روزنامه‌نگار دیروز با نخست‌وزیر مصاحبه کرد.

اجرا کردن

به طور فوق العاده، به طور قابل توجه

Ex:

ارکستر به طور فوق العاده‌ای خوب نواخت، هارمونی‌ها را به طور بی‌عیبی در هم آمیخت.

adept [صفت]
اجرا کردن

ماهر

Ex: With adept problem-solving skills , she quickly finds solutions to complex issues .

با مهارت‌های ماهرانه حل مسئله، او به سرعت راه‌حل‌هایی برای مسائل پیچیده پیدا می‌کند.

panache [اسم]
اجرا کردن

خودنمایی

Ex: The chef prepared the meal with panache , turning a simple dish into a gourmet experience .

آشپز غذا را با ظرافت آماده کرد، یک غذای ساده را به یک تجربه گورمه تبدیل کرد.

knack [اسم]
اجرا کردن

استعداد

Ex: His knack for finding great deals saves him a lot of money .

استعداد او در پیدا کردن معاملات عالی به او کمک می‌کند تا پول زیادی پس‌انداز کند.

enthralling [صفت]
اجرا کردن

جذاب و فریبنده

Ex:

سخنران یک ارائه مسحورکننده ارائه داد، داستان‌ها و بینش‌های جذاب را در هم تنید.

mission [اسم]
اجرا کردن

ماموریت

Ex: Their mission is to provide clean water to communities in need .

ماموریت آنها تأمین آب تمیز برای جوامع نیازمند است.

gently [قید]
اجرا کردن

به آرامی

Ex: The trail descends gently into the canyon .

مسیر آرام به درون دره فرود می‌آید.

bizarre [صفت]
اجرا کردن

عجیب‌غریب

Ex: The bizarre sight of a cow wandering through the city streets left residents scratching their heads .

منظره عجیب یک گاو که در خیابان‌های شهر پرسه می‌زد، ساکنان را متحیر کرد.

alien [صفت]
اجرا کردن

خارجی

Ex: The alien landscape seemed otherworldly to the explorers .

منظره بیگانه برای کاشفان به نظر دنیایی دیگر می‌آمد.

bid [اسم]
اجرا کردن

تلاش

Ex: They made a bid to host the Olympic Games .

آنها یک پیشنهاد برای میزبانی بازی‌های المپیک ارائه دادند.

potent [صفت]
اجرا کردن

قوی

Ex: His potent presence in the room commanded attention from everyone .

حضور قدرتمند او در اتاق توجه همه را جلب کرد.

microscope [اسم]
اجرا کردن

میکروسکوپ

Ex: Researchers rely on powerful microscopes to study viruses and other microscopic organisms .

محققان برای مطالعه ویروس‌ها و سایر موجودات میکروسکوپی به میکروسکوپ‌های قدرتمند متکی هستند.

to magnify [فعل]
اجرا کردن

بزرگ کردن

Ex: The camera magnified the distant mountain peak .

دوربین قله کوه دور را بزرگ کرد.

to teem [فعل]
اجرا کردن

مملو بودن از

Ex:

همچنان که جشنواره نزدیک می‌شد، مرکز شهر شروع به پر شدن از هیجان و انتظار کرد.

to indicate [فعل]
اجرا کردن

دال بر چیزی بودن

Ex: The thermometer indicates that the temperature is rising .
to endure [فعل]
اجرا کردن

پایدار ماندن

Ex: The tools may endure for years if properly maintained .

ابزارها می‌توانند سال‌ها دوام بیاورند اگر به درستی نگهداری شوند.

plea [اسم]
اجرا کردن

تمنا

Ex: The charity sent out a plea for donations to help those affected by the disaster .

خیریه درخواستی برای کمک‌های مالی به منظور کمک به آسیب‌دیدگان از فاجعه ارسال کرد.

microbial [صفت]
اجرا کردن

میکروبی

Ex: Microbial fermentation is used in the production of yogurt , cheese , and sourdough bread .

تخمیر میکروبی در تولید ماست، پنیر و نان خمیر ترش استفاده می‌شود.

tolerance [اسم]
اجرا کردن

بردباری

Ex: They taught their children the importance of tolerance towards people with different lifestyles and cultures .

آنها به فرزندانشان اهمیت تحمل در برابر افراد با سبک‌های زندگی و فرهنگ‌های مختلف را آموختند.

اجرا کردن

گوشزد کردن

Ex:

آیا می‌توانید آن اشتباهات را دوباره نشان دهید؟

vital [صفت]
اجرا کردن

حیاتی

Ex: Adequate hydration is vital for maintaining overall health .

آبرسانی کافی برای حفظ سلامت کلی حیاتی است.

to maintain [فعل]
اجرا کردن

نگه داشتن

Ex: The IT department maintained the server to prevent potential issues .

دپارتمان فناوری اطلاعات سرور را حفظ کرد تا از مشکلات احتمالی جلوگیری کند.

اجرا کردن

تصدیق کردن

Ex: Despite the overwhelming evidence , she would n't acknowledge her mistake .

علیرغم شواهد قاطع، او نمی‌خواست اشتباه خود را بپذیرد.

attitude [اسم]
اجرا کردن

نگرش

Ex: Negative attitudes can limit personal growth and hinder progress in various aspects of life .
to pose [فعل]
اجرا کردن

ایجاد کردن

Ex: The lack of proper safety measures at the construction site poses a potential risk to workers .

عدم وجود اقدامات ایمنی مناسب در محل ساخت و ساز ایجاد خطر بالقوه برای کارگران می‌کند.

to nurture [فعل]
اجرا کردن

پرورش دادن

Ex: Her parents nurtured her love of learning from a young age .

والدینش عشق او به یادگیری را از سنین پایین پرورش دادند.

to view [فعل]
اجرا کردن

در نظر گرفتن

Ex: They view the situation with optimism , believing that things will get better .

آنها با خوش‌بینی به وضعیت نگاه می‌کنند، با این باور که اوضاع بهتر خواهد شد.

foe [اسم]
اجرا کردن

دشمن

Ex: Old friends can sometimes become unexpected foes .

دوستان قدیمی گاهی اوقات می‌توانند به دشمنان غیرمنتظره تبدیل شوند.

symbiotic [صفت]
اجرا کردن

همزیستی

Ex: Nitrogen-fixing bacteria form a symbiotic relationship with legume plants , providing them with nitrogen in exchange for carbohydrates .

باکتری‌های تثبیت‌کننده نیتروژن یک رابطه همزیستی با گیاهان حبوبات تشکیل می‌دهند و به آنها نیتروژن در ازای کربوهیدرات‌ها ارائه می‌دهند.

mutually [قید]
اجرا کردن

متقابل

Ex: We must find a solution that is mutually satisfying .

ما باید راه حلی پیدا کنیم که متقابل رضایت‌بخش باشد.

beneficial [صفت]
اجرا کردن

سودمند

Ex: Regular exercise is beneficial to both physical and mental health .

ورزش منظم برای سلامت جسمی و روانی مفید است.