واژگان اسپانیایی برای مشکلات و دشواری‌ها

در این درس، کلمات مربوط به مشکلات و دشواری‌ها بررسی می‌شود، چالش‌ها و موانع توصیف می‌شود.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان سطح فوق متوسط
la lucha [اسم]
اجرا کردن

تقلا

Ex: Su lucha contra la enfermedad fue valiente.

مبارزه او با بیماری شجاعانه بود.

اجرا کردن

بدبیاری

Ex: La familia sufrió una gran desgracia el año pasado.

خانواده سال گذشته یک مصیبت بزرگ را متحمل شد.

apuro [اسم]
اجرا کردن

مخمصه

Ex: La pérdida de su pasaporte lo puso en un apuro.

از دست دادن پاسپورتش او را در یک وضعیت دشوار قرار داد.

اجرا کردن

نقطه ضعف

Ex: La estrategia del enemigo explotó nuestro punto débil.

استراتژی دشمن نقطه ضعف ما را مورد بهره‌برداری قرار داد.

اجرا کردن

مانع

Ex: Superaron todos los obstáculos para lograr su objetivo.

آنها بر تمام موانع غلبه کردند تا به هدف خود برسند.

la cuita [اسم]
اجرا کردن

مشکل

Ex: La cuita económica afectó a toda la comunidad.

کوایتا اقتصادی کل جامعه را تحت تأثیر قرار داد.

اجرا کردن

حادثه

Ex: El contratiempo con el coche nos hizo llegar tarde.

مشکل با ماشین باعث شد دیر برسیم.

el asunto [اسم]
اجرا کردن

مسئله

Ex: El asunto se resolvió rápidamente.

مسئله به سرعت حل شد.

la culpa [اسم]
اجرا کردن

تقصیر

Ex: La culpa del accidente recae en el conductor.

تقصیر تصادف بر راننده می‌افتد.

اجرا کردن

جنجال

Ex: La película provocó polémica entre los críticos.

فیلم جنجال‌ای در میان منتقدان ایجاد کرد.

el lío [اسم]
اجرا کردن

شلوغ‌کاری

Ex: No entiendo nada, esto es un lío.

من هیچی نمی‌فهمم، این یک به‌هم‌ریختگی است.

adversidad [اسم]
اجرا کردن

فلاکت

Ex: La adversidad económica afectó a toda la familia.

مصیبت اقتصادی بر کل خانواده تأثیر گذاشت.

el dilema [اسم]
اجرا کردن

دوراهی

Ex: Su dilema era decidir entre mudarse o quedarse.

معضل او تصمیم گیری بین نقل مکان کردن یا ماندن بود.

el percance [اسم]
اجرا کردن

تصادف

Ex: El percance retrasó la entrega del paquete.

حادثه تحویل بسته را به تأخیر انداخت.

اجرا کردن

مشکل جزئی

Ex: Este cambio de horario puede causar trastornos a los estudiantes.

این تغییر برنامه می‌تواند برای دانش‌آموزان اختلال ایجاد کند.

ceder [فعل]
اجرا کردن

از دست دادن

Ex: No cedas tu lugar en la fila.

جای خود را در صف تسلیم نکن.

complicado [صفت]
اجرا کردن

پیچیده

Ex: La situación política se volvió complicada.

وضعیت سیاسی پیچیده شد.

irresoluble [صفت]
اجرا کردن

غیرقابل‌حل

Ex: Se enfrentaron a un conflicto irresoluble.

آنها با یک درگیری غیرقابل حل روبرو شدند.

peliagudo [صفت]
اجرا کردن

دشوار

Ex: La negociación con el cliente fue peliaguda.

مذاکره با مشتری دشوار بود.

imprevisto [صفت]
اجرا کردن

غیرمنتظره

Ex: La lluvia imprevista arruinó el picnic.

باران غیرمنتظره پیکنیک را خراب کرد.

اجرا کردن

نامناسب

Ex: El horario es inconveniente para todos.

برنامه برای همه نامناسب است.

grave [صفت]
اجرا کردن

جدی

Ex: El problema es muy grave para ignorarlo.

مشکل برای نادیده گرفتن خیلی جدی است.

inesperado [صفت]
اجرا کردن

غیرمنتظره

Ex: La lluvia inesperada arruinó la fiesta al aire libre.

باران غیرمنتظره مهمانی در فضای باز را خراب کرد.

desafiante [صفت]
اجرا کردن

چالش‌برانگیز

Ex: Escalar la montaña fue una experiencia desafiante.