کمبریج انگلیسی: PET (B1 مقدماتی) - حرفه‌ها

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: PET (B1 مقدماتی)
gardener [اسم]
اجرا کردن

باغبان

Ex: The gardener pruned the bushes and trimmed the hedges to keep them neat and tidy .

باغبان بوته‌ها را هرس کرد و پرچین‌ها را کوتاه کرد تا آنها را تمیز و مرتب نگه دارد.

hairdresser [اسم]
اجرا کردن

آرایشگر

Ex: My wife ’s hairdresser is excellent at creating trendy styles .

آرایشگر همسر من در ایجاد سبک‌های مد روز عالی است.

اجرا کردن

فروشنده

Ex: During the busy holiday season , the sales assistant managed long lines and kept a positive attitude throughout the day .

در فصل شلوغ تعطیلات، دستیار فروش صف‌های طولانی را مدیریت کرد و در طول روز نگرش مثبتی داشت.

accountant [اسم]
اجرا کردن

حسابدار

Ex: After years of hard work , he finally earned his certification as a licensed accountant .

پس از سال‌ها تلاش سخت، او بالاخره گواهینامه خود را به عنوان یک حسابدار مجاز دریافت کرد.

architect [اسم]
اجرا کردن

معمار

Ex: Many famous architects , such as Frank Lloyd Wright and Zaha Hadid , have left a lasting impact on the field with their innovative designs .

بسیاری از معماران مشهور، مانند فرانک لوید رایت و زاها حدید، با طراحی‌های نوآورانه خود تأثیری ماندگار در این زمینه گذاشته‌اند.

astronaut [اسم]
اجرا کردن

فضانورد

Ex: The astronaut gazed at Earth from the spacecraft 's window , marveling at its beauty .

فضانورد از پنجره فضاپیما به زمین نگاه کرد، از زیبایی آن متحیر شد.

electrician [اسم]
اجرا کردن

برق‌کار

Ex: He hired an electrician to upgrade the circuit breaker to handle more appliances .

او یک برقکار استخدام کرد تا قطع کننده مدار را برای مدیریت دستگاه‌های بیشتر ارتقا دهد.

lawyer [اسم]
اجرا کردن

وکیل

Ex: Many lawyers specialize in specific areas of law , such as criminal defense , family law , or corporate law .

بسیاری از وکلا در زمینه‌های خاصی از حقوق تخصص دارند، مانند دفاع کیفری، حقوق خانواده یا حقوق شرکت‌ها.

lecturer [اسم]
اجرا کردن

استاد یار (دانشگاه)

Ex: The lecturer gave a fascinating lecture on Shakespeare ’s works .

استاد یک سخنرانی جذاب درباره آثار شکسپیر ارائه داد.

pharmacist [اسم]
اجرا کردن

داروساز

Ex: The pharmacist explained the side effects of the medication .

داروساز عوارض جانبی دارو را توضیح داد.

plumber [اسم]
اجرا کردن

لوله‌کش

Ex: She scheduled an appointment with the plumber to check the water heater for any issues .

او یک قرار ملاقات با لوله‌کش تنظیم کرد تا بخاری آب را برای هرگونه مشکل بررسی کند.

politician [اسم]
اجرا کردن

سیاست‌مدار

Ex: The politician gave a speech in the park .

سیاستمدار در پارک سخنرانی کرد.

programmer [اسم]
اجرا کردن

برنامه‌نویس

Ex: The programmer collaborated with a team to develop a new software platform for the company .

برنامه‌نویس با یک تیم همکاری کرد تا یک پلتفرم نرم‌افزاری جدید برای شرکت توسعه دهد.

director [اسم]
اجرا کردن

کارگردان

Ex: The director of the movie was overjoyed when he won an Oscar .

کارگردان فیلم وقتی که اسکار را برد بسیار خوشحال شد.

employer [اسم]
اجرا کردن

کارفرما

Ex: The restaurant owner was known for being a fair and supportive employer , fostering a positive work environment for staff .

صاحب رستوران به عنوان یک کارفرما منصف و حمایت‌گر شناخته می‌شد که محیط کاری مثبتی برای کارکنان فراهم می‌کرد.

اجرا کردن

دستیار شخصی

Ex: With the help of his personal assistant , the politician stayed organized during campaign events and public appearances .

با کمک دستیار شخصی خود، سیاستمدار در طول رویدادهای کمپین و حضورهای عمومی منظم باقی ماند.

اجرا کردن

مدیر خط

Ex: She reports directly to her line manager about her progress .

او مستقیماً به مدیر خط خود در مورد پیشرفت‌هایش گزارش می‌دهد.

housewife [اسم]
اجرا کردن

خانه‌دار

Ex: The housewife greeted her husband with a warm meal and a tidy home after his long day at work .

خانه‌دار پس از یک روز طولانی کار، با یک غذای گرم و خانه‌ای مرتب از همسرش استقبال کرد.

judge [اسم]
اجرا کردن

داور

Ex: During the martial arts tournament , the judge signaled the end of the round with a hand gesture .

در طول مسابقات هنرهای رزمی، داور با یک حرکت دست پایان دور را اعلام کرد.

librarian [اسم]
اجرا کردن

کتابدار

Ex: The librarian cataloged new arrivals and updated the library 's inventory system .

کتابدار ورودی‌های جدید را فهرست‌بندی کرد و سیستم موجودی کتابخانه را به‌روزرسانی کرد.

manager [اسم]
اجرا کردن

مدیر

Ex: The new manager introduced some effective strategies to improve sales .

مدیر جدید چند استراتژی مؤثر برای بهبود فروش معرفی کرد.

babysitter [اسم]
اجرا کردن

پرستار کودک

Ex: The babysitter prepared snacks for the kids and helped them with their homework .

پرستار بچه برای بچه‌ها تنقلات آماده کرد و در تکالیفشان به آن‌ها کمک کرد.

banker [اسم]
اجرا کردن

بانک‌دار

Ex: The banker approved the loan application after reviewing the borrower 's credit history and financial statements .

بانکدار پس از بررسی سوابق اعتباری و صورت‌های مالی وام‌گیرنده، درخواست وام را تأیید کرد.

barber [اسم]
اجرا کردن

آرایشگر

Ex: He decided to become a barber after realizing his passion for hairstyling .

او پس از درک علاقه‌اش به آرایش مو، تصمیم گرفت آرایشگر شود.

detective [اسم]
اجرا کردن

کارآگاه

Ex:

کارآگاه بی‌وقفه کار کرد تا اثر هنری دزدیده شده را پیدا کند.

footballer [اسم]
اجرا کردن

فوتبالیست

Ex: Many aspiring footballers attend academies to develop their skills and gain exposure to potential recruiters .

بسیاری از فوتبالیست‌های مشتاق به آکادمی‌ها می‌روند تا مهارت‌های خود را توسعه دهند و در معرض دید مربیان بالقوه قرار بگیرند.

guard [اسم]
اجرا کردن

نگهبان

Ex: The museum employs guards to protect valuable artifacts and artwork .

موزه از نگهبانان برای محافظت از آثار و هنرهای ارزشمند استفاده می‌کند.

owner [اسم]
اجرا کردن

مالک

Ex: The organization became the proud owner of several historic artifacts .

سازمان به مالک مفتخر چندین اثر تاریخی تبدیل شد.

porter [اسم]
اجرا کردن

باربر (هتل و غیره)

Ex: The hotel porter efficiently organized guests ' belongings upon arrival .

پورت‌ر هتل به طور مؤثر وسایل مهمانان را در زمان ورود سازماندهی کرد.

postman [اسم]
اجرا کردن

پستچی

Ex: She waved at the postman as he passed by on his bicycle .

او به پستچی دست تکان داد در حالی که او با دوچرخه‌اش می‌گذشت.

president [اسم]
اجرا کردن

رئیس‌جمهور

Ex: He campaigned vigorously to become the next president of the United States .

او برای تبدیل شدن به رئیس‌جمهور بعدی ایالات متحده به شدت مبارزه کرد.

professor [اسم]
اجرا کردن

استادیار (دانشگاه)

Ex: I have a meeting with my English professor tomorrow .

فردا جلسه‌ای با استاد انگلیسی خود دارم.

اجرا کردن

مأمور حراست

Ex: The security guard monitored surveillance cameras to watch over the store overnight .

نگهبان امنیتی دوربین‌های نظارتی را برای مراقبت از فروشگاه در طول شب کنترل می‌کرد.

sailor [اسم]
اجرا کردن

ملوان

Ex: The sailor swabbed the deck to keep it clean .

ملوان عرشه را شست تا تمیز بماند.

اجرا کردن

کارمند آژانس مسافرتی

Ex: They consulted the travel agent to get advice on visa requirements and travel documents .

آن‌ها برای دریافت مشاوره در مورد الزامات ویزا و مدارک سفر با آژانس مسافرتی مشورت کردند.

collector [اسم]
اجرا کردن

مجموعه‌دار

Ex: As a passionate art collector , she traveled the world in search of unique and valuable pieces to add to her gallery .

به عنوان یک مجموعه‌دار هنری مشتاق، او برای یافتن قطعات منحصر به فرد و باارزش برای اضافه کردن به گالری‌اش به سراسر جهان سفر کرد.