کمبریج انگلیسی: PET (B1 مقدماتی) - نقش‌ها در هنر و رسانه

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: PET (B1 مقدماتی)
disc jockey [اسم]
اجرا کردن

دی‌جی

Ex: She started her career as a disc jockey at college parties before landing a gig at a local nightclub .

او کار خود را به عنوان یک دی‌جی در مهمانی‌های دانشگاهی شروع کرد قبل از اینکه در یک شب‌نشینی محلی کار کند.

interviewer [اسم]
اجرا کردن

مصاحبه‌کننده

Ex: She prepared well to answer the interviewer ’s questions .

او به خوبی برای پاسخ به سوالات مصاحبه‌کننده آماده شده بود.

performer [اسم]
اجرا کردن

هنرمند (بازیگر، خواننده، نوازنده و غیره)

Ex: The street performer captivated passersby with their juggling and fire-breathing skills .

هنرمند خیابانی با مهارت‌های ژانگلوری و نفس آتشین خود رهگذران را مسحور کرد.

presenter [اسم]
اجرا کردن

مجری (تلویزیون یا رادیو)

celebrity [اسم]
اجرا کردن

چهره (مشهور)

Ex: The concert featured performances by many popular celebrities .

کنسرت شامل اجراهای بسیاری از سلبریتی‌های محبوب بود.

designer [اسم]
اجرا کردن

طراح

Ex:

سوزان یک طراح مد با استعداد است.

model [اسم]
اجرا کردن

مدل هنری

Ex: During the fashion class , students learned how to direct a model to achieve the desired poses for their photo shoots .

در طول کلاس مد، دانش‌آموزان یاد گرفتند که چگونه یک مدل را برای دستیابی به حالت‌های مورد نظر برای عکس‌برداری‌هایشان راهنمایی کنند.

novelist [اسم]
اجرا کردن

رمان‌نویس

Ex: The award-winning novelist was invited to speak at the literary festival about the importance of storytelling .

رمان‌نویس برنده جایزه برای صحبت در مورد اهمیت داستان‌سرایی در جشنواره ادبی دعوت شد.

poet [اسم]
اجرا کردن

شاعر

Ex: The poet 's verses are often set to music , creating beautiful songs .

اشعار شاعر اغلب به موسیقی تبدیل می‌شوند و آهنگ‌های زیبایی خلق می‌کنند.

publisher [اسم]
اجرا کردن

ناشر

Ex: After months of editing , her manuscript was finally accepted by a major publisher .

پس از ماه‌ها ویرایش، دستنوشته‌اش سرانجام توسط یک ناشر بزرگ پذیرفته شد.

reporter [اسم]
اجرا کردن

گزارشگر

Ex: She started her career as a crime reporter , covering stories for the local newspaper .

او کار خود را به عنوان یک گزارشگر جنایی آغاز کرد، داستان‌هایی را برای روزنامه محلی پوشش می‌داد.