واژگان سطح فوق متوسط - امید و ناامیدی
در این درس، کلمات درباره امید و ناامیدی کاوش میشوند، که خوشبینی و از دست دادن را بیان میکنند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
esperanza o deseo de que algo bueno pase

امید
توهم یک آینده بهتر ما را برانگیخته میکند.
esperanza o creencia de que algo va a suceder

انتظار, توقع
شرکت انتظارات مشتریان را برآورده کرد.
deseo o meta que alguien quiere lograr en la vida

آرزو, اشتیاق
همه ما آرزوهایی داریم که میخواهیم به آنها برسیم.
sentimiento de confiar en que algo bueno ocurrirá o se logrará

امید
امید آخرین چیزی است که از دست میرود.
desear que algo ocurra o que se cumpla una expectativa

امیدوار بودن, امید داشتن
ما امیدواریم که نامه به زودی برسد.
emocionarse o entusiasmarse pensando que algo bueno ocurrirá

امیدوار شدن
او با ایده برنده شدن جایزه توهم کرد.
querer o anhelar que algo ocurra o que alguien tenga algo bueno

آرزو کردن
من برای شما آرزو میکنم موفقیت زیادی در کارتان.
que siente un deseo intenso por algo

مشتاق, با اشتیاق
کودکان مشتاق بودند که هدایا را باز کنند.
que anima, da esperanza o confianza sobre algo

نویدبخش, امیدبخش
این خبر برای همه بسیار تشویقکننده بود.
que indica buenas perspectivas de éxito o desarrollo futuro

نویدبخش
پروژه آیندهای امیدوارکننده دارد.
sentimiento de angustia extrema o pérdida total de esperanza

استیصال, ناامیدی، ناچاری
خبر باعث ناامیدی عمیقی در او شد.
falta de esperanza o confianza en que algo mejore o suceda

ناامیدی, یأس
ما نباید اجازه دهیم ناامیدی ما را فلج کند.
pérdida de ánimo, entusiasmo o esperanza ante una dificultad

یأس, دلسردی، ناامیدی
اجازه نده دلسردی تو را متوقف کند.
sentimiento de preocupación o miedo intenso

اضطراب, نگرانی، دلواپسی
او به دلیل از دست دادن بسیار نگرانی کشید.
evento desgraciado o destino inevitable que causa daño o sufrimiento

سرنوشت, تقدیر
هیچکس نتوانست از سرنوشتی که به آنها رسید فرار کند.
tristeza profunda o aflicción que causa sufrimiento emocional

پریشانی
ناامیدی در چهرهاش آشکار بود.
quitar la ilusión, la esperanza o la confianza de alguien

ناامید کردن, دلسرد کردن
نومید کردن به معنای گرفتن توهم، امید یا اعتماد کسی است.
hacer que alguien pierda el ánimo, la motivación o la confianza

مأیوس کردن, دلسرد کردن
اجازه نده شکستها تو را دلسرد کنند.
sentirse desanimado, triste o sin ánimo ante una situación difícil

روحیه خود را باختن
دلتنگ نشو از یک اشتباه، همه ما اشتباه میکنیم.
que causa pérdida de ánimo, motivación o esperanza

دلسردکننده, ناامیدکننده
خبر دلسردکننده باعث شد بسیاری انگیزه خود را از دست بدهند.
