انگلیسی کمبریج: PET (B1 Preliminary) - آب و هوا و بومشناسی
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
a storm with thunder and lightning and often heavy rain

طوفان تندری
کودکان از طوفان تندری ناگهانی در طول سفر کمپینگ خود هیجان زده شدند.
relating to the natural world and effects of human actions on it

زیستمحیطی, زیستمحیطی
تخریب محیط زیستی، ناشی از جنگلزدایی و تخریب زیستگاه، منجر به از دست رفتن تنوع زیستی میشود.
a tropical forest with many plants growing densely

جنگل
جنگل پر از صداهای حیوانات عجیب و غریب بود.
to put a seed, plant, etc. in the ground to grow

کاشتن
این یک سنت خانوادگی است که برای اولین سالگرد تولد هر کودک یک درخت جدید بکاریم.
a collection point or recycling container specifically designed for the deposit and recycling of glass bottles

بازیافت شیشه
جامعه یک رویداد پاکسازی ترتیب داد و ساکنان را تشویق کرد تا بطریهای شیشهای خود را به بانک بطری محلی بیاورند.
to make a waste product usable again

بازیافت کردن
زبالههای الکترونیکی را میتوان بازیافت کرد تا مواد ارزشمند بازیابی شوند و آلودگی زبالههای الکترونیکی کاهش یابد.
used again or transformed into a new product after being processed

بازیافتی, دوباره استفاده شده
او یک بطری آب پلاستیکی بازیافتی خرید تا زباله را کاهش دهد.
the process of making waste products usable again

بازیافت
او به کودکان درباره مزایای بازیافت آموزش میدهد.
a container used for storing waste or garbage

سطل زباله, ظرف زباله
سطل زباله بیرون از خانه در حال حاضر پر است.
a way or track that is built or made by people walking over the same ground

راه, مسیر
او برف را از مسیر پارو کرد.
a part of a shoreline that curves inward, larger than a cove but smaller than a gulf

خور (جغرافیا), خلیج (کوچک)
خلیج در طول طوفان یک بندرگاه محافظتشده برای کشتیها فراهم کرد.
an area by the sea, especially one at which people spend their holiday

دریاکنار, ساحل
شهر ساحلی در فصل تعطیلات پر از گردشگر بود.
a sheltered area of water along the coast where ships, boats, and other vessels can anchor safely, typically protected from rough seas by natural or artificial barriers

بندرگاه, اسکله
آنها یک مارینای جدید در بندر ساختند تا قایقهای بادبانی بیشتری را جای دهند.
a large area of land or of the world with specific characteristics, which is usually borderless

منطقه, ناحیه
منطقه مدیترانه ای به خاطر آب و هوای معتدل، خطوط ساحلی زیبا و میراث فرهنگی غنی آن معروف است.
a large tract of open land where livestock graze

چراگاه, مرتع
اسبها در چراگاه آفتابی در حال چرا بودند.
any of the large land masses of the earth surrounded by sea such as Europe, Africa or Asia

قاره
قطب جنوب سردترین قاره روی زمین است.
the rising of a body of water that covers dry places and causes damage

سیل
تیمهای نجات برای کمک به آسیبدیدگان از سیل فرستاده شدند.
the event during which the sun comes up

طلوع آفتاب
رنگهای آسمان در هنگام طلوع خورشید نفسگیر بود.
the event during which the sun goes down

غروب آفتاب
او عاشق نقاشی مناظر است، به ویژه صحنههای غروب آفتاب.
(of wind or an air current) to move or be in motion

وزیدن
او اجازه داد نسیم خنک از میان موهایش بوزد.
related to or using a temperature scale on which water boils at 100° and freezes at 0°

سانتیگراد
دماهای بالاتر از 35 درجه سانتیگراد میتواند برای کار در فضای باز خطرناک باشد.
(of weather) pleasantly warm and less cold than expected

معتدل
ما از هوای ملایم استفاده کردیم و به پیکنیک رفتیم.
a prediction or estimate of future events, often related to weather or conditions

پیشبینی آبوهوا
کشاورزان برای برنامهریزی کاشت به پیشبینی متکی هستند.
turned into ice because of cold weather

یخزده
زمین یخ زده کاشت هر چیزی در باغ را غیرممکن کرد.
a very powerful wind

تندباد, طوفان
گزارش هواشناسی از یک توفان شدید هشدار داد که میتواند درختان و خطوط برق را بیندازد.
the event during which snow begins to fall from the sky

بارش برف
کلبه دنج پناهگاهی عالی در برابر سرما ارائه میداد، با آتش ترق ترق کننده و پنجرههایی که منظره نفسگیر بارش برف را در بیرون قاب میکرد.
a gentle and usually pleasant wind

نسیم
او عاشق خواندن کتاب در پارک است در حالی که نسیم صفحات را به صدا در میآورد.
cold in an unpleasant or uncomfortable way

سرد
هوای سرد برای یک فنجان شکلات داغ عالی بود.
the typical weather conditions of a particular region

اقلیم, آبوهوا
او از آبوهوای معتدل شهر با وجود موقعیت شمالی آن متعجب شد.
slightly wet, particularly in an uncomfortable way

مرطوب, نمناک
لباسهایش از باران نم نم سبک در طول پیادهروی مرطوب شد.
(of the weather) sunny and clear

مطبوع (آبوهوا), خوب
پیشبینیها هوای خوب را برای تمام هفته پیشبینی میکنند، که برای تعطیلات ساحلی ایدهآل است.
(of the climate) having a lot of moisture in the air, causing an uncomfortable and sticky feeling

مرطوب (آبوهوا), دمدار
او در آب و هوای مرطوب احساس عرق کردن و ناراحتی کرد.
a bright flash, caused by electricity, in the sky or one that hits the ground from within the clouds

آذرخش, رعدوبرق
صاعقه برای لحظهای کوتاه تمام منظر را روشن کرد.
a brief period of rain or snow

رگبار (باران یا برف), بارش
پیشبینی آب و هوا بارش برف را در طول روز پیشبینی کرد.
the amount of carbon dioxide that an organization or person releases into the atmosphere

تأثیر کربن, میزان دیاکسیدکربن تولیدی
رانندگی با ماشینهای برقی میتواند به کاهش ردپای کربن شما کمک کند.
a fuel that is found in nature and obtained from the remains of plants and animals that died millions of years ago, such as coal and gas

سوخت فسیلی
زغال سنگ یکی از پرکاربردترین سوختهای فسیلی است.
a permanent change in global or regional climate patterns, including temperature, wind, and rainfall

تغییر آبوهوایی, تغییر اقلیمی
تغییر آب و هوا باعث تغییر در روشهای کشاورزی میشود.
referring to actions, products, or practices that aim to preserve or protect the natural environment

دوستدار محیطزیست
آنها روشنایی دوستدار محیط زیست نصب کردند تا مصرف انرژی را کاهش دهند.
the protection of the natural environment and resources from wasteful human activities

حفظ منابع طبیعی, محافظت
دولت قوانین سختگیرانه حفاظت را برای محافظت از پارکهای ملی کشور اجرا کرد.
materials that have no use and are unwanted

پسماند, زباله
زبالههای پلاستیکی تهدید قابل توجهی برای اکوسیستمهای دریایی ایجاد میکنند، با میلیونها تن پلاستیک که هر سال وارد اقیانوسها میشوند و زندگی دریایی را به خطر میاندازند.
lacking moisture or liquid

خشک
شنهای بیابان زیر پایشان خشک و زبر بود.
having an intense, almost unbearable heat

سوزان
ساکنان برای رهایی از هوای جوشان با ماندن در داخل خانه یا بازدید از فضاهای دارای تهویه مطبوع، تسکین یافتند.
the temperature that is below what is considered normal or comfortable for a particular thing, person, or place

سرما
او یک ژاکت پوشید تا خود را از سرما محافظت کند.
a weather condition during which the temperature drops below the freezing point and thin layers of ice are formed on the surfaces

یخبندان
هشدارهای یخبندان برای منطقه صادر شد زیرا دما کاهش یافت.
so cold that is uncomfortable or harmful

بسیار سرد
دمای یخبندان ساکنان را مجبور کرد تا چند لایه لباس بپوشند و در داخل خانه بمانند تا از سرمای گزنده در امان بمانند.
a long and artificial passage built and filled with water for ships to travel along or used to transfer water to other places

آبراه, کانال، آبگذر
آنها کانال را برای اتصال رودخانه به دریاچه برای حمل و نقل آسانتر ساختند.
