کمبریج انگلیسی: PET (B1 مقدماتی) - رسانه و پخش

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: PET (B1 مقدماتی)
episode [اسم]
اجرا کردن

قسمت

Ex: Fans eagerly awaited the premiere of the new episode of their favorite TV drama , eager to see how the plot would unfold .
review [اسم]
اجرا کردن

نقد

Ex: I read a glowing review of the new movie in the newspaper .

من یک نقد درخشان از فیلم جدید را در روزنامه خواندم.

documentary [اسم]
اجرا کردن

فیلم مستند

Ex: The space documentary provided fascinating facts about our solar system .

مستند فضایی حقایق جذابی درباره منظومه شمسی ما ارائه داد.

soundtrack [اسم]
اجرا کردن

موسیقی متن

Ex: He bought the soundtrack as soon as it was released after seeing the film .

او موسیقی متن را بلافاصله پس از انتشار بعد از دیدن فیلم خرید.

subtitle [اسم]
اجرا کردن

زیرنویس

Ex: Viewers with hearing impairments rely on subtitles to enjoy movies and TV shows .

بینندگان با اختلالات شنوایی برای لذت بردن از فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی به زیرنویس‌ها متکی هستند.

application [اسم]
اجرا کردن

برنامه

Ex: I installed a photo editing application on my laptop .

من یک برنامه ویرایش عکس روی لپ‌تاپم نصب کردم.

headline [اسم]
اجرا کردن

تیتر

Ex: The headline highlighted the economic crisis , urging readers to turn to the inside pages for detailed coverage .

تیتر بحران اقتصادی را برجسته کرد و از خوانندگان خواست برای پوشش دقیق به صفحات داخلی مراجعه کنند.

program [اسم]
اجرا کردن

برنامه (رادیویی یا تلویزیونی)

Ex: The radio program featured interviews with local artists and musicians .

برنامه رادیویی شامل مصاحبه‌هایی با هنرمندان و موسیقی‌دانان محلی بود.

channel [اسم]
اجرا کردن

شبکه

Ex:

سرویس‌های استریمینگ به کاربران اجازه می‌دهند تا به کانال‌ها به صورت آنلاین دسترسی داشته باشند، که دسترسی به محتوای متنوع را به صورت درخواستی فراهم می‌کند.

recording [اسم]
اجرا کردن

اطلاعات ضبط شده (مانند عکس، صدا و غیره)

Ex: He watched the recording of the lecture to review the material for the exam .

او ضبط سخنرانی را تماشا کرد تا مطالب را برای امتحان مرور کند.

to film [فعل]
اجرا کردن

فیلم‌برداری کردن

Ex: Right now , the director is filming a crucial scene on set .

همین حالا، کارگردان در حال فیلمبرداری یک صحنه حیاتی در صحنه است.

to star [فعل]
اجرا کردن

بازیگر نقش اصلی بودن

Ex: She stars as the protagonist in the new Broadway musical .

او به عنوان شخصیت اصلی در موزیکال جدید برادوی بازی می‌کند.

studio [اسم]
اجرا کردن

استودیو (رادیو یا تلویزیون)

Ex: The radio studio featured state-of-the-art soundboards and recording booths , where DJs entertained listeners with music and talk shows .