انگلیسی کمبریج: PET (B1 Preliminary) - خرید و تراکنشها
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
something that is created or grown for sale

محصول
استارتاپ فناوری محصول پرچمدار خود را در نمایشگاه تجاری ماه گذشته راهاندازی کرد.
a limited-time promotion or discount on a product or service

پیشنهاد ویژه, تخفیف ویژه
پیشنهاد ویژه در نیمه شب به پایان میرسد، بنابراین سریع اقدام کنید.
a variety of things that are different but are of the same general type

گستره, دامنه، محدوده، مجموعه
شرکت محدودهای از محصولات را تولید میکند، از لوازم خانگی تا اقلام مراقبت شخصی.
at a price or cost that is not excessive

معقولانه
حتی در فصل اوج، بلیطها منطقی ارزان باقی ماندند.
having a reasonable price

ارزان
او یک لباس ارزان پیدا کرد که هنوز شیک به نظر میرسید.
to make something known publicly, usually for commercial purposes

تبلیغ کردن
شرکت در حال حاضر تبلیغ عرضه محصول جدید خود را به مخاطبان جهانی میکند.
a plastic card, usually given to us by a bank, that we use to pay for goods and services

کارت اعتباری
هر بار که از کارت اعتباری خود استفاده میکنیم، امتیاز پاداش کسب میکنیم.
a symbol or design used to represent a company or organization

نماد تجاری, علامت تجاری
آنها لوگو را روی تمام مواد بازاریابی خود چاپ کردند تا مطمئن شوند مردم آن را متوجه میشوند.
to keep money to spend later

پسانداز کردن, ذخیره کردن
بسیاری از مردم هر روز مقدار کمی پسانداز میکنند بدون اینکه متوجه شوند چگونه با گذشت زمان جمع میشود.
the characteristic of being exceptionally expensive, offering superior quality and exclusivity

تجملات
خانه با پرداختهای سفارشی و چشماندازهای گستردهاش لوکس میتابید.
an occasion when a shop or business sells its goods at reduced prices

حراج
آنها ماشین جدید خود را در طول یک فروش پایان سال خریداری کردند.
a request for a specific item or service to be provided

سفارش
آنها فراموش کردند که پیش غذا را در سفارش ما بگنجانند.
money in bills or coins, rather than checks, credit, etc.

پول نقد
فروشگاه در صورت پرداخت نقدی تخفیف ارائه میدهد.
a sum of money that is paid before paying a total amount, particularly when buying something that is expensive

پیشپرداخت, بیعانه
آژانس مسافرتی برای تأیید جایگاهشان در کشتی تفریحی آینده، پیش پرداخت درخواست کرد.
reciprocal transfer of equal sums of money, often currencies of different countries

مبادله, تبادل
دفتر صرافی برای تبدیل ارز هزینه کمی دریافت میکند.
moderate in amount or quality

معقول
رستوران قیمتهای مناسب برای وعدههای غذایی خوشمزه خود ارائه میدهد.
to decide what we want to have or what is best for us from a group of options

انتخاب کردن
سرآشپز بهترین مواد را برای غذای ویژه امشب انتخاب خواهد کرد.
to make something smaller in amount, degree, price, etc.

کاهش دادن, کم کردن
آشپز پیشنهاد کرد که از مواد جایگزین برای کاهش محتوای کالری غذا استفاده شود.
the amount of money we pay to travel with a bus, taxi, plane, etc.

کرایه
هزینه مترو امسال 10٪ افزایش یافت.
something that is worth the price paid because it offers quality, usefulness, or satisfaction beyond the cost

ارزش خوب, معامله خوب
هتل تمیز و راحت بود، که آن را به یک اقامت با ارزش خوب تبدیل کرد.
to express your annoyance, unhappiness, or dissatisfaction about something

شكايت كردن, گله کردن
به جای شکایت از آب و هوا، سارا تصمیم گرفت از روز بارانی نهایت استفاده را ببرد و در خانه ماند و کتاب خواند.
a statement that conveys one's dissatisfaction

شکایت, گلایه
او پس از تأخیر چند ساعته پروازش بدون هیچ توضیحی، نامهای شکایت به شرکت هواپیمایی نوشت.
(of a person or thing) harmed or spoiled

صدمهدیده
اعتبار آسیبدیده شرکت منجر به کاهش فروش شد.
to bring and give a letter, package, etc. to a specific person or place

تحویل دادن, رساندن
در حال حاضر، پیک به طور فعال در حال تحویل مرسولهها به آدرسهای مختلف است.
to swap one item for another, often of similar value or function

مبادله کردن, تعویض کردن
او کفشهای پاشنه بلند خود را با کفشهای ورزشی راحت عوض کرد تا در شهر قدم بزند.
to ask for something, especially food, drinks, services, etc. in a restaurant, bar, or shop

سفارش دادن
آنها قبل از غذای اصلی خود سفارش دادند تا پیشغذاها را تقسیم کنند.
an amount of money that is paid back because of returning goods to a store or one is not satisfied with the goods or services

بازپرداخت
او درخواست بازپرداخت برای بلیطهای کنسرت کرد زیرا رویداد لغو شد.
to bring back a purchased item to the seller in order to receive a refund

پس دادن (جنس خریداری شده), برگرداندن (جنس خریداری شده)
مشتری متوجه شد که رنگ رنگ با نمونه مطابقت ندارد، بنابراین تصمیم گرفت آن را مرجوع کند.
an item bought at a much lower price than usual

جنس مفت (اصطلاحی), تقریبا رایگان
ماشین دست دوم در مقایسه با مدلهای جدیدتر یک معامله بود.
a decline in amount, degree, etc. of a particular thing

کاهش
کاهش انتشار گازهای گلخانهای برای مقابله با تغییرات آبوهوایی حیاتی است.
a mutual understanding or agreement established between people

توافق
ترتیب برای مراسم عروسی بسیار دقیق بود.
