واژگان سطح فوق متوسط - ترجیح و تحقیر
در این درس، کلمات مربوط به ترجیح و تحقیر بررسی میشوند، که انتخابها و بیزاریها را بیان میکنند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
elegir entre varias opciones

انتخاب کردن
دانشآموزان انتخاب کردند تخصصهای مختلف را.
mostrar preferencia o inclinación hacia algo o alguien

متمایل شدن
او به عنوان یک حرفه حرفهای به پزشکی تمایل نشان داد.
seleccionar entre varias opciones o alternativas

انتخاب کردن, برگزیدن
آنها سالمترین منو را برای شام انتخاب کردند.
dar mayor importancia o preferencia a algo frente a otras cosas

در اولویت گذاشتن
ما باید آموزش کودکان را نسبت به سایر هزینهها اولویتبندی کنیم.
elegir o escoger algo o a alguien entre varias opciones, generalmente con criterio

انتخاب کردن
کمیته انتخاب کرد کاندیداهای واجد شرایطتر را.
tener deseo o gusto por algo, generalmente comida, bebida o actividad

هوس چیزی را کردن, میل چیزی را داشتن
دلت میخواهد قهوه بخوری؟
situación en la que se debe elegir entre dos o más opciones, generalmente difíciles o contrapuestas

دوراهی
معضل بین برآوردن خانواده یا کار رایج است.
acción de reflexionar o evaluar cuidadosamente algo antes de tomar una decisión

ملاحظه
بررسی دقیق استدلالها بر حکم نهایی تأثیر گذاشت.
inclinación, gusto o favor hacia algo o alguien por encima de otras opciones

ترجیح, علاقه
کودکان علاقهی خاصی به بازیهای فضای باز دارند.
sentir aversión o falta de respeto hacia alguien o algo; menospreciar

نفرت داشتن, متنفر بودن
من نمیتوانم از تحقیر بیعدالتی خودداری کنم وقتی آن را میبینم.
sentir mucho odio o rechazo hacia algo o alguien

نفرت داشتن, بیزار بودن
من نمیتوانم از متنفر بودن از آن فیلم خودداری کنم.
sentir aversión intensa hacia alguien o algo

نفرت داشتن, بیزار بودن
او از خشونت و بیرحمی متنفر است.
causar disgusto o aversión intensa

بیزار بودن
متنفر میکنند بیعدالتیهای انجامشده بدون مجازات را.
tratar con desprecio o falta de respeto a alguien o algo

خوار کردن, تحقیر کردن
ما نباید هیچکس را به دلیل پیشینهاش تحقیر کنیم.
considerar algo o a alguien de menor valor o importancia de la que realmente tiene

دست کم گرفتن
جامعه تمایل دارد که مشاغل خلاقانه را کماهمیت بداند.
rechazar o eliminar algo de consideración, selección o análisis; no aceptar

رد کردن
آنها چند گزینه را رد کردند قبل از اتخاذ تصمیم نهایی.
restar importancia a algo o considerarlo menos relevante de lo que es

کوچک شمردن, تحقیر کردن
او کماهمیتشمرد نظرات همکارانش و تصمیمات اشتباه گرفت.
sensación de rechazo o disgusto muy fuerte hacia algo o alguien

انزجار
نگرش او مرا از انزجار پر میکند.
acción o efecto de no aceptar algo o a alguien

مخالفت, رد، عدم پذیرش
رد کردن آنقدر واضح بود که هیچ شکی باقی نماند.
sentimiento de rechazo o antipatía fuerte hacia algo o alguien

نفرت, تنفر
نفرت او از سر و صدا به خوبی شناخته شده است.
que causa mucho asco o repugnancia

حالبهمزن, چندشآور، کثیف
فیلم صحنههای asquerosas داشت.
que no se puede soportar por ser muy molesto o desagradable

غیرقابلتحمل
انتظار در بیمارستان غیرقابل تحمل شد.
que no se puede aguantar o tolerar por ser muy molesto, desagradable o doloroso

غیرقابلتحمل
سفر به دلیل گرما غیرقابل تحمل شد.
que resulta desagradable o causa desagrado

ناخوشایند
واکنش ناخوشایند او همه را متعجب کرد.
