باغبان
باغبان بوتهها را هرس کرد و پرچینها را کوتاه کرد تا آنها را تمیز و مرتب نگه دارد.
باغبان
باغبان بوتهها را هرس کرد و پرچینها را کوتاه کرد تا آنها را تمیز و مرتب نگه دارد.
آرایشگر
آرایشگر همسر من در ایجاد سبکهای مد روز عالی است.
فروشنده
در فصل شلوغ تعطیلات، دستیار فروش صفهای طولانی را مدیریت کرد و در طول روز نگرش مثبتی داشت.
حسابدار
پس از سالها تلاش سخت، او بالاخره گواهینامه خود را به عنوان یک حسابدار مجاز دریافت کرد.
معمار
بسیاری از معماران مشهور، مانند فرانک لوید رایت و زاها حدید، با طراحیهای نوآورانه خود تأثیری ماندگار در این زمینه گذاشتهاند.
فضانورد
فضانورد از پنجره فضاپیما به زمین نگاه کرد، از زیبایی آن متحیر شد.
برقکار
او یک برقکار استخدام کرد تا قطع کننده مدار را برای مدیریت دستگاههای بیشتر ارتقا دهد.
وکیل
بسیاری از وکلا در زمینههای خاصی از حقوق تخصص دارند، مانند دفاع کیفری، حقوق خانواده یا حقوق شرکتها.
استاد یار (دانشگاه)
استاد یک سخنرانی جذاب درباره آثار شکسپیر ارائه داد.
داروساز
داروساز عوارض جانبی دارو را توضیح داد.
لولهکش
او یک قرار ملاقات با لولهکش تنظیم کرد تا بخاری آب را برای هرگونه مشکل بررسی کند.
سیاستمدار
سیاستمدار در پارک سخنرانی کرد.
برنامهنویس
برنامهنویس با یک تیم همکاری کرد تا یک پلتفرم نرمافزاری جدید برای شرکت توسعه دهد.
کارگردان
کارگردان فیلم وقتی که اسکار را برد بسیار خوشحال شد.
کارفرما
صاحب رستوران به عنوان یک کارفرما منصف و حمایتگر شناخته میشد که محیط کاری مثبتی برای کارکنان فراهم میکرد.
دستیار شخصی
با کمک دستیار شخصی خود، سیاستمدار در طول رویدادهای کمپین و حضورهای عمومی منظم باقی ماند.
مدیر خط
او مستقیماً به مدیر خط خود در مورد پیشرفتهایش گزارش میدهد.
خانهدار
خانهدار پس از یک روز طولانی کار، با یک غذای گرم و خانهای مرتب از همسرش استقبال کرد.
داور
در طول مسابقات هنرهای رزمی، داور با یک حرکت دست پایان دور را اعلام کرد.
کتابدار
کتابدار ورودیهای جدید را فهرستبندی کرد و سیستم موجودی کتابخانه را بهروزرسانی کرد.
مدیر
مدیر جدید چند استراتژی مؤثر برای بهبود فروش معرفی کرد.
پرستار کودک
پرستار بچه برای بچهها تنقلات آماده کرد و در تکالیفشان به آنها کمک کرد.
بانکدار
بانکدار پس از بررسی سوابق اعتباری و صورتهای مالی وامگیرنده، درخواست وام را تأیید کرد.
آرایشگر
او پس از درک علاقهاش به آرایش مو، تصمیم گرفت آرایشگر شود.
فوتبالیست
بسیاری از فوتبالیستهای مشتاق به آکادمیها میروند تا مهارتهای خود را توسعه دهند و در معرض دید مربیان بالقوه قرار بگیرند.
نگهبان
موزه از نگهبانان برای محافظت از آثار و هنرهای ارزشمند استفاده میکند.
مالک
سازمان به مالک مفتخر چندین اثر تاریخی تبدیل شد.
باربر (هتل و غیره)
پورتر هتل به طور مؤثر وسایل مهمانان را در زمان ورود سازماندهی کرد.
پستچی
او به پستچی دست تکان داد در حالی که او با دوچرخهاش میگذشت.
رئیسجمهور
او برای تبدیل شدن به رئیسجمهور بعدی ایالات متحده به شدت مبارزه کرد.
استادیار (دانشگاه)
فردا جلسهای با استاد انگلیسی خود دارم.
مأمور حراست
نگهبان امنیتی دوربینهای نظارتی را برای مراقبت از فروشگاه در طول شب کنترل میکرد.
ملوان
ملوان عرشه را شست تا تمیز بماند.
کارمند آژانس مسافرتی
آنها برای دریافت مشاوره در مورد الزامات ویزا و مدارک سفر با آژانس مسافرتی مشورت کردند.
مجموعهدار
به عنوان یک مجموعهدار هنری مشتاق، او برای یافتن قطعات منحصر به فرد و باارزش برای اضافه کردن به گالریاش به سراسر جهان سفر کرد.