کمبریج انگلیسی: PET (B1 مقدماتی) - احساسات مثبت

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: PET (B1 مقدماتی)
encouraged [صفت]
اجرا کردن

باانگیزه

Ex: After receiving positive feedback from her mentor , she felt encouraged to pursue her dreams .

پس از دریافت بازخورد مثبت از مربی خود، او احساس تشویق کرد تا به دنبال رویاهایش برود.

satisfied [صفت]
اجرا کردن

راضی

Ex: After months of hard work , she felt satisfied with the results of her efforts .

پس از ماه‌ها کار سخت، او از نتایج تلاش‌هایش راضی بود.

impressed [صفت]
اجرا کردن

تحت‌تأثیر قرار گرفته

Ex: The impressed expression on her face showed her admiration for the talented musician .

حالت تحت تأثیر چهره‌اش نشان‌دهنده تحسین او برای موسیقیدان بااستعداد بود.

amused [صفت]
اجرا کردن

سرگرم

Ex: The amused chuckles from the audience filled the theater during the comedy show .

خنده‌های سرگرم‌کننده تماشاگران سالن تئاتر را در طول نمایش کمدی پر کرد.

grateful [صفت]
اجرا کردن

سپاسگزار

Ex: The child was visibly grateful for the surprise gift .

کودک به وضوح برای هدیه غافلگیر کننده سپاسگزار بود.

happiness [اسم]
اجرا کردن

شادی

Ex: Being surrounded by nature always brings her a deep sense of peace and happiness .

احاطه شدن توسط طبیعت همیشه به او احساس عمیقی از آرامش و خوشحالی می‌دهد.

crazy [صفت]
اجرا کردن

دیوانه

Ex: She ’s crazy for animals and volunteers at the shelter .

او دیوانه حیوانات است و در پناهگاه داوطلب می‌شود.

fond [صفت]
اجرا کردن

خوش

Ex: Whenever she visited her grandparents ' house , she felt a warm sense of fond nostalgia , surrounded by familiar objects and family stories from years gone by .

هر زمان که به خانه پدربزرگ و مادربزرگش سر میزد، احساس گرمی از نوستالژی را تجربه میکرد، در حالی که با اشیاء آشنا و داستانهای خانوادگی از سالهای گذشته احاطه شده بود.

pleased [صفت]
اجرا کردن

خوشحال

Ex: He was pleased by the warm welcome he received .

او از استقبال گرمی که دریافت کرد خوشحال بود.

amazed [صفت]
اجرا کردن

شگفت‌زده

Ex: His amazed expression spoke volumes about his reaction to the unexpected news .

حالت شگفت‌زده او بسیار درباره واکنشش به خبر غیرمنتظره گویا بود.

relaxing [صفت]
اجرا کردن

آرامش‌بخش

Ex: Spending the afternoon by the peaceful lake was relaxing, allowing her to unwind and recharge.

گذراندن بعدازظهر کنار دریاچه آرامش‌بخش آرامش‌بخش بود، به او اجازه داد تا استراحت کند و انرژی بگیرد.

cheerful [صفت]
اجرا کردن

شاد

Ex: Despite the rainy weather , the children remained cheerful as they played games indoors with their friends .

علیرغم هوای بارانی، بچه‌ها شاد باقی ماندند در حالی که با دوستانشان در داخل خانه بازی می‌کردند.

delighted [صفت]
اجرا کردن

راضی

Ex: The delighted laughter of the children echoed through the playground .

خنده‌های شاد کودکان در زمین بازی طنین انداز شد.

keen [صفت]
اجرا کردن

مشتاق

Ex: He ’s quite keen on taking up photography as a hobby .

او به شروع عکاسی به عنوان یک سرگرمی بسیار مشتاق است.

relieved [صفت]
اجرا کردن

تسکین یافته (از درد یا غم)

Ex:

او پس از اتمام پروژه بزرگش در محل کار، احساس آسودگی کرد.

glad [صفت]
اجرا کردن

خوشحال

Ex: He was glad for the chance to try something new and exciting .

او از فرصت امتحان کردن چیزی جدید و هیجان‌انگیز خوشحال بود.