انگلیسی کمبریج: PET (B1 Preliminary) - هنرهای نمایشی و رویدادها
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a building where works of art are displayed for the public to enjoy

گالری آثار هنری, نگارخانه
او بعدازظهر را به گشتزنی در نگارخانه هنری گذراند، مجذوب رنگهای زنده و سبکهای منحصر به فرد نمایش داده شده.
(of a space) filled with things or people

شلوغ
قطار متروی شلوغ در ساعت شلوغی فقط جای ایستادن داشت.
(of a place or atmosphere) full of excitement and energy

هیجانانگیز (مکان)
کافه همیشه پرجنبوجوش بود، پر از افرادی که گفتگو میکردند و میخندیدند.
causing one to feel very tired and out of energy

بهشدت خستهکننده
extremely amazing and great

فوقالعاده, خارقالعاده
هوا این هفته فوقالعاده بوده—هر روز آفتابی و گرم.
extremely interesting or captivating

مجذوبکننده, خیرهکننده، مسحورکننده
تواناییهای داستانگویی او مسحورکننده است، با هر کلمه شنوندگان را جذب میکند.
the job or art of performing in movies, plays or TV series

بازیگری
او به هالیوود نقل مکان کرد تا به دنبال یک حرفه در بازیگری باشد.
to reserve a specific thing such as a seat, ticket, hotel room, etc.

رزرو کردن
او یک اتاق هتل را از قبل رزرو کرد تا مطمئن شود در طول تعطیلاتش جایی برای اقامت دارد.
to publicly show something

نمایش دادن
هنرمند یک سهپایه نقاشی برپا کرد تا آخرین شاهکار خود را در گالری هنری به نمایش بگذارد.
a short break between different parts of a theatrical or musical performance

وقفه, فاصله، آنتراکت
ارکستر پس از یک وقفه ۱۵ دقیقهای به صحنه بازگشت.
to give a performance of something such as a play or a piece of music for entertainment

اجرا کردن
کمدین در مقابل مخاطبان زیادی اجرا کرد.
(of a musical performance) happening in real-time, directly in front of an audience

زنده, مستقیم
آنها یک کنسرت زنده را برای جشن انتشار آلبوم جدیدشان اعلام کردند.
a group of people or objects placed in a line

ردیف
او با دقت کتابها را در یک ردیف مستقیم روی قفسه چید، آنها را بر اساس ژانر سازماندهی کرد.
a form of entertainment that typically involves skilled performers, animals, and various acts and attractions, often presented in a large tent or arena

نمایش سیرک
(usually plural) a small thing containing explosive powder that produces bright colors and a loud noise when it explodes or burns, mostly used at celebrations

وسیله آتشبازی, ترقه
کودکان با حیرت تماشا میکردند که آتشبازیهای رنگارنگ در بالای سرشان منفجر میشد.
the art of performing tricks and illusions that defy natural laws, creating a sense of wonder and astonishment in those unwary of the tricks

شعبدهبازی
اجرای جادوگر پر از جادو بود که تماشاگران را مبهوت کرد.
a place in which works of art are shown or sold to the public

گالری
او بعد از ظهر را در گالری به گشت و گذار گذراند، و از نقاشیهای پر جنب و جوش و مجسمههای فکربرانگیز لذت برد.
a game or competition in which players attempt to answer questions concerning a variety of subjects

مسابقه اطلاعات عمومی, آزمون اطلاعات عمومی
a solid figure or object made as a work of art by shaping and carving wood, clay, stone, etc.

مجسمه
بازدیدکنندگان از مجسمه برنزی بلندی که در ورودی موزه ایستاده بود متحیر شدند.
an object or device used for producing music, such as a violin or a piano

ساز, آلات موسیقی
او پس از هر بار استفاده ساز خود را به درستی تمیز و ذخیره کرد تا آن را در شرایط خوب نگه دارد.
a musical play sung and performed by singers

اپرا
اپراهای موتسارت به خاطر موسیقی زیبا و شخصیتهای پیچیدهشان معروف هستند.
a group of musicians playing various instruments gathered and organized to perform a classic piece

ارکستر, گروه نوازندگان
او به عنوان یک نوازنده ویولن به ارکستر پیوست و از بودن در میان گروهی از موسیقیدانان بااستعداد لذت برد.
a form of performing art that narrates a story using complex dance movements set to music but no words

نمایش باله, رقص باله
او از کودکی باله را مطالعه میکند، رویای تبدیل شدن به یک رقصنده حرفهای را در سر میپروراند.
