کمبریج انگلیسی: PET (B1 مقدماتی) - آب و هوا و بوم‌شناسی

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: PET (B1 مقدماتی)
اجرا کردن

طوفان تندری

Ex: The thunderstorm scared the dog , causing him to hide under the bed .

توفان سگ را ترساند و باعث شد که زیر تخت پنهان شود.

اجرا کردن

زیست‌محیطی

Ex: Environmental impact assessments evaluate the potential effects of human activities on the environment before projects are undertaken .

ارزیابی‌های تأثیر محیط زیستی، اثرات بالقوه فعالیت‌های انسانی بر محیط زیست را قبل از انجام پروژه‌ها ارزیابی می‌کنند.

jungle [اسم]
اجرا کردن

جنگل

Ex: Many medicinal plants are found in the jungle .

بسیاری از گیاهان دارویی در جنگل یافت می‌شوند.

to plant [فعل]
اجرا کردن

کاشتن

Ex: To attract butterflies , you should plant some milkweed in your garden .

برای جذب پروانه‌ها، باید در باغ خود مقداری علف شیر بکارید.

bottle bank [اسم]
اجرا کردن

بازیافت شیشه

Ex: The school implemented a recycling program , placing bottle banks throughout the campus to encourage sustainable practices .

مدرسه یک برنامه بازیافت اجرا کرد، با قرار دادن بانک‌های بطری در سراسر محوطه دانشگاه برای تشویق به روش‌های پایدار.

to recycle [فعل]
اجرا کردن

بازیافت کردن

Ex: Many communities encourage residents to recycle plastic bottles to reduce environmental pollution .
recycled [صفت]
اجرا کردن

بازیافتی

Ex: He wore a jacket made from recycled polyester fibers .

او یک ژاکت پوشیده بود که از الیاف پلی استر بازیافتی ساخته شده بود.

recycling [اسم]
اجرا کردن

بازیافت

Ex: The school organized a recycling campaign .
rubbish bin [اسم]
اجرا کردن

سطل زباله

Ex: She put the used paper towels in the rubbish bin to keep the kitchen tidy .

او دستمال‌های کاغذی استفاده شده را در سطل زباله گذاشت تا آشپزخانه تمیز بماند.

path [اسم]
اجرا کردن

راه

Ex: The garden path was covered in autumn leaves .

مسیر باغ با برگ‌های پاییزی پوشیده شده بود.

bay [اسم]
اجرا کردن

خور (جغرافیا)

Ex: Fishermen set sail early in the morning to catch fish in the bay .
seaside [اسم]
اجرا کردن

دریاکنار

Ex: The children built sandcastles on the seaside during their vacation .

کودکان در تعطیلات خود قلعه‌های شنی روی ساحل دریا ساختند.

harbor [اسم]
اجرا کردن

بندرگاه

Ex: The ships docked in the harbor to avoid the storm approaching from the open sea .

کشتی‌ها در بندر پهلو گرفتند تا از طوفانی که از دریای آزاد نزدیک می‌شد، اجتناب کنند.

region [اسم]
اجرا کردن

منطقه

Ex: Wine enthusiasts often travel to the Bordeaux region in France to explore its renowned vineyards and taste exquisite wines .

علاقه‌مندان به شراب اغلب به منطقه بوردو در فرانسه سفر می‌کنند تا تاکستان‌های معروف آن را کاوش کنند و شراب‌های عالی را بچشند.

range [اسم]
اجرا کردن

a large tract of open land where livestock graze

Ex: Wildlife conservationists monitored animals on the range .
continent [اسم]
اجرا کردن

قاره

Ex: Australia is the only continent that is also a country .

استرالیا تنها قاره‌ای است که یک کشور نیز محسوب می‌شود.

flood [اسم]
اجرا کردن

سیل

Ex: The flood submerged the entire farmland under water .

سیل تمام زمین های کشاورزی را زیر آب فرو برد.

sunrise [اسم]
اجرا کردن

طلوع آفتاب

Ex: Sunrise is usually around 6 AM in the summer .

طلوع آفتاب معمولاً حدود ساعت 6 صبح در تابستان است.

sunset [اسم]
اجرا کردن

غروب آفتاب

Ex: They planned a romantic picnic to coincide with the sunset .

آنها یک پیک نیک رمانتیک برنامه ریزی کردند تا با غروب آفتاب همزمان شود.

to blow [فعل]
اجرا کردن

وزیدن

Ex:

تندبادهای قوی لباس‌ها را از روی بند پراند.

mild [صفت]
اجرا کردن

معتدل

Ex: The forecast predicts mild conditions with no heavy rain or storms .

پیش‌بینی شرایط ملایم را بدون باران شدید یا طوفان پیش‌بینی می‌کند.

forecast [اسم]
اجرا کردن

پیش‌بینی آب‌وهوا

Ex:
frozen [صفت]
اجرا کردن

یخ‌زده

Ex: The frozen landscape looked magical under the winter moonlight .

منظره یخ زده در نور ماه زمستانی جادویی به نظر می‌رسید.

gale [اسم]
اجرا کردن

تندباد

Ex: The sailors reefed the sails to prepare for the incoming gale and the rough seas it would bring .

ملوانان بادبان‌ها را جمع کردند تا برای توفان پیش رو و دریاهای خروشانی که به همراه خواهد آورد آماده شوند.

snowfall [اسم]
اجرا کردن

بارش برف

Ex: Children rushed outside , giggling with delight as they caught snowflakes on their tongues during the first snowfall of the season .

بچه‌ها به بیرون هجوم بردند، در حالی که با خوشحالی می‌خندیدند و دانه‌های برف را روی زبانشان می‌گرفتند در اولین بارش برف فصل.

breeze [اسم]
اجرا کردن

نسیم

Ex: The lake was calm with only a slight breeze disturbing the water surface .

دریاچه آرام بود و فقط یک نسیم ملایم سطح آب را به هم می‌زد.

chilly [صفت]
اجرا کردن

سرد

Ex: The water felt chilly , making it hard to swim .

آب سرد احساس می‌شد، که شنا کردن را سخت می‌کرد.

climate [اسم]
اجرا کردن

اقلیم

Ex: The Mediterranean climate is characterized by hot summers and mild winters .

آب و هوای مدیترانه‌ای با تابستان‌های گرم و زمستان‌های معتدل مشخص می‌شود.

damp [صفت]
اجرا کردن

مرطوب

Ex: The soil in the garden was damp from overnight watering , perfect for planting seeds .

خاک باغ از آبیاری شبانه مرطوب بود، برای کاشت دانه‌ها عالی.

fine [صفت]
اجرا کردن

مطبوع (آب‌وهوا)

Ex: She opened the windows to let the fresh air in on a fine , sunny morning .

او پنجره‌ها را باز کرد تا هوای تازه در یک صبح خوب و آفتابی داخل شود.

humid [صفت]
اجرا کردن

مرطوب (آب‌وهوا)

Ex:

گیاهان در محیط مرطوب گلخانه رشد کردند.

lightning [اسم]
اجرا کردن

آذرخش

Ex:

او دید که یک برق به درختی در دوردست برخورد کرد.

shower [اسم]
اجرا کردن

رگبار (باران یا برف)

Ex: The garden got a much-needed shower in the early morning .

باغ صبح زود بارانی بسیار مورد نیاز دریافت کرد.

اجرا کردن

تأثیر کربن

Ex: The government encouraged citizens to cut their carbon footprints .
fossil fuel [اسم]
اجرا کردن

سوخت فسیلی

Ex: Natural gas is considered a cleaner fossil fuel compared to coal .

گاز طبیعی به عنوان یک سوخت فسیلی پاک‌تر در مقایسه با زغال سنگ در نظر گرفته می‌شود.

اجرا کردن

تغییر آب‌وهوایی

Ex: Some species are threatened with extinction due to climate change .

برخی گونه‌ها به دلیل تغییرات آب و هوایی در معرض انقراض هستند.

اجرا کردن

دوستدار محیط‌زیست

Ex: The packaging is entirely biodegradable , making it an environmentally friendly choice .

بسته‌بندی کاملاً قابل تجزیه زیستی است، که آن را به انتخابی دوستدار محیط زیست تبدیل می‌کند.

اجرا کردن

حفظ منابع طبیعی

Ex: The conservation of forests plays a key role in maintaining global biodiversity .
waste [اسم]
اجرا کردن

پسماند

Ex: Hazardous waste , such as chemicals and electronic waste , requires special handling and disposal methods to prevent harm to human health and the environment .
dry [صفت]
اجرا کردن

خشک

Ex: Her lips were dry and cracked from exposure to the wind .

لب‌هایش از باد خشک و ترک خورده بود.

boiling [صفت]
اجرا کردن

سوزان

Ex:

آسفالت جاده‌ها در گرمای جوشان به نظر ذوب می‌شد.

cold [اسم]
اجرا کردن

سرما

Ex: The cold can be extreme in the polar regions .

سرما می‌تواند در مناطق قطبی شدید باشد.

frost [اسم]
اجرا کردن

یخبندان

Ex: The frost made the air feel crisp and refreshing as they walked outside .

یخبندان هوا را ترد و طراوت بخش کرد در حالی که آنها بیرون راه می رفتند.

icy [صفت]
اجرا کردن

بسیار سرد

Ex: She poured the icy drink over her head to cool off in the summer heat .

او نوشیدنی یخ زده را روی سرش ریخت تا در گرمای تابستان خنک شود.

canal [اسم]
اجرا کردن

آبراه

Ex: They installed locks along the canal to control water flow .