کمبریج انگلیسی: PET (B1 مقدماتی) - چشماندازها و اشکال زمین

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کمبریج انگلیسی: PET (B1 مقدماتی)
branch [اسم]
اجرا کردن

شاخه

Ex: The bird built a nest on a high branch , safe from most predators and offering a good vantage point .

پرنده لانه‌ای روی یک شاخه بلند ساخت، در امان از بیشتر شکارچیان و با چشم‌اندازی خوب.

bush [اسم]
اجرا کردن

بوته

Ex:

آنها بوته بیش از حد رشد کرده را هرس کردند تا به یک پرچین تزئینی مرتب در کنار راهرو تبدیل شود.

cave [اسم]
اجرا کردن

غار

Ex: Some caves are home to unique ecosystems , with specialized plants and animals adapted to the dark , subterranean environment .

برخی از غارها میزبان اکوسیستم‌های منحصر به فردی هستند، با گیاهان و حیوانات تخصص یافته‌ای که به محیط تاریک و زیرزمینی سازگار شده‌اند.

cliff [اسم]
اجرا کردن

صخره

Ex: Hikers often visit the cliff for its stunning panorama of the coastline .

کوهنوردان اغلب برای دیدن منظره خیره‌کننده خط ساحلی از صخره دیدن می‌کنند.

glacier [اسم]
اجرا کردن

یخچال طبیعی

Ex:

او منابع انرژی تجدیدپذیر را به سوخت‌های فسیلی ترجیح می‌دهد.

iceberg [اسم]
اجرا کردن

کوه یخ (شناور در آب)

Ex: Satellite imagery revealed a massive iceberg breaking off from Antarctica .

تصاویر ماهواره‌ای یک کوه یخ عظیم را نشان داد که از قطب جنوب جدا شده است.

leaf [اسم]
اجرا کردن

برگ

Ex:

باغبان متوجه شد که برگ‌های گیاهان گوجه فرنگی در حال زرد شدن هستند، که نشان‌دهنده کمبود احتمالی مواد مغذی است.

riverbank [اسم]
اجرا کردن

کنارۀ رودخانه

Ex: The fisherman patiently cast his line from the riverbank , hoping for a big catch .

ماهیگیر با صبر خط خود را از کنار رودخانه انداخت، به امید یک صید بزرگ.

sand dune [اسم]
اجرا کردن

تپه شنی

Ex: A sand dune can shift due to strong winds .

یک تپه ماسه‌ای می‌تواند به دلیل بادهای شدید جابجا شود.

shore [اسم]
اجرا کردن

ساحل

Ex: The picnic was set up on the shore , offering a beautiful view of the lake .

پیک نیک در ساحل برپا شده بود، که منظره زیبایی از دریاچه ارائه می‌داد.

stone [اسم]
اجرا کردن

سنگ

Ex: The pathway in the garden was paved with smooth stones .

مسیر در باغ با سنگ‌های صاف فرش شده بود.

wave [اسم]
اجرا کردن

موج

Ex: The ocean was calm today , with only gentle waves rolling towards the sandy beach .

امروز اقیانوس آرام بود، با تنها امواج ملایمی که به سمت ساحل شنی می‌غلتیدند.

tropical [صفت]
اجرا کردن

استوایی

Ex:

طوفان‌های گرمسیری، مانند طوفان‌ها و توفان‌ها، می‌توانند باران‌های سنگین و بادهای شدید به همراه داشته باشند.

temperate [صفت]
اجرا کردن

معتدل (آب‌ و هوا)

Ex: Residents of temperate regions enjoy the luxury of not having to deal with extreme temperatures , making outdoor activities enjoyable year-round .

ساکنان مناطق معتدل از این مزیت برخوردارند که با دماهای شدید روبرو نشوند، که این امر فعالیت‌های فضای باز را در تمام سال لذت‌بخش می‌کند.

grassland [اسم]
اجرا کردن

علفزار

Ex: Farmers use grasslands for cattle grazing .

کشاورزان از مراتع برای چرای دام استفاده می‌کنند.

trunk [اسم]
اجرا کردن

تنه (درخت)

Ex: He noticed a band of fungus growing around the trunk , indicating potential disease .

او متوجه یک نوار قارچ شد که در اطراف تنه درخت رشد کرده بود، که نشان دهنده بیماری بالقوه بود.

dense [صفت]
اجرا کردن

متراکم

Ex: The dense mist created an eerie atmosphere on the lake in the early morning .

مه غلیظ صبح زود دریاچه را در فضایی عجیب فرو برد.

اجرا کردن

منطقه حفاظت‌شده

Ex: Scientists conduct research on biodiversity within the nature reserve .

دانشمندان تحقیقاتی در مورد تنوع زیستی در ذخیره‌گاه طبیعی انجام می‌دهند.

stream [اسم]
اجرا کردن

نهر

Ex: She washed her hands in the cold stream after the long walk .

او بعد از پیاده‌روی طولانی دست‌هایش را در جویبار سرد شست.

peaceful [صفت]
اجرا کردن

درصلح

Ex: After a long day , she enjoyed the peaceful silence of her garden as the sun set .