کمبریج انگلیسی: PET (B1 مقدماتی) - Household

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: PET (B1 مقدماتی)
cabinet [اسم]
اجرا کردن

کمد

Ex: The shoe cabinet by the entrance keeps our shoes organized and tidy .

کابینت کفش کنار ورودی کفش‌های ما را منظم و تمیز نگه می‌دارد.

chest of drawers [عبارت]
اجرا کردن

کمد کشودار

Ex: The nursery was equipped with a small chest of drawers for the baby 's clothes and accessories .
kettle [اسم]
اجرا کردن

کتری

Ex: The kettle whistled loudly when the water was ready .

کتری هنگامی که آب آماده بود با صدای بلند سوت کشید.

bin [اسم]
اجرا کردن

سطل زباله

Ex: He noticed the bin was overflowing and decided to empty it .

او متوجه شد که سطل زباله پر شده است و تصمیم گرفت آن را خالی کند.

heating [اسم]
اجرا کردن

سیستم گرمایشی

Ex:

خانه‌های جدید در محله ما دارای سیستم‌های گرمایشی خورشیدی هستند.

brand-new [صفت]
اجرا کردن

نوی نو

Ex: The couple moved into their brand-new house , filled with anticipation .

زوجین به خانه کاملاً جدید خود نقل مکان کردند، پر از انتظار.

cushion [اسم]
اجرا کردن

کوسن

Ex: The window seat was adorned with plush cushions for cozy reading nook .

صندلی کنار پنجره با بالش‌های نرم برای گوشه دنج مطالعه تزئین شده بود.

dishwasher [اسم]
اجرا کردن

ماشین ظرف‌شویی

Ex: The dishwasher 's control panel has intuitive buttons for easy operation .

پنل کنترل ماشین ظرفشویی دارای دکمه‌های شهودی برای کاربرد آسان است.

duvet [اسم]
اجرا کردن

لحاف

Ex: The luxurious hotel room had a fluffy duvet and soft pillows for a comfortable stay .

اتاق هتل لوکس دارای پتو نرم و بالش‌های نرم برای اقامتی راحت بود.

microwave [اسم]
اجرا کردن

ماکروفر

Ex: Always be careful when removing items from the microwave , as they can be very hot .

همیشه هنگام خارج کردن وسایل از مایکروویو مراقب باشید، زیرا می‌توانند بسیار داغ باشند.

mirror [اسم]
اجرا کردن

آینه

Ex:

آن‌ها یک آینه تمام‌قد را روی در کمد آویزان کردند تا لباس‌هایشان را بررسی کنند.

rug [اسم]
اجرا کردن

قالیچه

Ex: The soft rug in the living room adds warmth to the space .

فرش نرم در اتاق نشیمن به فضا گرمی می‌بخشد.

wardrobe [اسم]
اجرا کردن

کمد لباس

Ex: They bought a new wardrobe to organize all their clothes .

آنها یک کمد لباس جدید خریدند تا تمام لباس‌هایشان را سازماندهی کنند.

brush [اسم]
اجرا کردن

برس (مو)

Ex:

آرایشگر از یک برس گرد برای ایجاد فر استفاده کرد.

اجرا کردن

تهویه هوا

Ex: She enjoys the refreshing breeze provided by the air conditioning after a long day outside .

او از نسیم خنک تهویه مطبوع بعد از یک روز طولانی در بیرون لذت می‌برد.

antique [اسم]
اجرا کردن

عتیقه

Ex:

او یک ساعت جیبی عتیقه را به ارث برد که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده بود.

basin [اسم]
اجرا کردن

روشویی حمام

Ex: They installed a new , modern basin in the bathroom remodel .

آن‌ها یک سینک جدید و مدرن در بازسازی حمام نصب کردند.

blind [اسم]
اجرا کردن

کرکره

Ex:

کودک پرده را پایین کشید تا پنجره را بپوشاند.

اجرا کردن

تابلو اعلانات

Ex: Important announcements were posted on the notice board outside the principal 's office .

اعلانات مهم روی تابلوی اعلانات خارج از دفتر مدیر نصب شده بود.

housework [اسم]
اجرا کردن

کار خانه (نظافت، آشپزی و غیره)

Ex: After a long week at work , she finds it satisfying to tackle the housework on the weekends .

پس از یک هفته طولانی کار، او انجام کارهای خانه در آخر هفته را رضایتبخش می‌یابد.

iron [اسم]
اجرا کردن

اتو

Ex: The iron is hot , so be careful when touching it .

اتو داغ است، بنابراین در هنگام لمس آن مراقب باشید.

jug [اسم]
اجرا کردن

بطری بزرگ

Ex: With a smile , the bartender filled our jug with frothy beer , signaling the start of a festive evening .
clothesline [اسم]
اجرا کردن

طناب رخت

Ex: They used a wooden peg to secure the clothes to the clothesline .

آن‌ها از یک میخ چوبی برای محکم کردن لباس‌ها به طناب رخت‌آویز استفاده کردند.

sheet [اسم]
اجرا کردن

روتختی

Ex: He preferred to sleep with just a light sheet during the summer to stay cool and comfortable .

او ترجیح می‌داد در تابستان فقط با یک ملافه سبک بخوابد تا خنک و راحت بماند.

switch [اسم]
اجرا کردن

کلید (روشن و خاموش)

Ex:

آن‌ها یک سوئیچ دیمر نصب کردند تا روشنایی چراغ‌های اتاق نشیمن را تنظیم کنند.

bucket [اسم]
اجرا کردن

سطل

Ex: The fisherman returned from the lake with a bucket full of freshly caught trout .

ماهیگیر از دریاچه با یک سطل پر از قزل‌آلای تازه صید شده بازگشت.

bulb [اسم]
اجرا کردن

a glass enclosure containing a filament or other light-emitting element, producing illumination when electrically powered

Ex: Fluorescent bulbs use less energy than incandescent ones .
candle [اسم]
اجرا کردن

شمع

Ex: The sweet aroma of vanilla filled the air as the candle burned slowly on the coffee table .

عطر شیرین وانیلا هوا را پر کرد در حالی که شمع به آرامی روی میز قهوه می‌سوخت.

اجرا کردن

سیستم گرمایش مرکزی

Ex: She adjusted the central heating thermostat to maintain a comfortable temperature throughout the day .

او ترموستات گرمایش مرکزی را تنظیم کرد تا دمای راحتی را در طول روز حفظ کند.

heater [اسم]
اجرا کردن

بخاری

Ex: The heater 's thermostat controls the temperature .

ترموستات بخاری دما را کنترل می‌کند.

mug [اسم]
اجرا کردن

لیوان (دسته‌دار)

Ex: The souvenir shop sold mugs featuring famous landmarks from around the world , appealing to tourists .

فروشگاه سوغاتی لیوان‌هایی با تصاویر نقاط دیدنی معروف از سراسر جهان می‌فروخت که برای گردشگران جذاب بود.

pipe [اسم]
اجرا کردن

*لوله

Ex: They discovered a leak in the pipe that carried water to the entire building .

آنها نشتی در لوله ای که آب را به تمام ساختمان منتقل می‌کرد کشف کردند.

plug [اسم]
اجرا کردن

دو شاخه (برق)

Ex: The laptop would n't turn on because the plug was n't securely connected .

لپ‌تاپ روشن نمی‌شد زیرا پریز به‌طور ایمن متصل نبود.

اجرا کردن

کنترل (تلویزیون و غیره)

Ex: The remote control for the garage door opener allows easy access to the house .

کنترل از راه دور برای بازکننده در گاراژ دسترسی آسان به خانه را فراهم می‌کند.

rope [اسم]
اجرا کردن

طناب

Ex: She swung from the rope into the lake with a big splash .

او از طناب به دریاچه پرید با یک پاشش بزرگ.

lock [اسم]
اجرا کردن

قفل

Ex: He fiddled with the lock on the gate until it finally opened .

او با قفل دروازه بازی کرد تا اینکه بالاخره باز شد.