به انجام کاری ادامه دادن
موتور به کار خود ادامه داد بدون مشکل علیرغم سفر طولانی.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
به انجام کاری ادامه دادن
موتور به کار خود ادامه داد بدون مشکل علیرغم سفر طولانی.
برآورده کردن
شرکت به قول خود در زمینه نوآوری عمل کرد و محصولات پیشگامانهای را معرفی کرد که صنعت را متحول کرد.
تسلیم شدن
وقتی کارها سخت میشود دست کشیدن آسان است، اما پشتکار کلید است.
ادامه دادن
استاد از دانشجو خواست که ادامه دهد و بخش دوم نظریه را توضیح دهد.
دست نگه داشتن
او به دوستش گفت صبر کند در حالی که او یک کار سریع را تمام میکرد.
مشتاقانه در انتظار چیزی بودن
آنها بیصبرانه منتظر دیدار خانواده هستند.
رد کردن
صاحبخانه با توجه به توانایی مالی مستاجر، افزایش اجاره را رد کرد.
غرق شدن
سنگ سنگین به سرعت به پایین دریاچه رفت، با پاشش خفیفی زیر سطح ناپدید شد.
دریافت کردن
او از دریافت یک هدیه غافلگیر کننده در روز تولدش خوشحال بود.
گم کردن
به نظر میرسد بسته در حین حمل و نقل گم شده است.
همراهی کردن
او پیشنهاد داد که همسایه سالخورده خود را به فروشگاه مواد غذایی همراهی کند.
احاطه کردن
کوهها روستا را محاصره میکنند، و منظرهای زیبا ایجاد میکنند.
مراقبت کردن
مادربزرگم بعد از فوت والدینم از من مراقبت کرد.
بزرگ کردن (بچه)
عمه بعد از فوت والدینش به پرورش برادرزادهاش کمک کرد.
بزرگ شدن
او قصد دارد به شهری برود که در آن بزرگ شده است.