کمبریج انگلیسی: PET (B1 مقدماتی) - Social Media

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: PET (B1 مقدماتی)
selfie [اسم]
اجرا کردن

سلفی (عکاسی)

Ex: Taking a selfie with the scenic backdrop of the mountains was a highlight of their hiking trip .

گرفتن یک سلفی با منظره زیبای کوه‌ها یکی از نقاط برجسته سفر کوهنوردی آنها بود.

filter [اسم]
اجرا کردن

a digital tool or feature that modifies or enhances photos or videos by applying effects or adjustments for a desired visual result

Ex: A beauty filter smoothed the subject 's skin in the video .
to tag [فعل]
اجرا کردن

تگ کردن

Ex: He 's the one who always tags us in those hilarious memes on Facebook .

او کسی است که همیشه ما را در آن میم‌های خنده‌دار در فیس‌بوک تگ می‌کند.

story [اسم]
اجرا کردن

استوری

Ex: " Check my story , I added a poll about the movie ! "

"استوری من را چک کن، یک نظرسنجی درباره فیلم اضافه کردم!" او گفت.

اجرا کردن

درخواست دوستی (رسانه اجتماعی)

Ex: She ignored the friend request from the unfamiliar user on Twitter .

او درخواست دوستی از کاربر ناآشنا در توییتر را نادیده گرفت.

to comment [فعل]
اجرا کردن

نظر دادن

Ex: After reading the article , she decided to comment on the author 's perspective and add her own insights .

پس از خواندن مقاله، او تصمیم گرفت بر دیدگاه نویسنده نظر دهد و بینش‌های خود را اضافه کند.

to unfriend [فعل]
اجرا کردن

حذف از دوستان

Ex:

او پس از جدایی، دوست پسر سابقش را آنفرند کرد.

to block [فعل]
اجرا کردن

بلاک کردن

Ex: They blocked the annoying relative who constantly commented negatively on their photos .

آنها بستگان آزاردهنده‌ای که مدام روی عکس‌هایشان نظر منفی می‌دادند را مسدود کردند.

to [go] online [عبارت]
اجرا کردن

به اینترنت متصل شدن

Ex: The students often go online to access educational resources and assignments .
to text [فعل]
اجرا کردن

پیام دادن (از طریق موبایل)

Ex:

ما به همسایه‌هایمان پیام دادیم تا آنها را به باربیکیو دعوت کنیم.