کمبریج انگلیسی: PET (B1 مقدماتی) - فعالیت‌ها و سرگرمی‌ها

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: PET (B1 مقدماتی)
to eat out [فعل]
اجرا کردن

در رستوران غذا خوردن

Ex: Instead of packing lunch , they decided to eat out and try the nearby cafes .

به جای بسته‌بندی ناهار، آن‌ها تصمیم گرفتند بیرون غذا بخورند و کافه‌های نزدیک را امتحان کنند.

to work out [فعل]
اجرا کردن

ورزش کردن

Ex: I try to work out at least three times a week for better cardiovascular health .

من سعی می‌کنم حداقل سه بار در هفته ورزش کنم برای سلامت بهتر قلب و عروق.

have fun [حرف ندا]
اجرا کردن

خوش بگذره

Ex:

به یک سفر پیاده‌روی می‌روید؟ لذت ببرید از کاوش در مسیرها و لذت بردن از طبیعت!

diving [اسم]
اجرا کردن

شیرجه

Ex: She won a medal in the diving competition .

او در مسابقه شیرجه مدال گرفت.

to [do] sports [عبارت]
اجرا کردن

ورزش خاصی را انجام دادن

Ex: Doing sports can be both recreational and a competitive endeavor .
to [go] dancing [عبارت]
اجرا کردن

برای رقصیدن رفتن

Ex: Every Saturday night , they go dancing at the local club .
membership [اسم]
اجرا کردن

عضویت

Ex: She renewed her membership in the gym to continue accessing the facilities and classes .

او عضویت خود در باشگاه را تمدید کرد تا به امکانات و کلاس‌ها دسترسی داشته باشد.

اجرا کردن

هنر و صنایع دستی

Ex: Arts and crafts workshops provide opportunities for people to learn new skills and express their creativity .

کارگاه‌های هنر و صنایع دستی فرصت‌هایی را برای افراد فراهم می‌کنند تا مهارت‌های جدید بیاموزند و خلاقیت خود را بیان کنند.

slide [اسم]
اجرا کردن

سرسره

Ex: During the summer , the kids spent hours playing on the slide in the backyard .

در طول تابستان، بچه‌ها ساعت‌ها روی سرسره در حیاط خلوت بازی کردند.

painting [اسم]
اجرا کردن

نقاشی (هنر)

Ex:

او فرآیند نقاشی را آرامش‌بخش و درمانی می‌یابد.

snorkeling [اسم]
اجرا کردن

غواصی با لوله تنفسی

Ex:

او در حال شناوری با لوله تنفس یک لاک‌پشت دریایی را دید.

to hire [فعل]
اجرا کردن

کرایه کردن

Ex: If you need tools for a home project , you can hire them from the local hardware store .

اگر برای یک پروژه خانگی به ابزار نیاز دارید، می‌توانید آن‌ها را از فروشگاه سخت‌افزار محلی اجاره کنید.

اجرا کردن

گشتن

Ex: The group of friends looked around the historical castle , imagining the lives of its former inhabitants .

گروه دوستان در قلعه تاریخی گشتند و زندگی ساکنان سابق آن را تصور کردند.

doll [اسم]
اجرا کردن

عروسک

Ex: She dressed up her doll in a beautiful pink dress .

او عروسک خود را با یک لباس صورتی زیبا پوشاند.

nightlife [اسم]
اجرا کردن

شب‌گردی

Ex: Nightlife in this town does n't begin until after midnight .

زندگی شبانه در این شهر تا بعد از نیمه شب شروع نمی‌شود.

اجرا کردن

آرام گرفتن

Ex: The beach is my favorite spot to chill out and unwind .

ساحل، محل مورد علاقه من برای آرامش و استراحت است.

to get into [فعل]
اجرا کردن

علاقه‌مند شدن

Ex: She got into cooking and started experimenting with new recipes .

او به آشپزی علاقه مند شد و شروع به آزمایش دستورهای جدید کرد.

to join in [فعل]
اجرا کردن

شرکت کردن

Ex: At the family gathering , it 's essential that everyone feels comfortable enough to join in .

در گردهمایی خانوادگی، ضروری است که همه به اندازه کافی احساس راحتی کنند تا شرکت کنند.

to put down [فعل]
اجرا کردن

ثبت نام کردن

Ex: The automated system put down participants for the webinar upon completing the registration process .

سیستم خودکار پس از تکمیل فرآیند ثبت‌نام، شرکت‌کنندگان را برای وبینار ثبت کرد.

to sign up [فعل]
اجرا کردن

ثبت نام کردن

Ex: The employees collectively signed up for the wellness program offered by the company .

کارمندان به صورت جمعی برای برنامه سلامتی ارائه شده توسط شرکت ثبت نام کردند.

to take up [فعل]
اجرا کردن

به عهده گرفتن

Ex:

مسئولیت‌ها را در اسرع وقت به عهده بگیرید.