کمبریج انگلیسی: PET (B1 مقدماتی) - مواد غذایی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: PET (B1 مقدماتی)
starter [اسم]
اجرا کردن

پیش‌غذا

Ex: For their dinner party , they decided to serve a variety of starters , including bruschetta and stuffed mushrooms .

برای مهمانی شام خود، آنها تصمیم گرفتند انواع پیش غذاها از جمله بروشتا و قارچ پر شده سرو کنند.

main course [اسم]
اجرا کردن

غذای اصلی

Ex: The wedding dinner included a buffet style with multiple main courses for guests to choose from .

شام عروسی شامل سبک بوفه با چندین غذای اصلی برای انتخاب مهمانان بود.

اجرا کردن

کربوهیدرات

Ex: The nutritionist recommended limiting refined carbohydrates like sugary snacks .

متخصص تغذیه توصیه کرد که کربوهیدرات‌های تصفیه شده مانند تنقلات شیرین محدود شوند.

اجرا کردن

محصول لبنی

Ex: Many dairy products are rich in calcium , which is important for bone health .

بسیاری از محصولات لبنی سرشار از کلسیم هستند که برای سلامت استخوان‌ها مهم است.

fat [اسم]
اجرا کردن

چربی

Ex: He prefers to cook with plant-based fats like coconut oil .

او ترجیح می‌دهد با چربی‌های گیاهی مانند روغن نارگیل آشپزی کند.

protein [اسم]
اجرا کردن

پروتئین

Ex: A lack of protein in the diet can weaken the immune system .

کمبود پروتئین در رژیم غذایی می‌تواند سیستم ایمنی را تضعیف کند.

flatbread [اسم]
اجرا کردن

نان نازک بدون خمیرمایه

Ex: The flatbread was soft and perfect for wrapping around grilled meat .

نان تخت نرم بود و برای پیچیدن دور گوشت کبابی عالی بود.

soft drink [اسم]
اجرا کردن

نوشیدنی غیرالکلی

Ex: They enjoyed mixing different flavors of soft drinks at the soda fountain .

آنها از مخلوط کردن طعم‌های مختلف نوشابه‌های گازدار در چشمه سودا لذت می‌بردند.

cookie [اسم]
اجرا کردن

کوکی (نوعی کلوچه)

Ex: The bakery offered a variety of cookies , including snickerdoodles and macadamia nut .

نانوایی انواع مختلفی از کلوچه‌ها را ارائه می‌داد، از جمله اسنیکردودل و کلوچه با مغز ماکادمیا.

ingredient [اسم]
اجرا کردن

مواد تشکیل‌دهنده

Ex: She bought organic ingredients for the salad .
corn [اسم]
اجرا کردن

بلال

Ex: She planted rows of corn in her garden for the summer harvest .

او ردیف‌هایی از ذرت را در باغش برای برداشت تابستانی کاشت.

bean [اسم]
اجرا کردن

لوبیا

Ex: She cooked rice and beans for a simple meal .

او برنج و لوبیا را برای یک وعده غذایی ساده پخت.

salmon [اسم]
اجرا کردن

سالمون (گوشت)

Ex: She baked the salmon with herbs and olive oil .

او ماهی سالمون را با گیاهان و روغن زیتون پخت.

lettuce [اسم]
اجرا کردن

کاهو

Ex:

کاهو یک ماده کم کالری است که برای وعده‌های غذایی سالم عالی است.

spinach [اسم]
اجرا کردن

اسفناج

Ex: The soup contained spinach and other vegetables .

سوپ حاوی اسفناج و سبزیجات دیگر بود.

flour [اسم]
اجرا کردن

آرد

Ex:

آنها از آرد گندم کامل به جای آرد سفید برای یک گزینه سالم‌تر استفاده می‌کنند.

cabbage [اسم]
اجرا کردن

کلم

Ex: Fermented cabbage , known as sauerkraut , is popular in many cultures for its unique flavor and health benefits .

کلم تخمیر شده، معروف به کلم ترش، به خاطر طعم منحصر به فرد و فواید سلامتی در بسیاری از فرهنگ‌ها محبوب است.

اجرا کردن

سیب‌زمینی سرخ‌کرده

Ex:

او یک چیزبرگر با طرف سیب زمینی سرخ کرده سفارش داد.

pea [اسم]
اجرا کردن

نخودفرنگی

Ex: We bought a bag of frozen peas for quick meals .

ما یک کیسه نخود فرنگی منجمد برای وعده‌های غذایی سریع خریدیم.

peach [اسم]
اجرا کردن

هلو

Ex: She enjoyed a ripe peach for a refreshing summer snack .

او از یک هلو رسیده به عنوان یک میان وعده تابستانی خنک لذت برد.

peanut [اسم]
اجرا کردن

بادام‌زمینی

Ex:

او یک کیسه کوچک از بادام زمینی برای سفر جاده‌ای خود بسته‌بندی کرد.

toast [اسم]
اجرا کردن

نان تست

Ex: I burnt my toast because I left it in the toaster too long .

من نان تست خود را سوزاندم چون آن را برای مدت خیلی طولانی در توستر گذاشتم.

tuna [اسم]
اجرا کردن

گوشت ماهی تن

Ex: She added chunks of tuna to her green salad .

او تکه‌های تن ماهی را به سالاد سبزش اضافه کرد.

turkey [اسم]
اجرا کردن

گوشت بوقلمون

Ex: Thanksgiving is never complete without the aroma of a succulent turkey .

شکرگزاری بدون عطر و طعم یک بوقلمون آبدار هرگز کامل نیست.

pie [اسم]
اجرا کردن

پای (نوعی کیک)

Ex: We cooked a spinach and feta pie for our vegetarian guest .

ما یک پای اسفناج و پنیر فتا برای مهمان گیاهخوارمان پختیم.

pineapple [اسم]
اجرا کردن

آناناس

Ex: She uses a special tool to cut the pineapple into rings .

او از یک ابزار خاص برای برش آناناس به صورت حلقه‌ای استفاده می‌کند.

coconut [اسم]
اجرا کردن

نارگیل

Ex: He bought a whole coconut from the market and used a hammer to break it open .

او یک نارگیل کامل از بازار خرید و از چکش برای شکستن آن استفاده کرد.

herb [اسم]
اجرا کردن

سبزی

Ex: The garden is filled with an assortment of herbs like parsley , sage , and cilantro .

باغ پر از انواع گیاهان دارویی مانند جعفری، مریم گلی و گشنیز است.

fruit juice [اسم]
اجرا کردن

آبمیوه

Ex: The recipe called for orange fruit juice , which added a zesty flavor to the dish .

دستور غذا آب پرتقال می‌خواست، که طعم تندی به غذا اضافه کرد.