کمبریج انگلیسی: PET (B1 مقدماتی) - ژانرها و محتوا

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: PET (B1 مقدماتی)
thriller [اسم]
اجرا کردن

(فیلم، کتاب و غیره) مهیج

Ex: The thriller movie had the audience on the edge of their seats .

فیلم مهیج تماشاگران را روی لبه صندلی‌هایشان نشاند.

comedy [اسم]
اجرا کردن

کمدی

Ex: She could n’t stop laughing at the comedy during the dinner party .

او نمی‌توانست در مهمانی شام از خندیدن به کمدی دست بکشد.

bestseller [اسم]
اجرا کردن

پرفروش‌ترین محصول

Ex: The self-help book was a bestseller , with millions of copies sold worldwide .
chat show [اسم]
اجرا کردن

گفت‌وگوی تلویزیونی یا رادیویی

Ex: He was invited as a guest on a chat show to discuss his latest movie .

او به عنوان مهمان در یک برنامه گفت‌وگو دعوت شد تا درباره آخرین فیلمش بحث کند.

quiz show [اسم]
اجرا کردن

مسابقه پرسش‌و‌پاسخ (تلویزیونی یا رادیویی)

Ex: Did you see that quiz show last week ?

آیا آن مسابقه تلویزیونی را هفته پیش دیدی؟ سوالات خیلی حیله‌ای بودند!

اجرا کردن

برنامه آشپزی

Ex: I watch a cooking show every weekend to learn new recipes for my family dinners.

من هر آخر هفته یک برنامه آشپزی تماشا می‌کنم تا دستورهای جدیدی برای شام‌های خانوادگی یاد بگیرم.

اجرا کردن

برنامه تلویزیونی واقع‌نما

Ex: They binge-watched a reality show featuring survival challenges .

آنها یک شوی واقع‌نما شامل چالش‌های بقا را پشت سر هم تماشا کردند.

news [اسم]
اجرا کردن

خبر

Ex: The journalist interviewed witnesses to gather firsthand news about the incident .

روزنامه‌نگار با شاهدان مصاحبه کرد تا اخبار دست اول درباره حادثه جمع‌آوری کند.

اجرا کردن

تبلیغات

Ex: The advertisement for the online course convinced me to enroll .

تبلیغ دوره آنلاین مرا متقاعد کرد که ثبت نام کنم.

hip-hop [اسم]
اجرا کردن

سبک هیپ‌هاپ

Ex: The hip-hop beat was infectious , making it impossible not to dance .

ضرب هیپ هاپ مسری بود، طوری که رقصیدن غیرممکن نبود.

hit [اسم]
اجرا کردن

(آهنگ، فیلم و...) موفق و پرفروش

Ex: The new song by the pop star quickly became a hit on the radio .

آهنگ جدید ستاره پاپ به سرعت به یک موفقیت در رادیو تبدیل شد.

horror [اسم]
اجرا کردن

(فیلم، کتاب و غیره) ترسناک

Ex:

فیلم ترسناک درباره گروهی از دوستان است که در جنگل تسخیر شده گم شده‌اند.

podcast [اسم]
اجرا کردن

پادکست

Ex: He subscribed to a weekly science podcast .
poem [اسم]
اجرا کردن

شعر

Ex: Reading the poem , you could feel the sorrow and longing in every line .
اجرا کردن

موسیقی کلاسیک

Ex: He decided to learn how to play the piano so he could perform classical music pieces by composers like Beethoven and Mozart .

او تصمیم گرفت نواختن پیانو را یاد بگیرد تا بتواند قطعات موسیقی کلاسیک آهنگسازانی مانند بتهوون و موتزارت را اجرا کند.

folk music [اسم]
اجرا کردن

موسیقی فولک

Ex: She joined a group that performs folk music at cultural events .

او به گروهی پیوست که در رویدادهای فرهنگی موسیقی فولکلور اجرا می‌کند.

pop music [اسم]
اجرا کردن

موسیقی پاپ

Ex:

ایستگاه رادیویی ترکیبی از آهنگ های کلاسیک و معاصر pop music را پخش می کند.

jazz [اسم]
اجرا کردن

جاز

Ex: The club downtown hosts live jazz performances every Friday night .

کلاب مرکز شهر هر شب جمعه میزبان اجراهای زنده جاز است.

production [اسم]
اجرا کردن

اثر سینمایی، نمایشی یا تلویزیونی

Ex: Filming for the new production began in the spring and wrapped up in the fall .

فیلمبرداری برای تولید جدید در بهار آغاز شد و در پاییز به پایان رسید.

rock music [اسم]
اجرا کردن

موسیقی راک

Ex: Rock music often features strong beats and powerful guitar riffs .

موسیقی راک اغلب با ضرب‌های قوی و ریف‌های گیتار قدرتمند همراه است.

romantic [صفت]
اجرا کردن

رمانتیک

Ex: Her romantic gesture of flowers and chocolates won his heart .
soap opera [اسم]
اجرا کردن

سریال آبکی

Ex: The soap opera has been on air for over twenty years , captivating audiences with its ongoing storyline .
talk show [اسم]
اجرا کردن

گفت‌وگوی تلویزیونی یا رادیویی

Ex: They watched the talk show to hear the latest entertainment news .

آنها تاک شو را تماشا کردند تا آخرین اخبار سرگرمی را بشنوند.

hero [اسم]
اجرا کردن

قهرمان مرد

Ex: The hero saves the day in the final scene .

قهرمان در صحنه پایانی روز را نجات می‌دهد.

heroine [اسم]
اجرا کردن

قهرمان زن

Ex: The heroine of the play is a strong and determined woman .

قهرمان زن نمایش زنی قوی و مصمم است.

fiction [اسم]
اجرا کردن

ادبیات داستانی

Ex: The author is renowned for her captivating fiction stories .
scene [اسم]
اجرا کردن

صحنه

Ex: The scene in the restaurant was hilarious .

صحنه در رستوران خنده‌دار بود.