کمبریج انگلیسی: PET (B1 مقدماتی) - تعطیلات و گردشگری

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: PET (B1 مقدماتی)
hike [اسم]
اجرا کردن

پیاده‌‌روی طولانی

to sunbathe [فعل]
اجرا کردن

حمام آفتاب گرفتن

Ex: The friends sunbathed in the backyard during the holiday .

دوستان در تعطیلات در حیاط خلوت آفتاب گرفتند.

to explore [فعل]
اجرا کردن

سیاحت کردن

Ex: He has explored various countries during his years of travel .

او در طول سال‌های سفرش کشورهای مختلفی را کشف کرده است.

campsite [اسم]
اجرا کردن

اردوگاه

Ex: The campsite was nestled in the woods , providing a lot of shade .

محل کمپ در میان جنگل قرار داشت و سایه‌ زیادی فراهم می‌کرد.

crossroad [اسم]
اجرا کردن

چهارراه

Ex: The police officer directed traffic at the bustling crossroad .

مامور پلیس ترافیک را در تقاطع شلوغ هدایت کرد.

guide book [اسم]
اجرا کردن

راهنمای سفر

Ex: The museum 's guide book explained each exhibit in detail .

راهنمای موزه هر نمایشگاه را به طور مفصل توضیح می‌داد.

overnight [قید]
اجرا کردن

یک‌شبه

Ex: The package arrived overnight , much to their delight .

بسته شبانه رسید، که باعث خوشحالی آنها شد.

abroad [قید]
اجرا کردن

به خارج

Ex: We usually go abroad for a week in May to escape the routine .

ما معمولاً در ماه می برای فرار از روزمرگی به خارج از کشور می‌رویم.

backpacking [اسم]
اجرا کردن

کوله‌پشتی‌گردی

Ex:

آنها با کوله‌گردی به جای اقامت در هتل‌ها پول پس‌انداز کردند.

capital [اسم]
اجرا کردن

پایتخت

Ex: He moved to the capital to pursue a career in politics .

او به پایتخت نقل مکان کرد تا در سیاست مشغول به کار شود.

to check in [فعل]
اجرا کردن

رزرو خود را چک کردن

Ex:

فرآیند چک این در این هتل ساده است.

check-in [اسم]
اجرا کردن

ثبت ورود (در هتل

Ex: As part of the check-in process , guests are required to present a valid ID and provide a credit card for incidental charges .

به عنوان بخشی از فرآیند چک‌این، مهمانان ملزم به ارائه شناسنامه معتبر و ارائه کارت اعتباری برای هزینه‌های احتمالی هستند.

document [اسم]
اجرا کردن

a written record that establishes ownership, rights, or obligations

Ex:
double room [اسم]
اجرا کردن

اتاق دونفره

Ex: The students shared a double room in the dormitory to save on rent .

دانش‌آموزان برای صرفه‌جویی در اجاره، یک اتاق دو تخته در خوابگاه تقسیم کردند.

due [صفت]
اجرا کردن

موعد (پرداخت، انجام کاری و...)

Ex: She realized her credit card payment was due and quickly made the transfer .

او متوجه شد که پرداخت کارت اعتباریش سررسید شده و سریعاً انتقال را انجام داد.

duty-free [صفت]
اجرا کردن

بدون مالیات

Ex: Passengers can shop for duty-free goods while waiting for their connecting flights .

مسافران می‌توانند در حین انتظار برای پروازهای اتصالی خود، از کالاهای معاف از مالیات خریداری کنند.

embassy [اسم]
اجرا کردن

سفارت

Ex: Security was heightened around the embassy following reports of a potential threat .

پس از گزارش‌هایی درباره یک تهدید بالقوه، امنیت در اطراف سفارت افزایش یافت.

اجرا کردن

نرخ تبدیل ارز

Ex: Due to the change in the exchange rate , the cost of imported goods increased .

به دلیل تغییر در نرخ ارز، هزینه کالاهای وارداتی افزایش یافت.

currency [اسم]
اجرا کردن

پول رایج

Ex: Travelers often need to exchange their currency at the airport .

مسافران اغلب نیاز دارند که ارز خود را در فرودگاه تعویض کنند.

customs [اسم]
اجرا کردن

گمرک

Ex: There was a long line at customs , with travelers waiting to have their passports stamped .

در گمرک صف طولانی وجود داشت، مسافران منتظر مهر شدن پاسپورت‌هایشان بودند.

brochure [اسم]
اجرا کردن

کتابچه راهنما

Ex: After browsing the brochure , he decided to sign up for the cooking class advertised inside .
guide [اسم]
اجرا کردن

راهنما (گردشگری)

Ex: The guide at the art gallery provided insightful commentary on the artworks .

راهنما در گالری هنری تفسیرهای بینش‌آمیزی درباره آثار هنری ارائه داد.

reception [اسم]
اجرا کردن

پذیرش (هتل و...)

Ex: They left their luggage at the reception until their room was ready .

آنها چمدان‌های خود را تا زمانی که اتاقشان آماده شود در ریسیپشن گذاشتند.

to reserve [فعل]
اجرا کردن

رزرو کردن

Ex: They reserved tickets to the concert months in advance to secure their attendance .

آن‌ها ماه‌ها قبل بلیط‌های کنسرت را رزرو کردند تا حضور خود را تضمین کنند.

single room [اسم]
اجرا کردن

اتاق یک‌نفره

Ex: The single room had a beautiful view of the city skyline .

اتاق تک‌نفره منظره‌ای زیبا از خط افق شهر داشت.

اجرا کردن

ترجمه کردن

Ex: The students were assigned to translate a short story from French to English for their language class .

به دانش‌آموزان تکلیف داده شد که یک داستان کوتاه را از فرانسوی به انگلیسی برای کلاس زبان خود ترجمه کنند.

visa [اسم]
اجرا کردن

ویزا

Ex: The embassy issued a business visa to the entrepreneur for a conference in Japan .

سفارت یک ویزای تجاری برای کارآفرین برای شرکت در کنفرانسی در ژاپن صادر کرد.

visitor [اسم]
اجرا کردن

بازدیدکننده

Ex: The website 's analytics showed a significant increase in visitor traffic after implementing a new marketing campaign .

تحلیل‌های وبسایت نشان داد که پس از اجرای یک کمپین بازاریابی جدید، ترافیک بازدیدکنندگان به میزان قابل توجهی افزایش یافته است.

اجرا کردن

سالن انتظار

Ex: The waiting room at the airport lounge offered free snacks and Wi-Fi .

اتاق انتظار در لانژ فرودگاه میان وعده رایگان و وای‌فای ارائه می‌داد.