کمبریج انگلیسی: PET (B1 مقدماتی) - ظاهر فیزیکی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: PET (B1 مقدماتی)
makeup [اسم]
اجرا کردن

لوازم آرایش

Ex: She prefers natural makeup for everyday wear .

او آرایش طبیعی را برای استفاده روزمره ترجیح می‌دهد.

attractive [صفت]
اجرا کردن

جذاب

Ex: The handsome actor 's attractive smile made him a heartthrob for many fans .

لبخند جذاب بازیگر خوشتیپ او را به دلبری برای بسیاری از طرفداران تبدیل کرد.

bald [صفت]
اجرا کردن

کچل

Ex: His head became completely bald after years of shaving it clean .

سر او پس از سال‌ها تراشیدن کاملاً طاس شد.

beard [اسم]
اجرا کردن

ریش

Ex: The stylish hipster had a perfectly groomed beard .

هیپستر شیک یک ریش کاملاً آراسته داشت.

blond [صفت]
اجرا کردن

بور

Ex: The blond man had a laid-back and carefree attitude .

مرد بلوند نگرشی آرام و بی‌خیال داشت.

اجرا کردن

چهارشانه

Ex: The broad-shouldered jacket gave him a powerful and commanding presence .

ژاکت شانه پهن به او حضوری قدرتمند و مسلط بخشید.

dark [صفت]
اجرا کردن

تیره

Ex: He had striking dark eyes that seemed to hold a secret .

او چشمان تیره چشمگیری داشت که به نظر می‌رسید رازی را در خود نگه داشته است.

fair [صفت]
اجرا کردن

روشن (مو و پوست)

Ex: He inherited his mother 's fair hair and blue eyes .

او موهای بلوند و چشمان آبی مادرش را به ارث برد.

اجرا کردن

خوش‌تیپ

Ex: The handsome young man caught the attention of everyone in the room with his good-looking appearance .

مرد جوان خوش‌تیپ با ظاهر خوش‌منظر خود توجه همه را در اتاق به خود جلب کرد.

اجرا کردن

بلندی متوسط

Ex: The player was of medium height , but he had great jumping ability .

بازیکن قد متوسطی داشت، اما توانایی پرش عالی‌ای داشت.

mustache [اسم]
اجرا کردن

سبیل

Ex: The gentleman 's thick mustache gave him a distinguished look .

سبیل پرپشت آقا به او ظاهری متشخص می‌داد.

pale [صفت]
اجرا کردن

رنگ‌پریده (پوست)

Ex: Despite the sunny day , his pale face revealed he had n’t been outside much lately .

با وجود روز آفتابی، چهره رنگ پریده او نشان می‌داد که اخیراً زیاد بیرون نرفته است.

plain [صفت]
اجرا کردن

ساده و غیر جذاب

Ex: Despite being plain , he had a certain charm that others found appealing .

علیرغم معمولی بودن، او جذابیت خاصی داشت که دیگران آن را جذاب می‌یافتند.

red [صفت]
اجرا کردن

شرابی (رنگ مو)

Ex: Many people admire the natural beauty of red hair , which is quite rare .

بسیاری از مردم زیبایی طبیعی موهای قرمز را تحسین می‌کنند، که بسیار نادر است.

scar [اسم]
اجرا کردن

جای زخم

Ex: While scars can not be completely removed , treatments such as laser therapy , steroid injections , or surgical revision can help improve their appearance .

اگرچه جای زخم‌ها به طور کامل قابل حذف نیستند، اما درمان‌هایی مانند لیزر درمانی، تزریق استروئید یا اصلاح جراحی می‌توانند به بهبود ظاهر آنها کمک کنند.

slim [صفت]
اجرا کردن

ظریف

Ex: The slim dancer moved with grace and precision .

رقاص لاغر با ظرافت و دقت حرکت کرد.

straight [صفت]
اجرا کردن

(مو) لخت

Ex:

پس از درمان، موهای او برای هفته‌ها صاف باقی ماند.

wavy [صفت]
اجرا کردن

موج‌دار (مو)

Ex: The little girl 's wavy hair danced in the breeze as she played outside .

موهای موجدار دختر کوچک در نسیم میرقصید در حالی که بیرون بازی میکرد.

beauty [اسم]
اجرا کردن

زیبایی

Ex:

عکاسی او زیبایی خام طبیعت را ثبت کرد.

cute [صفت]
اجرا کردن

ناز

Ex: The cute girl had big , expressive eyes and a button nose .

دختر ناز چشمانی بزرگ و بیانگر و بینی دکمه‌ای داشت.

curly [صفت]
اجرا کردن

فرفری

Ex: My friend has beautiful curly hair that bounces when she walks .

دوستم موهای فر زیبایی دارد که وقتی راه می‌رود می‌پرد.

eyed [صفت]
اجرا کردن

دارای چشم یا چشمان یا ویژگی شبیه به چشم، اغلب در ترکیب استفاده می‌شود

enormous [صفت]
اجرا کردن

عظیم

Ex: He inherited an enormous mansion with dozens of rooms .

او یک عمارت عظیم با ده‌ها اتاق به ارث برد.

tiny [صفت]
اجرا کردن

کوچک

Ex: The tiny bubbles floated to the surface of the sparkling water .

حباب‌های ریز به سطح آب گازدار شناور شدند.