کمبریج انگلیسی: PET (B1 مقدماتی) - حیوانات و قسمت‌های حیوانات

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: PET (B1 مقدماتی)
giraffe [اسم]
اجرا کردن

زرافه

Ex: Despite their long legs , giraffes move with surprising grace , their strides covering great distances with ease .

علیرغم پاهای بلندشان، زرافه‌ها با ظرافتی شگفت‌انگیز حرکت می‌کنند، گام‌هایشان به راحتی مسافت‌های زیادی را می‌پیماید.

kangaroo [اسم]
اجرا کردن

کانگورو

Ex: Female kangaroos carry their young , called joeys , in their pouches , providing warmth and protection until they are fully developed .

کنگوروهای ماده فرزندان خود را که جویی نامیده می‌شوند در کیسه‌های خود حمل می‌کنند و تا زمانی که کاملاً رشد کنند، گرما و محافظت فراهم می‌کنند.

penguin [اسم]
اجرا کردن

پنگوئن

Ex: The little girl giggled as the penguin waddled on the ice .

دختر کوچک خندید در حالی که پنگوئن روی یخ تلوتلو خورد.

polar bear [اسم]
اجرا کردن

خرس قطبی

Ex: Polar bears have a keen sense of smell , allowing them to detect seals from long distances beneath the ice .

خرس‌های قطبی دارای حس بویایی قوی هستند که به آنها امکان می‌دهد فوک‌ها را از فواصل طولانی زیر یخ تشخیص دهند.

beak [اسم]
اجرا کردن

منقار

Ex: The duck dipped its beak into the water to search for food .

اردک نوک خود را در آب فرو برد تا غذا پیدا کند.

claw [اسم]
اجرا کردن

پنجه

Ex: The bear ’s claws left deep marks in the bark of the tree .

چنگال‌های خرس روی پوست درخت جای عمیقی گذاشت.

feather [اسم]
اجرا کردن

پر

Ex: The artist meticulously painted each individual feather on the owl ’s wing in exquisite detail .

هنرمند با دقت هر پر منفرد روی بال جغد را با جزئیات عالی نقاشی کرد.

fur [اسم]
اجرا کردن

مو (حیوان)

Ex: His coat was covered in cat fur after cuddling with his pet .

پالتوی او پس از در آغوش گرفتن حیوان خانگی‌اش با خز گربه پوشیده شده بود.

hoof [اسم]
اجرا کردن

سم (اسب و...)

Ex: The veterinarian checked the hooves to make sure they were healthy and strong .

دامپزشک سم‌ها را بررسی کرد تا مطمئن شود که سالم و قوی هستند.

paw [اسم]
اجرا کردن

پنجه

Ex: The bear used its powerful paws to break open the beehive and access the honey inside .

خرس از پنجه‌های قدرتمند خود برای شکستن کندو و دسترسی به عسل داخل آن استفاده کرد.

tail [اسم]
اجرا کردن

دم

Ex: The monkey 's tail helps it swing from tree to tree .

دم میمون به او کمک می‌کند تا از درختی به درخت دیگر تاب بخورد.

tusk [اسم]
اجرا کردن

عاج

Ex: The walrus used its long tusks to pry open shellfish , revealing the succulent meat inside .

گراز دریایی از عاج‌های بلند خود برای باز کردن صدف‌ها استفاده کرد و گوشت آبدار داخل آن را آشکار کرد.

whisker [اسم]
اجرا کردن

سبیل (حیوان)

Ex:

سبیل‌های فک ارتعاشات در آب را تشخیص می‌دهند تا طعمه را پیدا کنند.

ostrich [اسم]
اجرا کردن

شترمرغ

Ex: Unlike most birds , the ostrich can not fly due to its heavy body .

برخلاف بیشتر پرندگان، شترمرغ به دلیل بدن سنگینش نمی‌تواند پرواز کند.

parrot [اسم]
اجرا کردن

طوطی

Ex: In the wild , the parrot is often found in rainforests .

در طبیعت، طوطی اغلب در جنگل‌های بارانی یافت می‌شود.

shark [اسم]
اجرا کردن

کوسه

Ex: The shark is a fearsome predator of the ocean .

کوسه یک شکارچی وحشتناک اقیانوس است.

mosquito [اسم]
اجرا کردن

پشه

Ex:

صدای آزاردهندهٔ وزوز یک پشه مرا شب بیدار نگه داشت.

frog [اسم]
اجرا کردن

قورباغه

Ex: He was fascinated by the way the frog changed color when it was stressed .

او مجذوب روشی شد که قورباغه هنگام استرس رنگ عوض می‌کرد.

donkey [اسم]
اجرا کردن

الاغ

Ex: Donkeys are known for their intelligence and ability to adapt to harsh climates .

الاغها به خاطر هوش و توانایی انطباق با آب و هوای سخت شناخته شده‌اند.

species [اسم]
اجرا کردن

گونه

Ex: The domestic dog is a species of the genus Canis that has been selectively bred by humans for thousands of years .

سگ خانگی یک گونه از سرده Canis است که برای هزاران سال توسط انسان‌ها به صورت انتخابی پرورش داده شده است.

wildlife [اسم]
اجرا کردن

حیات‌وحش

Ex: He enjoys watching wildlife documentaries in his spare time .

او از تماشای مستندهای حیات وحش در وقت آزاد خود لذت می‌برد.