با دیگران بیرون رفتن
آنها اغلب در تابستان وقت میگذرانند در کنار ساحل.
با دیگران بیرون رفتن
آنها اغلب در تابستان وقت میگذرانند در کنار ساحل.
(با قرار قبلی) کسی را ملاقات کردن
من بعد از فیلم با دوستم meet up میکنم.
to build a positive relationship with a specific person, often by spending time together and getting to know each other
دور هم جمع شدن
اعضای کلاب هر دوشنبه ملاقات خواهند کرد تا رویدادها را سازماندهی کنند.
گذراندن (زمان)
او وقت آزادش را به تمرین گیتار میگذراند.
دیدن
من قصد دارم این آخر هفته پدربزرگ و مادربزرگم را ببینم.
شوخی کردن
او در مورد جلسه طولانی شوخی کرد تا جو را سبک کند.
دروغ گفتن
او در طول تحقیق به طور مداوم دروغ گفت.
جدا شدن (رابطه عاشقانه)
این یک تصمیم دشوار بود، اما در نهایت آنها موافقت کردند که از هم جدا شوند و راههای جداگانهای را در پیش بگیرند.
قطع ارتباط کردن
تفاوتهای سیاسی باعث شد که همسایهها با هم دعوا کنند، که منجر به رابطهای پرتنش شد.
سرخورده کردن
وعدههای پوچ و عدم اقدام سیاستمدار، رایدهندگانی که به او اعتماد کرده بودند را نومید کرد.
سریع با کسی جور شدن
از نظر عاطفی دور شدن
با گذشت زمان، آنها از هم دور شدند و ارتباطشان را با یکدیگر از دست دادند.
آشتی کردن
امیدوارم تو و برادرت به زودی با هم آشتی کنید.
بهم زدن (رابطه عاشقانه)
آنها پس از دو سال رابطه تصمیم به جدایی گرفتند.
رو کردن به کسی (برای نظر گرفتن)
او برای راهنمایی در مورد شروع کسبوکار خود به مربی خود مراجعه کرد.
تکیه کردن به
در بحران، مردم اغلب برای تصمیمگیری سریع به غرایز خود تکیه میکنند.
با کسی رابطه خوب داشتن
او رابطه خوب داشتن با افراد جدید را آسان مییابد.